-نام پدر و مادر حضرت مريم چيست؟

(13631)
-در هنگام فاتحه خواندن حتماً بايد دعاي اللّهم اغفر للمؤمنين و المؤمنات و المسلمين و المسلمات را بگويند و بعد سوره حمد و توحيد را بخوانندّ آيا در غير اين صورت فاتحه خواندن درست نيست؟

(12908)
-پيامبري كه پدر داشت امّا مادر نداشت , چه كسي بود؟

(9015)
-خوش صداترين پيامبر چه نام داشته است؟

(4746)
-چرا خداوند به ابراهيم((عليه السلام)) لقب خليل الله را عطا كرد؟
(2479)
-چرا نام پيامبر قوم لوط، لوط بوده ، مگر نه اين كه نام انبياي الهي با مسمي بوده و كامل و زيبا؟توضيح دهيد معنا و مفهوم لوط چيست؟

(1575)
-بعضي مي گويند: حضرت ابراهيم در روز سيزده بدر كه مردم به بيرون شهر رفته بودند, بت هارا شكست و مي گويند: درست نيست در اين روز به بيرون شهر برويم ; آيا اين گفته درست است ؟

(1420)
-چرا حضرت داوود با اين كه از پيامبران اولوالعزم نبود، داراي كتاب زبور بوده است؟

(1240)
-علت حرام و گناه بودن غيبت چيست؟ چرا دين اسلام بر اين موضوع حساس ميباشد و به شدت از آن نهي ميكند؟

(995)
-آيا كتاب زبور داود به زبان فارسي موجود است ؟

(872)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:27050 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:1

آيا بعد از گفتن شهادتين، مسلمان شويم و ديگر آزمايش نميشويم؟

الف) در قرآن كريم، از اسلام به معاني مختلف تعبير شده است:

1. تسليم حق شدن و انقياد: رَبَّنَا وَ اجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِن ذُرِّيَّتِنَآ أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّك;(بقره،128) پروردگارا! ما را تسليم فرمان خود قرار ده و از دودمان ما، امتي كه تسليم فرمانت باشند، به وجود آور! منظور از اسلام در آية فوق، تسليم حق شدن و فرمانبرداري از حق تعالي است.

2. دين الهي و ملت; دين آسماني كه خداوند از بدو آفرينش توسط پيامبران براي مكلفين فرستاده است: إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الاْ ?ًِسْلَـَم;(آلعمران) در حقيقت، دين نزد خدا همان اسلام است، كه منظور اصل اسلام نازل بر همه انبيأ مراد است; يعني براي شما نيز دين اسلام انتخاب نموديم.

3. شريعت خاتم الانبيأ6; وَرَضِيتُ لَكُمُ الاْ ?ًِسْلَـَمَ دِينًا;(مائده،3) و اسلام را به عنوان آيين ]جاودان[ شما پذيرفتم، قهراً مراد از اسلام در آيه شريفه، مفهوم خاص آن است; يعني كاملترين مرحله اديان آسماني، شريعت خاتم المرسلين، كه نمونة كامل تسليم در مقابل حق ميباشد.(ر.ك: قاموس قرآن، سيد علي اكبر قرشي، ج 3، ص 301ـ306، دارالكتب الاسلامية / معارف و معاريف، سيد مصطفي حسيني دشتي، ج 2، ص 179ـ191، چاپ دانش قم / تفسير نمونه، آيت الله مكارم شيرازي و ديگران، ج 2، ص 490ـ493، دارالكتب الاسلامية.)

آنچه از نظر واقع با ارزش است، اسلام واقعي است و آن اين است كه شخص قلباً در مقابل حقيقت تسليم باشد، درِ دل را به روي حقيقت گشوده باشد، تا آن چه كه حق است بپذيرد و عمل كند و اسلامي كه پذيرفته است، بر اساس تحقيق و كاوش از يك طرف، و تسليم و بيتعصبي از طرف ديگر باشد. هر چند شخص با اظهار ايمان و عمل به ظواهر دستورات ديني ـ اعم از اين كه مقرون با ايمان و يقين دل باشد و يا اين كه از لفظ تجاوز نكند ـ مسلمان شمرده ميشود و هر كس تنها شهادتين را بر زبان جاري كند، جانش محفوظ و تزويج با او مباح ميشود و از مسلمان ارث ميبرد و عضوي از مجموعه امت اسلامي شمرده ميشود، ولي از آيه: رَبَّنَا وَ اجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ...;(بقره،128) پروردگارا ما را تسليم خود قرار ده...، استفاده ميشود كه اسلام مراتبي دارد و حضرت ابراهيم و اسماعيلغ از خداوند، مراتب بالاي اسلام، يعني بندگي در كليه امور مربوط به دنيا و آخرت و تسليم در برابر موجبات خشنودي خدا، را تقاضا ميكنند: اين مراتب عبارتند از: 1. نخستين مرتبه اسلام; قبول ظاهر اوامر و نواهي ديني كه با ذكر شهادتين صورت ميگيرد به دنبال اين مرتبه، اولين مرتبه ايمان، يعني اعتقاد قلبي به مضمون شهادتين است.

2. مرحله دوم اسلام; يعني تسليم و انقياد قلبي در مقابل بيشتر اعتقادات حقه است كه لازمه آن اعمال صالحه است، اگرچه ممكن است در پارهاي از موارد تخلفي از او سر زند.

3. مرحلة سوم اسلام; در اين مرحله شخص در ظاهر و باطن خود چيزي را نميبيند كه منقاد امر و نهي او نباشد و يا تن به قضا و قدر او ندهد، اخلاق فاضلة انساني; مانند رضا و تسليم و عمل و صبر در راه خدا و مرحلة كامل زهد و ورع و دوستي و دشمني با دوستان و دشمنان خدا از لوازم اين مرحله است.

4. مرحله چهارم اسلام; كمال عبوديت و تسليم كامل در مقام پروردگار است، كه مخصوص انبيأ: و اوليأ الهي است.

اميرمؤمنان عليدر گفتاري شش مرحله براي اسلام بيان فرموده است: نخست ميفرمايد: اسلام، همان تسليم در برابر حق است، سپس اضافه ميكند تسليم بدون يقين ممكن نيست، يقين هم تصديق (قلبي) است، تصديق هم اقرار (اظهار كردن) است، اقرار همان انجام وظيفه است، انجام مسئوليت همان عمل است.(ميزان الحكمة، محمدي ري شهري، ح 8810، ص 527، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي.)

بنابراين، براي اين كه بتوانيم مسلمان واقعي باشيم بايد تمام مراحل ايمان را سپري نماييم و به مراحل كامل از اسلام برسيم.(ر.ك: ترجمه تفسير الميزان، علامه طباطبايي;، ج 1، ص 392 ـ 417، نشر بنياد علمي و فكري علامه طباطبايي; / مجموعه آثار، شهيد مطهري;، ج 1، ص 274 ـ 342، نشر صدرا.)

ب) امّا در مورد اينكه آيا پس از اسلام و ايمان آزمايش ميشويم يا نه؟ لازم است چند نكته را يادآور شويم:

1. امتحان، يك سنّت عام الهي است و براي همة انسانها اعم از مسلمانان و غيرمسلمانان، انسانهاي پيشين و حال و آينده، پيامبران و غير آنها و... وجود دارد. خداوند متعال، در آيه دو و سه سورة عنكبوت ميفرمايد: أَحَسِبَ الناسُ أَنْ يُتْركوا أنْ يَقُولوا ءامنَّا و هُم لايُفْتَنُون # و لَقدْ فَتَنَّا الَّذين منْ قبْلِهم...; آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم، رها ميشوند و مورد آزمايش قرار نميگيرند؟ و به يقين، كساني را كه پيش از اين بودند، آزموديم... .; بنابراين، اختصاصي به مؤمنان ندارد; بلكه آزمايشهاي الهي همگاني است; به همين جهت، خداوند تمامي مردم را مورد خطاب قرار داده و ميفرمايد: إِنَّا خَلَقْنَا الاْ ?ًِنسَـَنَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيه;(انسان،2) ما انسان را از نطفة مختلطي آفريديم، و او را ميآزمائيم.(رجوع كنيد: (ملك،2)، (هود، 7)، (كهف، 7)، (فجر، 15).)

آري; از آيات و روايات چنين به نظر ميرسد كه مؤمنين بيشتر و شديدتر از ديگران در معرض آزمايش قرار ميگيرند.(رجوع شود: (عنكبوت،10)، (انفال،17).)

2. آزمايشهاي ما، براي شناخت بيشتر و رفع ابهام و جهل است، امّا خداوندي كه از اسرار درون و بيرون همه كس و همه چيز آگاه است، امتحان او در واقع به جهت پرورش و تربيت و شكوفا كردن استعدادهاي نهفته و در نتيجه به تكامل رساندن بندگان است. قرآن مجيد به اين حقيقت تصريح كرده و ميفرمايد: وَلِيَبْتَلِيَ اللَّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحِّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ;(آل عمران،154) خداوند، آنچه در سينههايتان پنهان داريد، بيازمايد; و آنچه را در دلهاي شما (از ايمان) است خالص گرداند.(رجوع كنيد: نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، خطبه 192، ص 398 و نامه 55، ص 592، نشر لقمان.)

3. حكمت و عدالت خداوند حكيم و عادل، اقتضا ميكند كه بندگان در معرض آزمايش قرار گيرند، تا ميزان ايمان هر فردي آشكار شود; چرا كه ايمان داراي مراحل متفاوتي است و بهترين محك ايمان، امتحان الهي است، در همين رابطه خداوند ميفرمايد: وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكَـَذِبِينَ;(عنكبوت،3) و به يقين، كساني را كه پيش از اينان بودند آزموديم، تا خدا آنان را كه راست گفتهاند معلوم دارد و دروغگويان را ]نيز[ معلوم دارد.(ر.ك: (محمد، 31) نهج البلاغه، همان، خطبهي 192، ص 387 و حكمت 93، ص 642.)

و چه زيبا، اميرالمؤمنينپرده از حكمت اين سنّت الهي برداشته و ميفرمايد: خداوند پرده از اسرار درون بندگان (با آزمايشهاي خود) برداشت، نه به خاطر اين كه به آن چه پنهان داشتهاند، از اسرار و انديشههايي كه در دل دارند بيخبر باشد، بلكه خواست آنان را آزمايش كند، تا كدام يك، اعمال نيكوتر انجام ميدهند; تا پاداش، در برابر نيكوكاري و كيفر مكافات، در برابر بدي باشد.(نهج البلاغه، همان، خطبهي 144، ص 264.)

بنابراين، يكي از حكمتهاي اين سنّت الهي را، همانند ساير سنتهاي الهي، بايد در عدالت خداوند جستجو كرد.

علاوه بر تمام اينها، از آثار و نقش سازنده امتحان الهي نبايد غفلت ورزيد، كه از جملهي آنها هشدار و توجه دادن و ياد خدا كردن است; خداوند ميفرمايد أَوَ لاَيَرَوْنَ أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٍ مَّرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ لاَيَتُوبُونَ وَ لاَ هُمْ يَذَّكَّرُونَ;(توبه،126) آيا آنها نميبينند كه در هر سال، يك بار يا دو بار آزمايش ميشوند؟! باز توبه نميكنند و متذكر هم نميگردند.(ر.ك: (اعراف، 68 و 130 و 94) / نهجالبلاغه، همان، خطبهي 143، ص 262 / امتحان سنّت الهي و عامل تكامل، حسين شفاهي، چاپ مهر.)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.