-در هنگام فاتحه خواندن حتماً بايد دعاي اللّهم اغفر للمؤمنين و المؤمنات و المسلمين و المسلمات را بگويند و بعد سوره حمد و توحيد را بخوانندّ آيا در غير اين صورت فاتحه خواندن درست نيست؟

(12890)
-نام پدر و مادر حضرت مريم چيست؟

(12780)
-پيامبري كه پدر داشت امّا مادر نداشت , چه كسي بود؟

(8970)
-خوش صداترين پيامبر چه نام داشته است؟

(4738)
-چرا خداوند به ابراهيم((عليه السلام)) لقب خليل الله را عطا كرد؟
(2477)
-چرا نام پيامبر قوم لوط، لوط بوده ، مگر نه اين كه نام انبياي الهي با مسمي بوده و كامل و زيبا؟توضيح دهيد معنا و مفهوم لوط چيست؟

(1570)
-بعضي مي گويند: حضرت ابراهيم در روز سيزده بدر كه مردم به بيرون شهر رفته بودند, بت هارا شكست و مي گويند: درست نيست در اين روز به بيرون شهر برويم ; آيا اين گفته درست است ؟

(1413)
-چرا حضرت داوود با اين كه از پيامبران اولوالعزم نبود، داراي كتاب زبور بوده است؟

(1232)
-علت حرام و گناه بودن غيبت چيست؟ چرا دين اسلام بر اين موضوع حساس ميباشد و به شدت از آن نهي ميكند؟

(993)
-آيا كتاب زبور داود به زبان فارسي موجود است ؟

(870)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:28716 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:1

ديدگاهها نظريه ويتگنشتاين است كه در آن مي گويد معرفت آدمي تابع نحوه معيشت اوست را بيان فرماييد؟
ويتگنشتاين در آثار متأخر خود نظريه اي تحت عنوان «بازي هاي زبان» مطرح كرد. اين نظريه مبتني بر دو ديدگاه بود: الف) زبان داراي كاركردها و نقش هاي متفاوتي است كه هيچ نقطه مشترك ثابتي در ميان آنها نمي توان يافت و بازي هاي زباني صرفاً شباهتي خانوادگي با هم دارند. ب ) اين زبان هاي مختلف از نحوه هاي معيشتي (صور حيات) گوناگون ناشي مي شود. به عبارت ديگر هر نحوه معيشتي خاص زبان متناسب با خويش را مي طلبد كه با دنياي ديگر و زبان ديگر متناسب است، بنابراين، زبان هر كس نمايان گر دنياي خاصي است كه او در آن دنيا زندگي مي كند و براي فهم دنياي او بايد زبانش را مورد مطالعه قرار داد. وي معتقد است در خارج نحوه هاي معيشتي متفاوتي وجود دارد كه مقتضي و مستلزم پيدايش زبان هاي متفاوتي اند كه اين زبان ها بازي هاي زباني متفاوتي را به وجود مي آورد. توجه به اين نكته ضروري است كه مقصود وي از نحوه معيشت، صرف معيشتي مادي و شهواني و... نيست بلكه تمام آمال و آرزوها، افكار و انديشه ها و شخص را در بر مي گيرد. مثلاً دنيايي كه عالم تجربي در آن به سر مي برد با دنيايي كه يك فيلسوف يا عارف در آن معيشت مي كند متفاوت است و ازاين رو، زبان علم تجربي با زبان فلسفه و زبان عرفان متمايز و متفاوت است. در فلسفه شما با نوعي از بازي زباني روبرو هستيد كه آن را در علوم تجربي نمي يابيد و همين طور... به اعتقاد وي مبتني بر نگرش فوق براي فهم هر زباني بايد نحوه معيشت با دنياي متناسب با آن را شناخت يا به عبارت دقيق تر در آن دنيا وارد شد. اگر كسي بخواهد به معناي واقعي كلمه زبان عرفان را بفهمد بايد وارد دنياي عارفان شود و تا اندازه اي كام او با تجربيات عرفاني شيرين شود و بتواند به فهم زبان آنها نايل گردد، {V(در اين باب نگا: ويتگنشتاين، يوستوس هارت ناكي، ترجمه: منوچهر بزرگ مهر، شركت سهامي انتشارات خوارزمي، چاپ دوم، 1360 ش، ص 81 به بعد و نيز: زبان دين، امير عباس علي زماني، دفتر تبليغات اسلامي قم، چاپ اول، پاييز 1375، صص 178 - 174)V}. اين ديدگاه لوازمي دارد كه نه تنها از نظر ما بلكه از ديدگاه فيلسوفان غربي نيز قابل مناقشه است. به دليل مجال اندك ما به مهمترين آنها با نقد و بررسي اشاره مي كنيم: 1- از آنجا كه زبان كاركردهاي نامحدود دارد، يافتن نظريه هاي كلي و از لحاظ فلسفي روشنگر در خصوص چگونگي كاركرد زبان و رابطه آن با جهان، براي ما ممكن نيست. اما اين كلام قابل مناقشه است زيرا تا در صدد صورت بندي و آزمون اين گونه نظريه ها برنياييم از كجا بدانيم كه موفق به پيدا كردن نظريه هاي كلي خواهيم شد يا نه؟ به گفته جان سول يكي از بزرگ ترين مفسران آراي ويتگنشتاين در قرن معاصر: «تنوع پديدارها نبايد في نفسه ما را نسبت به اين امر دلسرد و نااميد كند. مثلاً فيزيك را ملاحظه كنيد. اگر آبشار و كتري آب جوش و يك زمين يخ زده همه را با هم در نظر بگيريد، شايد فكر كنيد كه جلوه ها يا نمودهاي آب آن قدر متنوع است كه باور كردني نيست. ولي در واقع نظريه كلي بسيار خوبي در دست داريم كه نه تنها سبب اين پديدارها بلكه هر شكلي را كه آب به خودش بگيرد بيان مي كند، بنابراين نمي فهمم چرا نبايد در صدد پيدا كردن نظريه هايي به همين كليت در فلسفه زبان برآييم»، {V(فلاسفه بزرگ، بريان مگي، ترجمه: عزت الله فولادوند، شركت سهامي انتشارات خوارزمي تهران، چاپ اول، 1372 ش، ص 567)V}. 2- لازمه ديدگاه ويتگنشتاين آن است كه زبان تنها وسيله و ابزاري براي كاركردهاي گوناگون است و ازاين رو، از اين فكر كه بازنمايي(Representation) به هر حال جوهر زبان است، اعراض كرده و معتقد است كه بايد زبان را متشكل از ابزارهاي مختلفي براي علامت دادن به همديگر تلقي كنيم و بر همين اساس وي به اين نتيجه مي رسد كه انواع كاربردهاي زبان و بازي هاي زباني نامحدود است، چرا كه معيشت هاي گوناگون و فراوان و پايان ناپذيري داريم. اما اگر دقت شود نادرستي اين سخن مشخص مي گردد زيرا، اگر درست به اين كاربردها نگاه كنيد مي بينيد بازنمايي محور تقريباً هر بازي زباني است به گفته سول: «فرض كنيد من به شما فرمان بدهم از اتاق بيرون برويد، يا بپرسم كه آيا خيال داريد از اتاق بيرون برويد يا پيش بيني كنم كه از اتاق بيرون خواهيد رفت، يا صرفاً ابراز تمايل كنم كه از اتاق بيرون برويد. در هر يك از موارد، دست به حركتي در بازي زباني زده ام غير از موارد ديگر، ولي بايد توجه داشته باشيد كه هر كدام از اين بازي هاي زباني بايد داراي توان بازنماياندن اين وضع باشد كه شما از اتاق بيرون مي رويد. اين محتواي گزاره اي مشترك بايد هم در فرمان وجود داشته باشد، هم در آرزو، هم در پيش بيني، هم در پرسش و هم در هر چيز ديگر. همين كه توجه پيدا كنيد كه محتواي گزاره اي تقريباً در هر بازي زباني هست همچنين متوجه مي شويد كه محور زبان، بازنمايي است و بازنمايي جوهر زبان است و باز همين كه به اين امر توجه كنيد متوجه مي شويد كه كارهايي كه مي شود با زبان كرد تعدادشان در واقع محدود است نه نامحدود يا نامتناهي»، {V(همان، ص 568)V}. 3- يكي ديگر از لوازم فكري ويتگنشتاين آن است كه زبان ديني با پيش فرض ها و آرزوها، افكار و آمال گوناگون مي توانند وظايف گوناگوني ارائه كنند، چنان كه پس از او دست كم 5 تلقي از زبان ديني ارائه شد. الف) گزاره هاي ديني، نه صادق اند و نه كاذب بلكه توصيه هايي براي يك شيوه زندگي اند. ب ) گزاره هاي ديني كاربرد منحصراً وجودي دارند كه فقط به مسائل مرگ و زندگي و شكل گيري رهيافت ها و رويكردها مربوط مي شوند. ج ) زبان ديني پرستش را بيان مي كند يا برمي انگيزد. د ) نقش بارز زبان ديني در برانگيختن و ايجاد كردن رهيافت هاي ديني و رهنمون شدن ديگران به تجربه هاي تازه است. ه ) دين زباني متقاعد كننده به كار مي برد و...، {V(در اين باب نگا: علم و دين، ايان باربور، ترجمه بهاءالدين خرمشاهي، مركز نشر دانشگاهي تهران، چاپ اول، 1362ش، صص 283 - 285)V}. اما در چنين تعبير و تفسيرهاي اصالت وسيله اي و ابزارانگارانه از دين كه از لوازم تفكر ويتگنشتاين است مشكلات جدي نهفته است: اولاً، به گفته ايان باربور: «در اين صورت همه نقش هاي معرفتي و معرفت بخش زبان ديني رد و انكار خواهد شد [زيرا] همه نقش ها يا كاركردهايي كه پيشتر نقل شد اساساً غيرمعرفتي يا نامعرفت بخش است و ازاين رو محتمل صدق و كذب نيست؛ يعني، ما با چندين و چند زبان نامرتبط به هم روبرو خواهيم شد و عقايد ديني به صورت آلي نسبت به اهدافشان ملحوظ خواهند شد ولي بي شك در بعضي مقال ديني، دعاوي خاصي نسبت به حقيقت و واقعيت عرضه شده است... [مثلاً] توصيه يك شيوه زندگي اين معني را در بر دارد كه وجود جهان به نحوي است كه اين شيوه زندگي با آن موافق و مناسب است»، {V(همان، ص 286)V}. ثانياً، زبان پرستش شامل احكامي است راجع به آنچه انسان مي پرستد و اين تعهد مستلزم مقدار معرفتي است از ان چه انسان خود را بدان متعهد مي سازد. به بيان ديگر بايد از رابطه ميان زبان ديني و موضوع و تعلق پرستش و تعهد سؤال كنيم نه صرفاً از ذهن عالمي كه آن را به كار مي برد. اگر مردم دعاوي حقيقي و حقاني دين را نپذيرند، كاربردهاي چندگانه آن هم به جايي نخواهد رسيد، زيرا زبان ديني با فحواهايي كه دارد صاحب مرجع و داراي مابازاء خارجي مي نمايد. به گفته سول: «براي فهم گفتار ديني بايد ببينيد اين گفتار در زندگي مردم چه نقشي دارد. البته اين حرف يقيناً درست است ولي تا توجه نكنيد كه گفتار ديني بر چيزي فراسوي خودش دلالت مي كند، نقش آن را در زندگي مردم نخواهيد فهميد. صريح بگوييم، مردم عادي به اين دليل نماز مي خوانند و دعا مي كنند كه معتقدند آن بالا خدايي هست كه مي شنود. اما اين كه آيا خدايي هست يا نيست كه دعايشان را بشنود، في نفسه جزء بازي زباني نيست. مردم به اين دليل در بازي زباني ديني شركت مي كنند كه معتقدند خارج از بازي زباني، چيز ديگري هم هست كه به آن معنا و هدف مي دهد. بايد روشنفكر ديني بسيار لطيف طبعي باشيد كه بدانيد خارج از حوزه زبان خدايي نيست كه به دعايتان گوش بدهد و با وجود اين، باز هم دعا كنيد»، {V(فلاسفه بزرگ، ص 569 و 570)V}. 4- يكي ديگر از لوازم ديديگاه ويتگنشتاين آن است كه راه مفاهمه و گفت وگو بسته شود. زيرا اگر هر صنفي محدود و محصور در آمال، آرزوها، افكار و انديشه هاي خويش باشد لازمه اش آن خواهد بود كه ما انديشه هاي جدا جدا و تكه تكه اي را مي پذيريم كه هيچ راهي براي ارتباط با يكديگر ندارند و حال آن كه ما مشاهده مي كنيم كه انتقادهاي فراواني به تفاسير و فهم هاي متفاوت صورت مي گيرد، علاوه بر ان كه نظاره گر گفت وگو ميان انديشمندان مختلف از مكاتب گوناگون با فرهنگ هاي مختلف و از جوامع متفاوت بر سر اساسي ترين مسائل و اصول حيات بشري هستيم. اين موضوع تنها دامنگير فرهنگ هاي گوناگون نمي شود بلكه سلايق مختلف و رنگارنگ درون يك فرهنگ را نيز در بر مي گيرد. البته هر چند، فضاي ذهني و تاريخي يك جامعه كه داراي يك فرهنگ خاص است تا اندازه اي از همساني برخوردار است ولي در عين حال ما درون هر جامعه خرده فرهنگ هايي داريم كه فضاي ذهني خاصي بر انديشه هاي آنان حاكم است و در اين صورت، مفاهمه حتي در درون يك جامعه نيز مشكل خواهد بود و حال آن كه چنين نيست. ما قبول داريم كه هر رشته اي اصطلاحات خاص و روش مخصوص به خود را دارد ولي اين مطلب دليل بر آن نيست كه اين اصطلاحات و گفتارها كه در قالب زبان و الفاظ ارائه مي شود تنها حكايتگر فضاي ذهني انديشمندان و گروه خاص و ويژه اي است، بلكه بيانگر و بازنماي حقيقت و واقعيت ثابت و لايتغيري با زبان مخصوص به خود است.

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.