-مقصود از اسوه بودن پيامبر اكرمبراي مسلمانان چيست؟

(3685)
-آيت الله سيد نصر الله مستنبط كيست؟(1275)
-اولين كسي كه بر تربت امام حسين (ع) نماز خواند چه كسي بود(1249)
-آيا گل محمدي بر اثر ريخته شدن عرق حضرت محمد(ص) به وجودآمده است؟

(1226)
-آيات قرآن، تناسب با وقايع گوناگون كه در اصطلاح شأن نزول ناميده ميشده، نازل ميگشت; آيا اگر پيامبر اكرمبيشتر عمر ميكرد، وقايع بيشتري اتفاق ميافتاد، آيات بيشتري نازل ميشد و حجم قرآن بيشتر از الان بود؟ در اين صورت، قرآن نسبت به آن حالت فرضي، نقص دارد.

(770)
-آيا نبي مكرّم اسلام ختنه شده به دنيا آمدند؟
(686)
-پيامبر اسلام(ص) چند سال بعد از حضرت عيسي(ع) به پيامبري [مبعوث شد؟

(635)
-مولوي كيست و جه مذهبي داشت؟(621)
-چرا در أذان اشهد أن لا اله الاّ الله را أشهد الّلا إله الاّ الله تلفظ مي كنيم؟ چرا در اشهد أنّ محمداً رسول الله أنّ به كار برده شده است؟

(522)
-اويس قرني كه بود؟ و سرانجام او چه شد؟ ترجمهء نام اين فرد چيست ؟

(465)
-آخرين مراسم عبادي حج پيامبر اسلام را به طور مشروح بيان كنيد؟(0)
-آيا آدم ( ع ) و حوا را خداوند باهم آفريد ازدواج آنها چگونه بود؟(0)
-دين حضرت آدم ( ع ) و حوا ( ع ) چه بود؟(0)
-اينكه گفته مي شود ايمه قبل از حضرت آدم خلق شده اند درست است ؟(0)
-چرا از فرزندان حضرت آدم ( ع ) تنها از هابيل و قابيل در قرآن كريم نام برده شده است ؟(0)
-آيا اگر آدم و حوا از آن شجره ممنوعه نمي خوردند، همواره در بهشت مي ماندند؟
(0)
-چرا در قرآن كريم، خداوند به حضرت آدم و حوا مي گويد به درخت ممنوعه نزديك نشوند؟ آيا تعبير نزديك نشدن حكمتي دارد؟
(0)
-در برخي از احاديث آمده است كه حوا، حضرت آدم((عليه السلام)) را وسوسه كرد تا آدم و حوا به درخت ممنوعه نزديك شدند; در حالي كه در آيات قران آمده كه شيطان آن دو را وسوسه كرد; آيا اين دو مطلب با يكديگر منافات دارد؟
(0)
-درختي كه شيطان آدم را به خوردن آن واداشت، چه درختي بود؟
(0)
-چرا آدم و حوا از خوردن ميوه درخت مخصوص نهي شدند به عبارت ديگر علّت ممانعت چه بود؟
(0)
-آخرين مراسم عبادي حج پيامبر اسلام را به طور مشروح بيان كنيد؟(0)
-آيا آدم ( ع ) و حوا را خداوند باهم آفريد ازدواج آنها چگونه بود؟(0)
-دين حضرت آدم ( ع ) و حوا ( ع ) چه بود؟(0)
-اينكه گفته مي شود ايمه قبل از حضرت آدم خلق شده اند درست است ؟(0)
-چرا از فرزندان حضرت آدم ( ع ) تنها از هابيل و قابيل در قرآن كريم نام برده شده است ؟(0)
-آيا اگر آدم و حوا از آن شجره ممنوعه نمي خوردند، همواره در بهشت مي ماندند؟
(0)
-چرا در قرآن كريم، خداوند به حضرت آدم و حوا مي گويد به درخت ممنوعه نزديك نشوند؟ آيا تعبير نزديك نشدن حكمتي دارد؟
(0)
-در برخي از احاديث آمده است كه حوا، حضرت آدم((عليه السلام)) را وسوسه كرد تا آدم و حوا به درخت ممنوعه نزديك شدند; در حالي كه در آيات قران آمده كه شيطان آن دو را وسوسه كرد; آيا اين دو مطلب با يكديگر منافات دارد؟
(0)
-درختي كه شيطان آدم را به خوردن آن واداشت، چه درختي بود؟
(0)
-چرا آدم و حوا از خوردن ميوه درخت مخصوص نهي شدند به عبارت ديگر علّت ممانعت چه بود؟
(0)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:40081 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:2

پيامبر در روز غدير علي((عليه السلام)) را به چه كار نصب كردند؟ و مسلمانان در قبال علي((عليه السلام)) چه وظيفه اي دارند؟
آقاي سروش به اين پرسش اين گونه پاسخ مي گويند(1): «مدلول كلمات پيامبر((صلي الله عليه وآله)) در آن موقعيّت(در داستان غدير) كه ادا شد چيست؟ «مولا» دقيقاً چه معنائي مي دهد و ايشان علي((عليه السلام))را به چه امري نصب كرده اند و مسلمانان در قبال علي((عليه السلام)) به چه كاري مكلّف و موظّف شدند؟ آيا همان طور كه شيعيان بعدها مدّعي شدند، پيامبر((صلي الله عليه وآله)) در روز غدير نظريه امامت را ابداع و مطرح كردند؟ و آيا مولا به همان معنا بود كه در آيه شريفه قرآن آمده است كه: «النبّي اولي بالمؤمنين من انفسهم»(2).
آيا پيامبر شخص معيني به نام علي(و از طريق علي، فرزندان او) را به اين منصب منصوب كردند و مسلمانان را در مقابل يك اصل اعتقادي تازه اي قرار دادند؟ با نزاع هاي تاريخي و حل نشده شيعيان و اهل سنّت در اين خصوص آشناييم و حاجتي به اعادت ذكر آنها نيست. سخن ما ناظر به جوانب ديگري از اين موضوع است و در پي اثبات حقانيّت تشيع و تسنن نيستيم... با در ميان آمدن روز غدير و با عبارتي كه پيامبر((عليه السلام))در اين روز بيان كردند، مفهوم مهمي به نام «ولايت» در صدر مسائل مورد بحث مسلمانان قرار گرفت. البته پيشتر در قرآن مسأله «ولايت» به نحو صريحي آمده بود كه خداوند خود ولي مؤمنان است: «الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الي النور»
ولايت الهي بر سر مؤمنان گسترده است و يكي از پيامدهاي آن ولايت اين است كه
ـــــــــــــــــــــ
1 - كتاب بسط تجربه نبوي، صص 245 - 247.
2 - سوره احزاب، آيه 6.
(3)3 - سوره بقره، آيه 275.

ـ10ـ
خداوند مؤمنان را از تاريكي بيرون مي آورد و به آنان روشنايي مي بخشد. علاوه بر ولايت الهي، ولايت شيطاني و طاغوتي هم داريم. آيات قرآن متضمن اين معناست كه طاغوت وليّ كافران است و آنان را از نور به در مي آورد و در تاريكي مي برد(1). شيطان بر كساني كه مؤمن اند و متوكّل بر خداي خود هستند، سلطه و ولايتي ندارد. «ليس له سلطان علي الذين آمنوا و علي ربهم يتوكّلون»(2).
سلطنت و سلطه شيطان بر كساني است كه متولّي اويند. يعني شيطان را به ولايت برگرفته اند و او را وليّ خود مي دانند. «انّما سلطانه علي الذين يتولّونه»(3).
امّا، آنچه پيامبر((عليه السلام)) در مورد علي((عليه السلام)) گفتند، باعث شد تا مساله ولايت در مورد شخص و بعداً اشخاص خاصّي مورد توجّه مسلمانان قرار گيرد. و به طور وسيعي در ادبيات ديني و اسلامي به كار رود و بُعد كلامي پر ماجرايي به خود بگيرد.
z z z
در مورد ولايت به تاريخ آن و مفهوم و مبناي آن و انواع و آثار آن بايد توجّه داشت، گرچه آقاي سروش در اين قسمت در صدد اثبات حقانيّت تشيع نيستند امّا بحث از ولايت ناچار اين همه تحقيق را در پي دارد و بايد به اين همه توجّه شود والا ذكر مصاديق ولايت كه ولايت شيطاني داريم و ولايت خدايي مشكلي را حل نخواهد كرد از نظر تاريخي بحث ولايت را حضرت رسول((صلي الله عليه وآله)) از ابتداي بعثت مطرح مي كنند و حضرت در بسياري از حوادث از ولايت حضرت علي((عليه السلام)) مي گويند.

ـــــــــــــــــــــ
1 - سوره بقره، آيه 257.
2 - سوره نحل، آيه 99.
3 - سوره نحل، آيه 100.

ـ11ـ
در قرآن نيز گذشته از آياتي كه در مورد حضرت امير((عليه السلام)) نازل شده آياتي هم ولايت آن حضرت را مي گويند «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولوالامرمنكمولايت حضرت علي((عليه السلام)) و فرزندان او را در عرض ولايت خداوند و رسول او مطرح مي كند. در رواياتي كه در ذيل آيه فوق آمده معصومين((عليهم السلام)) مي فرمايند كه اولوالامر ما هستيم(2). و اين آيه و آيه «انما وليّكم اللّه و رسوله» را در يك رديف آورده اند(3).
آيه «انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون»(4). در مورد حضرت علي((عليه السلام)) نازل شده اين آيات و آياتي كه اتباع و اطاعت و ولايت اين بزرگان را مطرح مي كند همگي حاكي از اين است كه بحث ولايت فقط از غدير شروع نشد و با غدير هم ختم نشد بلكه امري بود كه خدا و پيامبر او در صدد بيان آن بودند كه شرح آن در تاريخ و تفاسير شيعه و سنّي موجود است و محقق را بي نياز مي كند.
تاريخ، قرآن، روايات حضرت رسول كه فريقين آن را نقل كرده اند و روايات خاصّه منبع سرشاري براي رفع شبهات در اختيار محقق حق جو و بدون غرض قرار مي دهد.
با اين مقدّمه كوتاه اين توضيح مختصر را هم بايد افزود كه: پيامبر در غدير يك اصل اعتقادي تازه اي بنياد ننهادند و نظريه امامت را ابداع و مطرح ننمودند بلكه با معرّفي حضرت علي((عليه السلام)) و بيان مبناي ولايت ايشان آنرا برجسته نمودند تا در تاريخ
ـــــــــــــــــــــ
(1)1 - سوره نساء، آيه 59.
2 - در تفسير عياشي و تفسير صافي ذيل آيه فوق از حضرت صادق((عليه السلام)) آمده است كه: «ايّانا عني خاصّة امر جميع المؤمنين الي يوم القيامة بطاعتنا».
3 - تفسير عياشي و تفسير صافي ذيل آيه 59 از سوره نساء.
4 - سوره مائده، آيه 55.

ـ12ـ
حضرت علي((عليه السلام)) سيزده سال بيشتر نداشتند مسأله ولايت و جانشين خود را عنوان نمودند در خيبر، در نزول سوره توبه در داستان حديث منزلت(2) و... و از جلمه در غدير سعي در معرّفي و تثبيت ولايت حضرت علي((عليه السلام)) داشتند. و نه پيامبر كه خداوند در قرآن خود اين ولايت را مطرح مي نمايد و ولايت حضرت علي((عليه السلام)) را در عرض ولايت خود و رسولش مي آورد. چنانكه آيه «انما وليّكم اللّه و رسوله و الذين امنوا» به اتّفاق شيعه و سنّي در شأن حضرت علي((عليه السلام)) نازل شده و ولايت را براي ايشان اثبات مي كند.
قرآن، رسول الله((صلي الله عليه وآله)) و تاريخ در اين باب بوضوح سخن گفته اند و براي منصف حق جو جاي هيچ گونه ترديدي را باقي نمي گذارند. با اين حال مي توان حديث غدير را نقل كرد و اندكي در پيرامون آن به بحث پرداخت تامعلوم گردد حضرت علي((عليه السلام)) به چه كار نصيب شدند و تكليف و وظيفه مسلمانان در قبال ايشان چيست.
پيامبر((صلي الله عليه وآله))در آخرين حجّي كه انجام دادند در سال دهم هجري هنگام بازگشت به مدينه حوالي ظهر به محلي بنام غدير خم رسيدند و دستور دادند تا بلندايي از جهاز شتران بسازند و ايشان بر بالاي آن حديثي را فرمودند كه شيعه و سنّي بر آن اتّفاق دارند. اين روايت به دليل تواتري كه دارد احتياج به نقل سند ندارد جويندگان مي توانند به كتب مفيد اهل تسنن مراجعه نمايند(3) امّا در اينجا بنابر ضرورت به يكي از اين احاديث و به
ـــــــــــــــــــــ
1 - سوره شعراء، آيه 214.
2 - انت منّي بمنزلة هارون من موسي الا انه لانبيّ بعدي. در صحيح مسلم، ج 7، باب فضائل علي بن ابيطالب.
3 - صحيح مسلم، كنزالعمال، مستدرك حاكم نيشابوري، الدّرالمنثور، جامع ترمذي، فرائد السمطين، المناقب خوارزمي، ¬®المعجم الكبير طبراني، سنن بيهقي و... .

ـ13ـ
همان قسمت كه مورد اتفاق است اكتفا مي كنيم تا كمي پيرامون آن به بحث بپردازيم.
ابتدا تذكّر اين نكته لازم است كه روايت غدير در كتب اهل سنت يك جا نيامده و به اصطلاح روايت تقطيع و بريده، بريده شده امّا با توجّه به قرائن كلامي موجود در روايات معلوم است كه اين سخنان مربوط به يك قضيه بوده است.
در كتب معتبر اهل تسنن چنين آمده است كه:
«انّا سمعنا رسول الله((صلي الله عليه وآله)) يقول يوم غدير خم: الست اولي بكم من انفسكم فقلنا بلي يا رسول الله قال من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وآل من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله»(1) و در جاي ديگر از همين كتاب آمده است كه بعد از آن عمربن الخطّاب پيش حضرت علي((عليه السلام)) آمد و گفت كه: اصبحت و امسيت مولي كل مؤمن و مومنه(2).
اهل تسنن اين روايت را متواتراً از پيامبر نقل مي كنند. بنابراين جاي هيچ شبهه اي در اصل مضامين اين روايات نيست.
آنچه در اينجا ضرورت دارد كه بدان پرداخته شود اين است كه مضمون اين حديث شريف چيست به چه دليل پيامبر((صلي الله عليه وآله)) ابتدا سؤال مي كنند كه «الست اولي بكم من
ـــــــــــــــــــــ
1 - مسند احمد، ج 1، صص 120 - 119.
2 - مسند احمد، ج 4، صص 281 و 370.
بعضي از منابع ديگر حديث غدير; مسند احمد، ج 5 ، ص 347 و ص 366 مستدرك حاكم ج 3 ص 110 - 110 و در مجمع الزوائد و منبع الفوائد نورالدين الهيثمي، ج 7 ، ص 17 روايت «من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم و آل من والاه و عاد من عاداه» را به نقل از پيامبر در ذيل آيه انما وليكم الله نقل مي كند، ج 9، ص 105 - 104 واقعه غدير و روايت معروف پيامبر((صلي الله عليه وآله)) الست اولي بكم من انفسكم را مي آورد.

ـ14ـ
انفسكم» و بعد از اقرار گرفتن از مردم فرمودند: «من كنت مولاه فعلي مولاه» و بعد دعا فرمودند: «اللهم و آل من والاه و عاده من عاداه. و انصر من نصره و اخذل من خذله».
اولويت پيامبر در چيست؟ اگر اين مفهوم روشن، معلوم مي شود كه آيا با طرح ولايت، پيامبر شيعيان را در مقابل يك اصل اعتقادي تازه قرار دادند چنانكه آقاي سروش مي گويند، يا خير؟ و آيا پيامبر در روز غدير نظريه امامت را ابداع كردند و آيا مولا به همان معناست كه در آيه شريفه «النبي اولي بالمؤمنين من انفسهم»(1) آمده، يا خير(2)؟
آدمي كه محدود به اين دنيا نيست و مي خواهد راهي تا بي نهايت و تا خدا را طي كند و روابطي گسترده و نامحدود دارد به طوري كه در كوچكترين حركت خود با مجموعه هستي مرتبط مي شود و در حركت احتمال دارد(1) با عواملي مرتبط شود كه از قوانين آن مطلع نيست و امكانات او نمي تواند پاسخگوي آن روابط محتمّل باشد. چنين انساني محتاج وليّ و سرپرست است و بحث ولايت خدا و رسول((صلي الله عليه وآله)) و ائمه اينجاست كه مطرح مي شود وليّ كسي است كه آگاه و محيط بر هستي و مجموعه قوانين حاكم بر هستي است و مصون از هوي و خطا.
اولويت بر انفس پيامبر كه در آيه «النبي اولي بالمؤمنين من انفسهم» مطرح مي شود بر همين اساس است من به عنوان انسان غير محدود به اين دنيا كه محتملاً مرتبط با تمامي عوالم هستم و امكانات علمي - غريزي ام پاسخگوي روابطم نيست محتاج دين و كسي هستم كه بر من و هستي و راه و قوانين آن آگاه و محيط است و مصون از هوي و خطا و رئوف و رحيمي كه رنج من بر او سخت است بر هدايت من در اين دنياي منظم و
ـــــــــــــــــــــ
1 - سوره احزاب، آيه 6.
2 - سروش عبدالكريم، بسط تجربه نبوي، ولايت باطني و ولايت سياسي.
آقاي سروش مي گويند كه در پي اثبات حقّانيّت تشيع و تسنن نيستند ولي مگر مي شود از ولايت باطني و عرفاني دم زد امّا از مفهوم و تاريخ و مبناي ولايت هيچ نگفت و بدون مبنا ولايت باطني را پذيرفت آن هم فقط با مراجعه به احساس فردي احساس كور و بدون ملاك. با روشن شدن مبناي ولايت است كه معلوم مي شود كه آيا مي شود ولايت عرفاني را پذيرفت يا نه در غير اين صورت چه جاي بحث مي ماند و چه جاي صحبت از ولايت، عرفاني باشد يا غير عرفاني.
بحث ولايت از اين نقطه آغاز مي شود كه آدمي است كه محدود به اين دنيا نيست و روابطي دارد و امكاناتي و امكانات او پاسخگوي روابط او نيست در نتيجه نياز به كسي دارد كه از اين روابط و قوانين حاكم بر آن آگاه باشد.
آدمي كه خود را فقط محدود به دنيا مي بيند، نياز به دين و نياز به ولي ندارد كه اين دنيا را با غريزه و فكر هم مي شود اداره كرد و گذراند. چنانكه حيوانات مي گذرانند. امّا اگر انسان، را در تمامي وسعت هستي مطرح كرديم و براي او راهي تا بي نهايت را ترسيم نموديم راهي كه او از آن و از قوانين حاكم برآن آگاهي ندارد، آن وقت است كه وجود آگاه و خبير مطرح مي شود.
انسان روابطي دارد، با خود، با ديگران، با اشياء و با مجموعه هستي، بر اين روابط ضوابطي حاكم است كه جستجوي آدمي از قوانين علمي دال بر وجود اين ضوابط است او امكاناتي هم دارد غريزه و علوم او امكانات او هستند. امّا اين امكانات به دليل عدم احاطه به مجموعه قوانين و خطائي كه دارند قابل اعتماد نيستند.
1 - دقّت شود نمي گويم يقيناً و حتماً و ظناً كه حتّي احتمال وجود اين ارتباط كفايت مي كند.

ـ16ـ
هماهنگ حريص است(1).

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.