-مقصود از اسوه بودن پيامبر اكرمبراي مسلمانان چيست؟

(3549)
-آيت الله سيد نصر الله مستنبط كيست؟(1268)
-اولين كسي كه بر تربت امام حسين (ع) نماز خواند چه كسي بود(1238)
-آيا گل محمدي بر اثر ريخته شدن عرق حضرت محمد(ص) به وجودآمده است؟

(1212)
-آيات قرآن، تناسب با وقايع گوناگون كه در اصطلاح شأن نزول ناميده ميشده، نازل ميگشت; آيا اگر پيامبر اكرمبيشتر عمر ميكرد، وقايع بيشتري اتفاق ميافتاد، آيات بيشتري نازل ميشد و حجم قرآن بيشتر از الان بود؟ در اين صورت، قرآن نسبت به آن حالت فرضي، نقص دارد.

(767)
-آيا نبي مكرّم اسلام ختنه شده به دنيا آمدند؟
(658)
-مولوي كيست و جه مذهبي داشت؟(615)
-پيامبر اسلام(ص) چند سال بعد از حضرت عيسي(ع) به پيامبري [مبعوث شد؟

(610)
-چرا در أذان اشهد أن لا اله الاّ الله را أشهد الّلا إله الاّ الله تلفظ مي كنيم؟ چرا در اشهد أنّ محمداً رسول الله أنّ به كار برده شده است؟

(505)
-اويس قرني كه بود؟ و سرانجام او چه شد؟ ترجمهء نام اين فرد چيست ؟

(462)
-آخرين مراسم عبادي حج پيامبر اسلام را به طور مشروح بيان كنيد؟(0)
-آيا آدم ( ع ) و حوا را خداوند باهم آفريد ازدواج آنها چگونه بود؟(0)
-دين حضرت آدم ( ع ) و حوا ( ع ) چه بود؟(0)
-اينكه گفته مي شود ايمه قبل از حضرت آدم خلق شده اند درست است ؟(0)
-چرا از فرزندان حضرت آدم ( ع ) تنها از هابيل و قابيل در قرآن كريم نام برده شده است ؟(0)
-آيا اگر آدم و حوا از آن شجره ممنوعه نمي خوردند، همواره در بهشت مي ماندند؟
(0)
-چرا در قرآن كريم، خداوند به حضرت آدم و حوا مي گويد به درخت ممنوعه نزديك نشوند؟ آيا تعبير نزديك نشدن حكمتي دارد؟
(0)
-در برخي از احاديث آمده است كه حوا، حضرت آدم((عليه السلام)) را وسوسه كرد تا آدم و حوا به درخت ممنوعه نزديك شدند; در حالي كه در آيات قران آمده كه شيطان آن دو را وسوسه كرد; آيا اين دو مطلب با يكديگر منافات دارد؟
(0)
-درختي كه شيطان آدم را به خوردن آن واداشت، چه درختي بود؟
(0)
-چرا آدم و حوا از خوردن ميوه درخت مخصوص نهي شدند به عبارت ديگر علّت ممانعت چه بود؟
(0)
-آخرين مراسم عبادي حج پيامبر اسلام را به طور مشروح بيان كنيد؟(0)
-آيا آدم ( ع ) و حوا را خداوند باهم آفريد ازدواج آنها چگونه بود؟(0)
-دين حضرت آدم ( ع ) و حوا ( ع ) چه بود؟(0)
-اينكه گفته مي شود ايمه قبل از حضرت آدم خلق شده اند درست است ؟(0)
-چرا از فرزندان حضرت آدم ( ع ) تنها از هابيل و قابيل در قرآن كريم نام برده شده است ؟(0)
-آيا اگر آدم و حوا از آن شجره ممنوعه نمي خوردند، همواره در بهشت مي ماندند؟
(0)
-چرا در قرآن كريم، خداوند به حضرت آدم و حوا مي گويد به درخت ممنوعه نزديك نشوند؟ آيا تعبير نزديك نشدن حكمتي دارد؟
(0)
-در برخي از احاديث آمده است كه حوا، حضرت آدم((عليه السلام)) را وسوسه كرد تا آدم و حوا به درخت ممنوعه نزديك شدند; در حالي كه در آيات قران آمده كه شيطان آن دو را وسوسه كرد; آيا اين دو مطلب با يكديگر منافات دارد؟
(0)
-درختي كه شيطان آدم را به خوردن آن واداشت، چه درختي بود؟
(0)
-چرا آدم و حوا از خوردن ميوه درخت مخصوص نهي شدند به عبارت ديگر علّت ممانعت چه بود؟
(0)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:40122 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:0

اگـر پيامبر اسلام و ساير پيامبران , معصوم از گناه هستند , پس مقصود از آمرزيدن گناه پيامبر در اين آيه : انا فتحنا لك فتحا مبينا * ليغفرلك اللّه ما تقدم من ذنبك و ما تاخر و يتم نعمته عليك و يهديك صراطا مستقيما ; ما براي تو پيروزي آشكاري فراهم ساختيم تا خداوند گناهان گذشته و آينده اي را كه به تو نسبت مي دادند ببخشد ( و حقانيت تو را ثابت نموده ) و نعمتش را بر تو تمام كند و به راه راست هدايتت فرمايد (1) چيست ؟
نـخست بايد توجه داشت كه پايه گذاران نهضتها و مردان انقلابي كه بر خلاف مسير افكارعمومي گام برمي دارند و مي خواهند جامعه منحط و آلوده را با برنامه هاي مترقيانه خود اصلاح كنند , در نـخـسـتـيـن قـدم بـا يك رشته مخالفتها و دروغها و نسبتهاي ناروا وتهمتهاي بي اساس روبه رو مي شوند . تـهـمـت زدن يكي از حربه هاي رايج در جامعه هاي عقب افتاده است كه رجال و شخصيتهاي بارز خـود را - بر اثر كوتاهي فكر و كمي ظرفيت -آماج تيرهاي زهرآگين تهمتها و نسبتهاي ناروا قرار مي دهند . پـيـامـبر اسلام صلي اللّه عليه و آله و سلم نيز از اين قاعده مستثنا نبود , آن حضرت نيز با مخالفت قريش و تهمتهاي بي اساس آنان روبه رو گرديد . كـسـي كـه تـا ديروزامين و راستگو و پرهيزكار قريش بود , از روزي كه با افكار پست آنها مخالفت نمودو مردم را به خدا پرستي دعوت كرد به سحر و كهانت , به جنون و افترا بر خدا متهم گرديد و قرآن اين تهمتها را از آنان نقل كرده , بطور مسلم اين گونه نسبتها اگردر حق عده اي موثر نباشد , دربـاره عـده اي سـاده لـوح و كـم ظـرفـيت باعث شك و ترديد درصدق گفتار و ادعاي پيامبر مـي باشد و به راستي يك دسته از مردم براي مدتي در شك وترديد و دو دلي نسبت به اين تهمتها به سر مي بردند . در چنين شرايطي چگونه ممكن است اين تهمتها را از بين برد تا سيماي حقيقت ازلا به لاي اوهام آشكار شود . راه اسـاسـي يـكـي اسـت و آن اين است كه مرد مبارز و ترقي خواه , مردي كه مكتب و فكرو ايده اجتماعي دارد , اگر پيروز شد و محصول و نتيجه كار خود را نشان داد ومردم به چشم خود فوايد و مـنافع آن را ديدند , تهمتها و نسبتها نقش بر آب شده وجاي آن تهمتها را يك سلسله القاب زيبا كه حاكي از عظمت و قدرت و معنويت است مي گيرد ; در غير اين صورت , چه بسا اين تهمتها در اذهان بعضي تا مدتي باقي مانده و درباره عده اي كارگر و موثر افتد . عـيـن ايـن مـطلب را درباره پيامبر اسلام مي توان گفت : او با يك برنامه مترقيانه ,با يك سلسله قوانين تابناك كه به نفع توده و به ضرر دستگاه حاكمه بود , قدم به صحنه مبارزه گذارد . او در ايـن صحنه , از پيروزيها و موفقيتهاي آينده خود خبرمي داد و در پرتو عنايات خداوند و بر اثر اسـتـقـامـت و پايداري خود و پيروان باوفايش بر تمام مشكلات پيروز آمد و كار به جايي رسيد كه پـايـگـاه شرك و مركز پيدايش اين نسبتها به تسخير مسلمانان درآمد و مكه به عنوان يك پيروزي درخشان فتح گرديد . ايـن پـيـروزي كـه سـبب شد قريش با تمام قدرتهاي خود تحت سيطره و در قبضه اسلام درآيند , نـتـيـجـه بزرگتري را در برداشت و آن اين كه چون اين مرد مبارز در اين صحنه پيروز گرديد و نـتـيـجـه و مـحـصول عالي خود را نشان داد و انقلاب معنوي خود رابه ثمر رسانيد , در پرتو اين پيروزي دهان دروغ پردازان و تهمت زنان بسته شد . ديـگـر در پـرتو اين پيروزي چشمگير نمي توان او را مجنون و ديوانه و يا ساحر و كاهن خواند ; زيرا شخصي كه داراي چنين نقايص فكري و روحي باشد , نمي تواند چنين انقلابي بكند . بنابر اين مراد از ذنب در آيه , همان تهمتهاي نارواست كه تا پيش از فتح مكه در دل ساده لوحان قريش وجود داشت و اين پيروزي , تمام آن نسبتها را باطل كرد ودامن مقدس اين منجي جهان را از آنها پاك ساخت . بديهي است اگر وضع به همان صورت پيش از فتح مكه باقي مي ماند و پيامبر صلي اللّه عليه و آله و سلم در صحنه مبارزه پيشرفت نمي كرد , تهمتها نيز ادامه مي يافت . گـواه بـر اين تفسير دو چيز است :1 - صريح آيه اين است كه ما فتح مكه را به وجود آورديم تا در پرتو آن گناهان توبخشيده شود . اگر منظور از آمرزش گناه , همان باطل كردن تهمتها و نسبتهاي ناروا باشد - بطوري كه تفصيل آن را بيان كرديم - ارتباط اين دو مطلب فتح مكه و بخشيده شدن گناهان صحيح و روشن خـواهـد بـود ; زيرا اين پيروزي دهان مردم را نسبت به تكرارتهمتها بست ; ديگر كسي او را متهم نخواهد نمود ; و اگر مقصود همان گناهان شرعي و نافرمانيها باشد , راه آمرزيده شدن اين گونه گناهان همان استغفار و توبه است نه يك فتح نظامي و پيروزي ظاهري . 2 - مـفـاد روشـن آيه اين است كه اين فتح و پيروزي , موجبات بخشوده شدن گناهان گذشته و آينده را به وجود آورد و اين جمله در صورتي مي تواند معناي صحيح داشته باشد كه منظور همان تهمتها و نسبتهاي ناروا باشد , يعني اين پيروزي بزرگ اجتماعي سبب شد كه تهمتهاي گذشته از مـيـان بـرود و در آيـنـده نـيز كسي از اين تهمتها نزند , ولي اگر مراد همان گناه شرعي باشد , بخشيده شدن گناهان آينده مفهوم صحيحي نخواهد داشت .

پاسخ به پرسشهاي مذهبي
مكارم شيرازي - ناصر و جعفر سبحاني

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.