-در هنگام فاتحه خواندن حتماً بايد دعاي اللّهم اغفر للمؤمنين و المؤمنات و المسلمين و المسلمات را بگويند و بعد سوره حمد و توحيد را بخوانندّ آيا در غير اين صورت فاتحه خواندن درست نيست؟

(12878)
-نام پدر و مادر حضرت مريم چيست؟

(12191)
-پيامبري كه پدر داشت امّا مادر نداشت , چه كسي بود؟

(8945)
-خوش صداترين پيامبر چه نام داشته است؟

(4734)
-چرا خداوند به ابراهيم((عليه السلام)) لقب خليل الله را عطا كرد؟
(2473)
-چرا نام پيامبر قوم لوط، لوط بوده ، مگر نه اين كه نام انبياي الهي با مسمي بوده و كامل و زيبا؟توضيح دهيد معنا و مفهوم لوط چيست؟

(1563)
-بعضي مي گويند: حضرت ابراهيم در روز سيزده بدر كه مردم به بيرون شهر رفته بودند, بت هارا شكست و مي گويند: درست نيست در اين روز به بيرون شهر برويم ; آيا اين گفته درست است ؟

(1408)
-چرا حضرت داوود با اين كه از پيامبران اولوالعزم نبود، داراي كتاب زبور بوده است؟

(1223)
-علت حرام و گناه بودن غيبت چيست؟ چرا دين اسلام بر اين موضوع حساس ميباشد و به شدت از آن نهي ميكند؟

(986)
-آيا كتاب زبور داود به زبان فارسي موجود است ؟

(866)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:28792 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:1

آيا ناقص الخلقه بودن برخي افراد، با عدل خداوند منافات ندارد؟
براي فهم دقيق اين اشكال و جواب آن در ابتدا به معناي «عدل و ظلم» اشاره مي شود. {T1- مفهوم عدل:T} معناي لغوي عدل، برابري و برابر كردن است و در عرف به معناي رعايت حقوق ديگران در برابر ظلم (تجاوز به حقوق مردم) است. در تعريف عدل آمده است: {Hاعطاء كل ذي حق حقه H} همچنين معاني ديگري براي عدل ذكر شده است؛ ليكن معنايي از عدل كه به خداوند نسبت مي دهيم عبارت است از: «رعايت استحقاق ها در افاضه وجود و امتناع نكردن از افاضه و رحمت به آنچه امكان وجود يا كمال وجود دارد». بنابراين عدل خداوند عبارت است از فيض عام و بخشش گسترده در مورد همه موجوداتي كه امكان هستي يا كمال در هستي دارند؛ بدون هيچ گونه امساك يا تبعيضي. در اينجا ممكن است سؤال شود: چرا در جهان تبعيض وجود دارد؛ چرا يكي سفيد است و ديگري سياه؟ يكي زشت است و ديگري زيبا؟ يكي سالم است و ديگري ناقص؟ در پاسخ گفتني است: آنچه در نظام خلقت وجود دارد، تفاوت است؛ نه تبعيض و آنچه مذموم مي باشد، تبعيض است نه تفاوت. لازمه عدل، برابر قرار دادن همه انسان ها يا همه اشيا نيست؛ مثلاً معلم عادل كسي نيست كه همه شاگردان را - خواه كوشا باشند و خواه تنبل - به طور يكسان مورد تشويق و توبيخ قرار دهد و قاضي عادل كسي نيست كه مال مورد نزاع را به طور مساوي بين طرفين دعوا تقسيم كند؛ بلكه معلم عادل، كسي است كه هر كدام از شاگردان را به اندازه استحقاقشان، ستايش يا نكوهش كند و قاضي عادل كسي است كه مال مورد نزاع را به صاحبش بدهد. پس مقتضاي حكمت و عدل الهي اين نيست كه همه مخلوقات را يكسان بيافريند؛ بلكه اقتضاي حكمت اين است كه جهان را به گونه اي بيافريند كه موجودات مختلف متناسب با هدف نهايي باشند. در اين رابطه اجزاي عالم اشياء نبايد گسسته و جدا از يكديگر در نظر گرفت، بلكه بايد آنها را به صورت مجموعي كه هر عضو واقعاً و تكويناً جزء و عضو يك نظامند و در اين صورت هر امر جزيي و موردي بايد با نظام سنجيده شود. در يك مجموعه، هر جزء موقعيت خاصي دارد كه برحسب آن، كيفيت خاصي را دارا مي شود. جهان چون چشم و خط و خال و ابروست كه هر چيزي به جاي خويش نيكوست. اساساً اگر تفاوت وجود نداشته باشد، كثرت و تنوع نيز نخواهد بود و اگر كثرت و تنوع نباشد، ديگر مجموعه و نظام، مفهومي نخواهد داشت. در اينجا ممكن است سؤال شود كه چرا خداوند موجودات عالم را متفاوت و گوناگون و با ظرفيت هاي مختلف آفريده است؟ جواب اين است كه تفاوت موجودات ذاتي آن ها لازمه نظام علي و معلولي عالم است. توضيح اين كه در حكمت الهي اين بحث تحت عنوان «كيفيت صدور موجودات از ذات باري» مطرح است. موضوع بحث اين است كه آيا اراده خدا به طور جداگانه به آفرينش موجودات تعلق مي گيرد؛ مثلاً اراده مي كند «الف» را مي آفريند و اراده ديگري مي كند «ب» را مي آفريند و... يا آن كه همه اينها را با يك اراده واحد و بسيط ايجاد مي نمايد؟ دلايل عقلي و براهين فلسفي و نيز شواهدي از قرآن، بر درستي نظريه دوم دلالت دارد. به موجب اين نظريه - همه جهان - از آغاز تا انجام - با يك اراده الهي به وجود آمده است - قرآن مي فرمايد: {A{/Bإِنَّا كُلَّ شَيْ ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ * وَ ما أَمْرُنا إِلاَّ واحِدَةٌ{w1-10w}{I54:50-49I}/}A}؛{M ما همه چيز را با اندازه و قدر مشخصي آفريده ايم و كار ما جز يكي نيست M}»، (قمر، {Vآيه 49 و 50) V}. به موجب اين عقيده، براي آفرينش نظام خاص و قانون و ترتيب معيني هست و اراده خدا به وجود اشياء عين اراده نظام است. از همين جاست كه قانون علت و معلوم و يا نظام اسباب و مسببات به وجود مي آيد. بدين معنا كه هر معلولي، علت خاصي و هر علتي، معلول مخصوص دارد. در حقيقت هر موجودي در نظام علت و معلول، جاي مشخص و مقام معلومي دارد؛ يعني، آن معلول، معلول شي ء و معين و آن علت، علت شي ء معين است. نبودن نظام معين در بين موجودات، مستلزم اين است كه هر موجودي بتواند منشأ ايجاد هر چيزي بشود و نيز ممكن است هر چيزي از هر چيز ديگر به وجود آيد؛ مثلاً اثر يك شعله كبريت با اثر خورشيد برابري كند. بنابراين ارتباط هر علت با معلول خودش و ارتباط هر معلول با علت خودش، از ذات علت و معلول برمي خيزد. معلول به تمام ذات، با علت مرتبط است و علت نيز با تمام ذات خود، منشأ صدور معلول است. پس مرتبه هر وجودي، عين ذات است و تخلف ناپذير است (مانند مراتب اعداد). گفتني است كه جهان طبيعت بر پايه اسباب و مسببات استوار است و اصطكاك و تزاحم در طبيعت آن نهفته است و تصوير ماده منهاي اين ويژگي، نفي وجود آن است. آتش در هر كجا باشد، اثر ويژه آن سوزاندن است؛ خواه در كلبه و مسجد باشد خواه در خانه و مغازه. بنابراين نمي توان انتظار داشت كه جهان ماده - خارج از نظام عليت - كاري را صورت دهد؛ مثلاً الكل فقط در فرد الكلي اثر بگذارد نه در نسل او. يا بيماري سل فقط خود بيمار را از پاي درآورد و در محيط اثر نگذارد. چنين انتظاري از جهان طبيعت، انتظار بي جايي است و معناي آن اين است كه خداوند در آفرينش تنها به جهان مجردات اكتفا ورزد و اصولاً ماده را در هم پيچيده، اثري از آن ظاهر نشود. اين خود مفسده عظيمي دارد كه نتيجه آن، ناديده گرفتن خيرات عظيمي است كه در اين بخش از هستي وجود دارد. البته ناگواري هايي كه در محيط زندگي - به خصوص در بستگان و فرزندان به وجود مي آيد - معلول ناآگاهي انسان از قوانين طبيعت و يا احكام الهي است. طبق تحقيقات به عمل آمده، قسمت عظيمي از معلوليت هاي جسمي و رواني فرزندان، معلول ناآگاهي و احياناً بي مبالاتي والدين است. چه بسا انسان آگاه و مقيد به اصول زندگي، از اولاد سالم تر برخوردار مي شود. ولي در برابر اين واقعيت، عدل الهي ايجاب مي كند كه گرفتاران بي گناه را از طريق پاداشهاي اخروي، {V(بقره، آيه 155)V} و يا تخفيف در احكام، {V(نور، آيه 61)V} و مكلف ساختن ديگران در اعانت و همكاري با حادثه ديدگان و معلولان جبران سازد.

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.