-مقصود از اسوه بودن پيامبر اكرمبراي مسلمانان چيست؟

(3497)
-آيت الله سيد نصر الله مستنبط كيست؟(1267)
-اولين كسي كه بر تربت امام حسين (ع) نماز خواند چه كسي بود(1238)
-آيا گل محمدي بر اثر ريخته شدن عرق حضرت محمد(ص) به وجودآمده است؟

(1211)
-آيات قرآن، تناسب با وقايع گوناگون كه در اصطلاح شأن نزول ناميده ميشده، نازل ميگشت; آيا اگر پيامبر اكرمبيشتر عمر ميكرد، وقايع بيشتري اتفاق ميافتاد، آيات بيشتري نازل ميشد و حجم قرآن بيشتر از الان بود؟ در اين صورت، قرآن نسبت به آن حالت فرضي، نقص دارد.

(766)
-آيا نبي مكرّم اسلام ختنه شده به دنيا آمدند؟
(652)
-مولوي كيست و جه مذهبي داشت؟(614)
-پيامبر اسلام(ص) چند سال بعد از حضرت عيسي(ع) به پيامبري [مبعوث شد؟

(603)
-چرا در أذان اشهد أن لا اله الاّ الله را أشهد الّلا إله الاّ الله تلفظ مي كنيم؟ چرا در اشهد أنّ محمداً رسول الله أنّ به كار برده شده است؟

(499)
-اويس قرني كه بود؟ و سرانجام او چه شد؟ ترجمهء نام اين فرد چيست ؟

(461)
-آخرين مراسم عبادي حج پيامبر اسلام را به طور مشروح بيان كنيد؟(0)
-آيا آدم ( ع ) و حوا را خداوند باهم آفريد ازدواج آنها چگونه بود؟(0)
-دين حضرت آدم ( ع ) و حوا ( ع ) چه بود؟(0)
-اينكه گفته مي شود ايمه قبل از حضرت آدم خلق شده اند درست است ؟(0)
-چرا از فرزندان حضرت آدم ( ع ) تنها از هابيل و قابيل در قرآن كريم نام برده شده است ؟(0)
-آيا اگر آدم و حوا از آن شجره ممنوعه نمي خوردند، همواره در بهشت مي ماندند؟
(0)
-چرا در قرآن كريم، خداوند به حضرت آدم و حوا مي گويد به درخت ممنوعه نزديك نشوند؟ آيا تعبير نزديك نشدن حكمتي دارد؟
(0)
-در برخي از احاديث آمده است كه حوا، حضرت آدم((عليه السلام)) را وسوسه كرد تا آدم و حوا به درخت ممنوعه نزديك شدند; در حالي كه در آيات قران آمده كه شيطان آن دو را وسوسه كرد; آيا اين دو مطلب با يكديگر منافات دارد؟
(0)
-درختي كه شيطان آدم را به خوردن آن واداشت، چه درختي بود؟
(0)
-چرا آدم و حوا از خوردن ميوه درخت مخصوص نهي شدند به عبارت ديگر علّت ممانعت چه بود؟
(0)
-آخرين مراسم عبادي حج پيامبر اسلام را به طور مشروح بيان كنيد؟(0)
-آيا آدم ( ع ) و حوا را خداوند باهم آفريد ازدواج آنها چگونه بود؟(0)
-دين حضرت آدم ( ع ) و حوا ( ع ) چه بود؟(0)
-اينكه گفته مي شود ايمه قبل از حضرت آدم خلق شده اند درست است ؟(0)
-چرا از فرزندان حضرت آدم ( ع ) تنها از هابيل و قابيل در قرآن كريم نام برده شده است ؟(0)
-آيا اگر آدم و حوا از آن شجره ممنوعه نمي خوردند، همواره در بهشت مي ماندند؟
(0)
-چرا در قرآن كريم، خداوند به حضرت آدم و حوا مي گويد به درخت ممنوعه نزديك نشوند؟ آيا تعبير نزديك نشدن حكمتي دارد؟
(0)
-در برخي از احاديث آمده است كه حوا، حضرت آدم((عليه السلام)) را وسوسه كرد تا آدم و حوا به درخت ممنوعه نزديك شدند; در حالي كه در آيات قران آمده كه شيطان آن دو را وسوسه كرد; آيا اين دو مطلب با يكديگر منافات دارد؟
(0)
-درختي كه شيطان آدم را به خوردن آن واداشت، چه درختي بود؟
(0)
-چرا آدم و حوا از خوردن ميوه درخت مخصوص نهي شدند به عبارت ديگر علّت ممانعت چه بود؟
(0)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:41322 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:1

فتح مكه توسط مسلمانان چگونه صورت پذيرفت؟
پيامبر اسلام براي فتح مكه بسيج عمومياعلام كرد. اوازخداوند خواست كه جاسوسان قريش از حركت مسلمانان آگاه نشوند. درآغاز ماه رمضان,از اطراف واكناف, سپاهيان انبوهي در((مدينه)) جمع شدند كه تاريخ نگاران خصوصيات آن را چنين مينگارند:
مهاجران,هفتصد نفر با سيصد اسب وسه پرچم.
انصار, چهارهزار نفر باهفتصد اسب وپرچمهاي بيشتر.
قبيله مزينه,هزار نفر باصداسب وصد زره وسه پرچم.
قبيله اسلم,باچهارصد نفر با سي اسب ودو پرچم.
قبيله جهينه, هشتصد نفر با پنجاه اسب وچهار پرچم.
قبيله بنيكعب,پانصد نفر با سه پرچم.
وباقيمانده سپاه را افراد قبيله هاي غفار,اشجع وبنيسليم تشكيل ميدادند.
روز دهم ماه رمضانِ سال هشتم هجرت, فرمان حركت صادر گرديد.
روزي كه پيامبر از((مدينه)) خارج شد, مردي را به نام ((ابورهم)) غفاري نماينده خوددرمدينه قرار داد.
پيامبر دستور داد, كه سربازان اسلام در نقاط مرتفع آتش افروزند. و براي ايجاد ترس بيشتر, دستور داد هر فردي به طور مستقل آتش افروخته, تا نواري از شعلههاي آتش؛ كليه كوهها و نقاط مرتفع را فرا گيرد. ((عباسبنعبدالمطلب)), كه از ((جُحفه)) ملازم ركاب پيامبر بود, بر استرسفيد پيامبر سوار شد, و شبانه راه مكه را در پيش گرفت, تا محاصره مكه را بوسيله سپاه اسلام به سمع سران قريش برساند و آنها را از فزوني سپاه اسلام؛ و روح سلحشوري آنان, آگاه سازد, و به آنها بفهماند كه چارهاي جز تسليم نيست.
وي ابوسفيان را بر ترك استر سوار كرد و به جانب اردوي اسلام روانه گرديد. پيامبر به عباس دستور داد او را تا صبح در خيمه اي بازداشت نمايد و صبح او را پيش پيامبر بياورد.
وقتي چشم پيامبر به ابوسفيان افتاد گفت: آيا وقت آن نشده است كه بداني جز خداي يگانه خدائي نيست؟! ابوسفيان در پاسخ وي گفت: پدر و مادرم فداي تو باد چقدر بردبار و كريم و با بستگان خود مهرباني؟ من اكنون فهميدم كه اگر خدائي جز او بود تاكنون به سود ما كاري انجام ميداد.
پيامبر(ص) در ابتداي فتح مكه به ابوسفيان فرموند: (( ابوسفيان ميتواند به مردم اطمينان دهد كه هركس به محيط مسجدالحرام پناهنده شود, و يا سلاح به زمين بگذارد و بي طرفي خود را اعلام كند, و يا درخانهاش را ببندد, و يا به خانه ابيسفيان پناه ببرد, ( و بنا به نقلي يا به خانه حكيم بن حزام برود), ازتعرض ارتش اسلام محفوظ خواهد ماند)).
تمام واحدها بدون نبرد و جنگ وارد شهر شدند و دروازهها به روي آنها باز بود؛ جز در مسير واحدي كه خالد بن وليد فرماندهي آن را در اختيار داشت, دستهاي به تحريك عكرمه و صفوان و سهيل به نبرد پرداختند و با پرتاب كردن تير و شمشير, بسوي آنان ابراز مقاومت كردند؛ ولي با دادن دوازده يا سيزده كشته محركان متواري گرديدند, و ديگران پا به فرار گذاردند.
مركب رسول خدا با حشمت و شكوه هر چه تمامتر, از بالاترين نقطه مكه (اذاخر) وارد شهر گرديد و در ((حجون)), كنار قبر عم بزرگوار خود ((ابوطالب)) فرود آمد و خيمه مخصوصي براي حضرتش زده شد. سپس در حالي كه سوار شتر بود, براي زيارت و طواف خانه خدا رهسپار مسجدالحرام گرديد. لباس نظاميبر تن و كلاه خود بر سر داشت, و هالهاي از عظمت وسيله مهاجرين و انصار او را پوشيده بود.
پيامبر با همان مركب وارد مسجدالحرام گرديد و در برابر ((حجرالاسود)) قرار گرفت, و به جاي ((استلام حجر)) ]ماليدن دست بر ((حجرالاسود))[ با چوب مخصوصي كه در دست داشت به ((حجرالاسود)) اشاره نمود و تكبير گفت.
در نخستين دور طواف, متوجه بتهاي بزرگي به نام ((هُبَل)) و ((اساف)) و ((نائله)), گرديد, كه بالاي در كعبه نصب كرده بودند. و با نيزهاي كه در دست داشت, ضربه محكمي بر آنها زد, و آنها را روي زمين افكند. و اين آيه را خواند: ((قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الباطِلَ, إِنَّ الباطِلَ كانَ زَهُوقاً)):يعني: حق باشكوه و پيروزمندانه جلوه كرد, و باطل محو و نابود گرديد, حقا كه باطل از نخست بياساس بود.
قسمتي از بتهاي منصوب بر داخل كعبه, و يا بيرون آن, بوسيله علي(ع) سرنگون شد. پيامبر به علي فرمود: علي! بنشين تا من بر دوش توقرار گيرم, و بتها را سرنگون كنم. علي در حالي كه كنار ديوار كعبه قرار گرفته بود, پيامبر را بردوش گرفت ولي احساس سنگيني و ضعف نمود. پيامبر از وضع علي آگاه شد, دستور داد كه علي بر دوش او قرار گيرد. علي بر دوش پيامبر قرار گرفت و بت بزرگ قريش را كه از مس بود, برزمين افكند. آنگاه به انداختن ديگر بت ها پرداخت.
پيامبر عفو عمومي را به شرح زير آغاز كرد و فرمود: شما مردم هموطنان بسيار نامناسبي بوديد, رسالت مرا تكذيب كرديد. و مرا از خانهام بيرون ساختيد, و در دور ترين نقطه كه من به آنجا پناهده شده بودم بامن به نبرد برخاستيد, ولي من با اين جرائم همه شماها را بخشيده؛ و بند بردگي را از پاي شما باز ميكنم و اعلام مينمايم كه: اذهبوا فانتم الطلقاء برويد دنبال زندگي خود, همه شماها آزاديد.
171----------------------------------------------------

فروغ ابديت- ج2
آيت الله جعفر سبحاني

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.