-نام پدر و مادر حضرت مريم چيست؟

(13585)
-در هنگام فاتحه خواندن حتماً بايد دعاي اللّهم اغفر للمؤمنين و المؤمنات و المسلمين و المسلمات را بگويند و بعد سوره حمد و توحيد را بخوانندّ آيا در غير اين صورت فاتحه خواندن درست نيست؟

(12902)
-پيامبري كه پدر داشت امّا مادر نداشت , چه كسي بود؟

(9013)
-خوش صداترين پيامبر چه نام داشته است؟

(4741)
-چرا خداوند به ابراهيم((عليه السلام)) لقب خليل الله را عطا كرد؟
(2479)
-چرا نام پيامبر قوم لوط، لوط بوده ، مگر نه اين كه نام انبياي الهي با مسمي بوده و كامل و زيبا؟توضيح دهيد معنا و مفهوم لوط چيست؟

(1574)
-بعضي مي گويند: حضرت ابراهيم در روز سيزده بدر كه مردم به بيرون شهر رفته بودند, بت هارا شكست و مي گويند: درست نيست در اين روز به بيرون شهر برويم ; آيا اين گفته درست است ؟

(1419)
-چرا حضرت داوود با اين كه از پيامبران اولوالعزم نبود، داراي كتاب زبور بوده است؟

(1238)
-علت حرام و گناه بودن غيبت چيست؟ چرا دين اسلام بر اين موضوع حساس ميباشد و به شدت از آن نهي ميكند؟

(994)
-آيا كتاب زبور داود به زبان فارسي موجود است ؟

(872)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:28694 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:1

با توجه به بي نيازي خدا چرا جهت افاضه فيض خود به انسان پيامبران راواسطه مي كند؟
بايد توجه كرد كه ما انسانها براي هدايت نيازمند به پيامبران هستيم و فياضيت خداوند - كه تمامي فيض و فيض مطلق و تمام است - اقتضا كرده است كه براي نيل آدمي به سعادت پيامبراني را ارسال نمايد. نگا: علامه طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، مؤسسه الاعلمي للمطبوعات، بيروت، چاپ پنجم، 1403 ق، 1983 م، ج 2، ص 148. اما اين افاضه فيض توسط رسولان هيچ منافاتي با غني بودن خداوند و عدم نياز او به غير خود ندارد چرا كه غرض از توحيد افعالي [يعني خدا در كارهايي كه انجام مي دهد نياز به كمك و يار و ياور ندارد] آن است كه انجام دادن كارهاي الهي نيازي به ياور و كمك خارج از ذات ندارد، ازاين رو اگر كاري به وسيله اسبابي انجام مي گيرد كه آن اسباب را هم خود خدا مي آفريند و آن را سبب قرار مي دهد، اين منافاتي با غناي او و توحيد افعالي ندارد. هنگامي استفاده از اسباب با غني بودن او منافات دارد كه بگوييم خدا به اسبابي كه خارج از ذات و خارج از حيطه آفرينش اوست نيازمند است، بنابراين خداوند متعال از طريق انبيايي كه خود آنها را آفريده و خود آنها را به پيامبري رسانده و خود آنها را به پيامبري مبعوث فرموده است، به بندگان خود افاضه فيض مي فرمايد و اين با غني بودن خداوند ناسازگار نيست. وقتي غني بودن و توحيد افعالي معني حقيقي خودرا از دست مي دهد كه بگوييم خداوند به پيامبراني نيازمند است كه مخلوق و مبعوث او نيستند. در باب توحيد افعالي نگا: مصباح يزدي، محمد تقي، معارف قرآن، مؤسسه در راه حق، قم، چاپ اول، 1367، مجله اول، ص 88 - 80. به نظر مي رسد منشأ نوع چنين شبهاتي مقايسه مفاهيم رايج ميان ما با مفاهيمي است كه نسبت به خداوند متعال به كار مي گيريم و اين در باب صفات و افعال الهي بيشتر مي باشد. آدمي يك سلسله مفاهيم را كه از مصاديق امكاني اخذ كرده؛ يعني، ابتدا چيزي را در خود يافته يا رابطه اي ميان دو موجود مخلوق و ممكن و مادي را شناخته، سپس از آن رابطه يافته يا شناخته شده، مفهومي گرفته و آن را تعميم داده تا شامل خدا هم بشود. مثلاً وقتي مي گوييم خداوند امور جهان را تدبير مي كند از اين «تدبير» همان تدبير رايج ميان خود كه فلاني يك مجتمع را اداره و امور آن را به پيش مي برد، استنباط ميكنيم. غني بودن و بي نياز بودن خداوند و يا افاضه فيض حضرت حق توسط اسباب و سلسله علل و معاليل نيز از اين مسأله مستثني نيست. ما فكر مي كنيم استفاده خداوند متعال از اسباب مانند استفاده انسان ها از يك سري ابزار است و چون آدمي در انجام كار بدان ابزار نيازمند است، فوري به ذهن ما چنين خطور مي كند كه خداوند هم به اسبابي كه توسط آن به ما فيض مي رساند نيازمند است و حال آن كه چنين نيست. ما نيازمند به ابزاري هستيم كه خارج از حيطه آفرينش ماست، ما به عللي و عواملي نيازمند هستيم كه در عرض و مقابل هستي و وجود وذات ماست و حال آن كه خداوند با ابزاري فيضش را مي رساند كه آن ابزار و وسايل علل و اسبابي هستند كه در طول هستي او بوده و مخلوق و وابسته محض به ذات مقدس اويند. البته اين مطلب بدان دليل است كه ما رابطه فاعليت الهي و خالقيت الهي را نمي توانيم درست درك و هضم كنيم و نمي توانيم تصوير صحيحي از رابطه واجب الوجود و ممكن الوجود داشته باشيم، چرا كه ذهن آدمي داراي قيود و شرايطي است كه معقولات علمي و فلسفي خود را از جهان طبيعت به دست مي آورد، لذا نمي تواند رابطه خدا را با جهان دقيقاً به دست آورد. البته اين عدم توانايي در رسيدن به كنه مطلب نبايد باعث شود كه ما فكر و عقل و خرد خود را تعطيل كنيم، بلكه بايد تلاش كنيم و معرفت عقلاني خود را زياد كنيم و در باب رابطه خداوند با جهان و افعال او و نسبت او با اسباب و نظامي كه خود بر جهان هستي حكم فرما ساخته است - از قرآن مدد جوييم. اگر در لحن هاي گوناگوني كه آيات قرآن نسبت و رابطه خدا با موجودات مطرح فرموده است دقت كنيم: لحن هايي چون «احاطه خداوند بر همه موجودات»، {V(نساء، آيه 126)V}، «قوام جهان هستي از خداست»، {V(بقره، آيه 255)V}، «خداوند با همه موجودات است»، {V(طه، آيه 111)V}، (خدا خالق هستي است»، {V(انعام، آيه 102)V}، «خداوند مالك هستي است»، «خدا حافظ جهان هستي است»، {V(هود، آيه 57)V}، «پرورش دهنده همه هستي است»، {V(انعام، آيه 64)V} و... تدريجاً معرفت ما در باب نسبت خدا با علل و اسبابي كه خود مقرر و خلق فرموده روشن تر مي شود و در عين حال غني بودن محض و محض غني بودن او براي ما بيشتر واضح مي گردد كه در اين راه نيز بايد از او مدد جوييم. در باب نسبت خداوند با افعال خود نگا: همان: صص 116 - 96 و نصري، عبداللَّه، تكاپوگر انديشه ها (زندگي، آثار و انديشه هاي استاد محمد تقي جعفري) پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، تهران، چاپ اول، تابستان 1376، ص 156 - 151). {Sجرعه اي بر ريختي زآن خفيه جام # بر زمين خاك من كاس الكرام S} {Sهست بر زلف و رخ از جرعه ش نشان # خاك را شاهان همي ليسند از آن S} {Sجرعه حسن است اندر خاك گش # كه به صد دل روز و شب مي بوسيش S} {V(مثنوي، دفتر پنجم، ابيات 374 - 372)V}

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.