-مقصود از اسوه بودن پيامبر اكرمبراي مسلمانان چيست؟

(7323)
-اولين كسي كه بر تربت امام حسين (ع) نماز خواند چه كسي بود(1485)
-آيت الله سيد نصر الله مستنبط كيست؟(1373)
-آيا گل محمدي بر اثر ريخته شدن عرق حضرت محمد(ص) به وجودآمده است؟

(1367)
-آيا نبي مكرّم اسلام ختنه شده به دنيا آمدند؟
(930)
-پيامبر اسلام(ص) چند سال بعد از حضرت عيسي(ع) به پيامبري [مبعوث شد؟

(875)
-آيات قرآن، تناسب با وقايع گوناگون كه در اصطلاح شأن نزول ناميده ميشده، نازل ميگشت; آيا اگر پيامبر اكرمبيشتر عمر ميكرد، وقايع بيشتري اتفاق ميافتاد، آيات بيشتري نازل ميشد و حجم قرآن بيشتر از الان بود؟ در اين صورت، قرآن نسبت به آن حالت فرضي، نقص دارد.

(828)
-چرا در أذان اشهد أن لا اله الاّ الله را أشهد الّلا إله الاّ الله تلفظ مي كنيم؟ چرا در اشهد أنّ محمداً رسول الله أنّ به كار برده شده است؟

(763)
-مولوي كيست و جه مذهبي داشت؟(702)
-اولين سورهاي كه بر پيامبر(ص) در غار حرا نازل شده است، سوره علق ميباشد، پس چرا سوره مدثر را اولين سوره نازل شده بر پيامبر ميدانند؟

(666)
-آخرين مراسم عبادي حج پيامبر اسلام را به طور مشروح بيان كنيد؟(0)
-آيا آدم ( ع ) و حوا را خداوند باهم آفريد ازدواج آنها چگونه بود؟(0)
-دين حضرت آدم ( ع ) و حوا ( ع ) چه بود؟(0)
-اينكه گفته مي شود ايمه قبل از حضرت آدم خلق شده اند درست است ؟(0)
-چرا از فرزندان حضرت آدم ( ع ) تنها از هابيل و قابيل در قرآن كريم نام برده شده است ؟(0)
-آيا اگر آدم و حوا از آن شجره ممنوعه نمي خوردند، همواره در بهشت مي ماندند؟
(0)
-چرا در قرآن كريم، خداوند به حضرت آدم و حوا مي گويد به درخت ممنوعه نزديك نشوند؟ آيا تعبير نزديك نشدن حكمتي دارد؟
(0)
-در برخي از احاديث آمده است كه حوا، حضرت آدم((عليه السلام)) را وسوسه كرد تا آدم و حوا به درخت ممنوعه نزديك شدند; در حالي كه در آيات قران آمده كه شيطان آن دو را وسوسه كرد; آيا اين دو مطلب با يكديگر منافات دارد؟
(0)
-درختي كه شيطان آدم را به خوردن آن واداشت، چه درختي بود؟
(0)
-چرا آدم و حوا از خوردن ميوه درخت مخصوص نهي شدند به عبارت ديگر علّت ممانعت چه بود؟
(0)
-آخرين مراسم عبادي حج پيامبر اسلام را به طور مشروح بيان كنيد؟(0)
-آيا آدم ( ع ) و حوا را خداوند باهم آفريد ازدواج آنها چگونه بود؟(0)
-دين حضرت آدم ( ع ) و حوا ( ع ) چه بود؟(0)
-اينكه گفته مي شود ايمه قبل از حضرت آدم خلق شده اند درست است ؟(0)
-چرا از فرزندان حضرت آدم ( ع ) تنها از هابيل و قابيل در قرآن كريم نام برده شده است ؟(0)
-آيا اگر آدم و حوا از آن شجره ممنوعه نمي خوردند، همواره در بهشت مي ماندند؟
(0)
-چرا در قرآن كريم، خداوند به حضرت آدم و حوا مي گويد به درخت ممنوعه نزديك نشوند؟ آيا تعبير نزديك نشدن حكمتي دارد؟
(0)
-در برخي از احاديث آمده است كه حوا، حضرت آدم((عليه السلام)) را وسوسه كرد تا آدم و حوا به درخت ممنوعه نزديك شدند; در حالي كه در آيات قران آمده كه شيطان آن دو را وسوسه كرد; آيا اين دو مطلب با يكديگر منافات دارد؟
(0)
-درختي كه شيطان آدم را به خوردن آن واداشت، چه درختي بود؟
(0)
-چرا آدم و حوا از خوردن ميوه درخت مخصوص نهي شدند به عبارت ديگر علّت ممانعت چه بود؟
(0)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:42212 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:2

اصل شورا
اهميت و ضرورت شورا
«و شاورهم في الامر» (قرآن، آل عمران /159)


مسأله شور ومشورت و مشاوره در اسلام و در منطق عملي پيشوايان حق از اهميت بسياري برخوردار است . در سيره پيامبر اكرم (ص) نوشتهاند كه آن حضرت با اصحاب خود بسيار مشورت ميكرد. 1 و نيز از برخي اصحاب آن حضرت و عايشه نقل شده است كه هيچكس را نديديم كه با اصحاب خود بيشتر از رسول خدا با اصحابش مشورت كند. 2

رسول خدا و ائمه هدي عليهم السلام اجمعين ، با وجود آنكه معصوم بودند و نيازي به مشورت نداشتند و حتي قطع نظر از وحي و مقام خليفة اللهي ، داراي چنان انديشه كامل و نيرومندي بودند كه از مشورت بينيازشان مي كرد، با اين حال مشورت مي كردند. 3 عمل به شورا ، از اصول مسلم سيره پيامبر اكرم (ص) و اوصياي آن حضرت است . اينكه چرا آنان مشورت مي كردند و چه ضرورتي در اين كار ميديدند ، مطلبي است كه در طي اين فصل بخوبي روشن مي شود، اما مقدمتاً به نكاتي اشاره مي شود رسول خدا (ص) با مشورت كردن، از يك سو مسلمانان را متوجه اهميت شورا مي كرد و از ديگر سو به آنان مي آموختكه به اين سيره عمل كنند و پس از آن حضرت به اين سنت نيك تأسي و به اين روش اقتدا كنند. 4 مسلمانان مي آموختند كه شورا بايد به عنوان يك اصل و قسمتي از برنامه زندگيشان باشد، نه يك امر فرعي وخارجي از برنامه زندگي. شورا مايه الفت اجتماعي ، پيوند مردم، ارزش يافتن آنها و مشخص شدن قدر و جايگاهشان در امور اجتماعي بود. 5 مشورت كردن پيامبر با اصحابش براي مراعات حال آنها و احترام ايشان بود . 6 اين حركت، خود موجب رشد انديشه و تفكر در جامعه اسلامي مي شد . با

اين اقدام، صاحبنظران واهل انديشه و صاحبان رأي رشد كرده ، جايگاه واقعي خود را مي يابند روحيه انفعال در مردم، دور بودن از امور جامعه و بي اهميتي نيست به مسائل رنگ ميبازد. روحيه انزوا ومرده بودن مردم به دليل نظر داشتن ولي امكان شركت نيافتن در امور جامعه از بين مي رود . مردم اعتبار يافته ،پيوندهاي اجتماعي مستحكم ميشود روحيه مسؤوليت پذيري و شركت در امور قوت مييابد . رابطه رهبري و مردم، كارگزاران و تودهها به گونهاي متقابل و دوسويي در ميآيد و جامعه از قوامي درست برخوردار ميشود. نسبت حاكم و محكوم، ظالم و مظلوم وبالا دست وزير دست منتفي شده، همگان ميدان انديشه و نظر و شركت در آنچه به آنان مربوط است مييابند.

به روشني ميتوان دريافت كه يكي از عوامل موفقيت پيامبر در پيشبرد هدفهاي اسلامي، همين مسأله مشورت بوده است آن حضرت نشان داد كه جامعه را چگونه ميتوان به سلامت اداره كرد و چگونه مي توان جلوي خودرأيي و خودسري را كه از بزرگترين آفتهاي اجتماعي است گرفت . انسانهايي كه از فكر قوي برخوردارند و صاحب بهترين نظرها هم هستند، اگر خود را بينياز بينند و احساس كنند كه نيازي به رأي و انديشه ديگران ندارند، خوي استبداد پيدا ميكنند. اما اگر با مردم رابطه برقرار كنند، از نظرهاي ديگران استفاده كنند، علاوه بر رشدي كه به آنها ميدهند، از خطر فرو رفتن و غلتيدن در استبداد دور ميشوند . وقتي كسي خود را بينياز از ديگران ميبيند، هر چند كه از نظر انديشه قوي باشد، شخصيت مردم را ناديده ميگيرد. انديشهها را متوقف ميكند. استعدادهاي آماده را نابود ميسازد . بدين ترتيب بهترين سرمايه و پشتوانه يك حكومت و نظام از بين ميرود و سير انحطاط آغاز ميشود. بهترين افراد و محكمترين نظامها در صورت فرو رفتن در استبداد به هلاكت ميرسند و اين حقيقتي است گريز ناپذير كه بر زبان امام بيان، اميرمؤمنان (ع) چنين آمده است :

«من استبد برأيه هلك.» 7

هر كس استبداد رأي ورزد هلاك ميشود.

هر انساني و هر نظامي در نتيجه استبداد رأي بدون پشتوانه ميشود . مهمترين جنبه يك حكومت، مردمي بودن آن است كه نقش بهترين پشتوانه را بازي ميكند؛ ومردم با اعتبار يافتن و شركت در امور است كه نقش واقعي خود را مييابند . شركت دادن مردم در مسائل ، در قالب مشورت با ايشان پشتوانهاي گران سنگ براي هر نظامي است .

«ولا مظاهرة أوثق من المشاورة.»8

و هيچ پشتيباني مطمئنتر از مشورت نيست .

مشورت كردن در امور مايه پشتگرمي و خاطر جمعي است 9 و خوب ياري كردن يكديگر در مشورت است 10، زيرا با مشورت است كه هر يك ديگري را به آنچه صلاح او باشد راهنمايي ميكند و راه درست نمايان و پيروزي حاصل ميشود. 11 و هر كه با عقلا وخردمندان مشورت كند به دور انديشي و درستي (گفتار و كردار) رسد. 12 اين مفهوم واقعي شورا است كه چون عسلِ استخراج شده است، زيرا «شورا» از «شارالعسل» گرفته شده است و به معناي بيرون آوردن عسل از كندو و عسل استخراج شده ميباشد. 13

بدين ترتيب مشورت كردن عين هدايت است 14 و گرد آوردن خوبيهاوخيرها در مشورت كردن است . 15 هر كه با خردمندان مشورت كند به انوار خردهاي آنان روشني يابد 16 و مشورت كردن، شركت جستن در عقل و دانش صاحبان خرد است . 17

دستور «شاورهم في الامر» براي لطف به امت وكرامت آنهاست، براي آن است كه به اين سنت نيكو آراسته شوند و بدانچه در اهميت شورا گفته شده دست يابند.

امر شاورهم پيمبر را رسيد

گرچه رايي نيست رايش را نديد

در ترازو جو رفيق زر شدست

ني از آنك جو چو زر گوهر شدست

روح ، قالب را كنون همره شدست

مدتي سگ حارس درگه شدست18

مشورت كن با گروه صالحان

بر پيمبر امر شاورهم بدان

امرهم شوري براي اين بود

كز تشاور سهو و كژ كمتر رود

اين خردها چون مصابيح انورست

بيست مصباح از يكي روشنتر ست19

بنابراين،مشورت كننده بر جانب و مشرف بر رستگاري است 20 و از خطا ايمن و به دور است . 21 از همين روست كه امير مؤمنان (ع) به مشورت توصيه كرده است :

«شاور ذوي العقول تأمن الزّلل والندم.» 22

باصاحبان خرد مشورت كن تا از لغزشها و پشيمانيها ايمن گردي.

بدرستي كه هيچ عاقلي از مشورت كردن بينياز نميشود 23 و آن كه خود را بي نياز ازمشورت ببيند و در كارها بر عقل و رأي خود اعتماد كند، خود را در خطر افكنده 24 ، گمراه شود 25 و آن كه به رأي و انديشه خود اكتفا كند هلاك شود. 26

شورا از چنين جايگاهي برخوردار است و رسول خدا (ص) نه تنها خود مشورت مي كرد، بلكه توصيه مي كرد و تأكيد داشت كه مسلمانان چنين كنند و به سيره او تأسي نمايند . علي (ع) گويد كه چون پيامبر مرا به يمن اعزام مي كرد وصايايي كرد، از جمله فرمود:

«يا علي ... ولاندَمَ من استشار.» 27

اي علي... و آن كه مشورت كند پشيمان نشود.

هرگزكسي از استبداد رأي سود نبرده و كسي از مشورت كردن زيان نديده است ، و پيامبر حق بدرستي فرمود:

«ما شقي قطّ عبد بمشورة ولا سعد باستغناء رأي .» 28

هيچ بندهاي با مشورت كردن بدبخت نشد وهيچكس با بي نياز دانستن خود از مشورت سعادت نيافت.

مشورت باعث ميشود كه با بهرهگيري از خرد ديگران، موارد خطا بهتر شناخته شده از فرو رفتن در آنها اجتناب شود.

«من استقبل وجوه الاراء عرف مواقع الخطاء.» 29

كسي كه از افكار ديگران استقبال كند موارد خطا را ميشناسد.

براي پرهيز از اشتباه و جلوگيري از لغزش بايد انديشهها و آرا را به هم زد تا از تضارب آنها آنچه راست و درست است ظهور كند:

«اضربوا بعض الرأي ببعض يتولّد منه الصواب.» 30

برخي از آرا را به برخي ديگر بزنيد تا رؤي درست زايد و به دست آيد بدين ترتيب است كه پشيمانيها كاسته خواهد شد.

مشورت ادراك و هشياري دهد

عقلها مر عقل را ياري دهد31

مشورت در كارها واجب شود

تا پشيماني در آخر كم بود 32

مشورت كردن آن قدر نزد پيشوايان حق، اعتبار داشت كه علي (ع) ميفرمود: «اذا عزمت فاستشر.» 33 (هرگاه عزم كاري كني مشورت كن) و رسول خدا (ص) ميفرمود: «من أراد أمراً فشاور فيه و قضي، هدي لاَ رشدِ الامور.» 34 ( هر كس تصميم به به اجراي كار گيرد و براي آن مشورت كند وانجام دهد، به بهترين راه دست يابد).

سلامت تصميمگيريها و گرو مشورت است . جامعهاي كه فاقد سنت مشورت است ، در تب وتاب خود محوريها وخودسريها مي سوزد و در عدم تعادل سير مي كند، و جامعهاي كه در آن شورا يك اصل مسلم است و از اجزاي ضروري حيات آن محسوب ميشود،بهترين راه وكاملترين مسير در برابرشان گشوده خواهد شد، همان طور كه رسول حق (ص) فرمود:

«ما تشاور قوم قط الا هدوا لارشد أمرهم .» 35

هيچ قومي مشورت نكردند جز آنكه به بهترين امور هدايت يافتند.

اصولاً مردمي كه امور مهم خود را با مشورت يكديگر انجام ميدهند، كمتر گرفتار لغزش و پشيماني ميشوند و آنان كه گرفتار خودرأيي و استبدادند ، هر چند افراد فوقالعادهاي باشند، غالباً در اشتباه به سر برده، موجب تنشهاي اجتماعي - سياسي ميشوند . فقدان سنت مشورت در جامعه ، شخصيت مردم را مي كشد و رشد افكار را متوقف مي سازد. چنين مردمي شايستگي زندگي حقيقي را از دست ميدهند ،آنها مردههاي زندهاند؛ چنانكه در حديث شريف نبوي به اين حقيقت اشاره شده است :

«اذا كان امراءكم خياركم و أغنياءكم سمحاء كم و أمركم شوري بينكم فظهر الارض خيركم من بطنها و اذا كان امراءكم شراركم و اعتياء كم بخلاء كم لم يكن أمركم شوري بينكم فبطن الارض خيرلكم من ظهرها.»36

هنگامي كه زمامداران شما نيكانتان وتوانگران شما سخاوتمندانتان باشند و كارهايتان به مشورت انجام شود، در اين موقع روي زمين از زير زمين براي شما بهتر است (شايسته زندگي وبقا هستيد) ولي اگر زمامدارانتان بدان و توانگرانتان افراد بخيل باشند وكارهاي به مشورت برگزار نشود، در اين صورت زير زمين از روي آن براي شما بهتر است .

ملاحظه مي شود كه در نظر پيامبر اكرم (ص) جامعهاي با رهبران خودسر و توانگران تنگ چشم و فاقد سنت مشورت، حق حيات ندارد. در نگاه پيامبر، شورا چنين جايگاهي دارد و از عناصر اصلي حياتبخش جامعههاست. از اين رو، آن حضرت با وجود اينكه نيازي به مشورت نداشت ، 37 براي زنده ساختن و زنده نگاه داشتن جامعه بيش از هر كس مشورت ميكرد . چنين جايگاهي است كه موجب فضيلت شورا واهميت آن مي شود مردمان بيدار وآگاه و اهل صلاح و سداد و رشد يافته، اهل مشورتند . در كلام الهي ، در اهميت ، جايگاه و اعتبار آن آمده است :

هر چيزيكه دارا شدهايد برخورداري زندگاني دنياست، وآنچه نزد خداست بهتر و پايدارتر است براي كساني كه ايمان آوردند و بر پروردگارشان توكل ميكنند، و كساني كه از گناهان سهمگين و از كارهاي بسيار زشت دوري ميكنند و چون به خشم آيند درگذرند ، و كساني كه دعوت پروردگارشان را اجابت نمودند و نماز را به پا داشتند و كارشان ميانشان به شور است و از آنچه به آنان روزي دايم انفاق ميكنند. وكساني كه چون تجاوز مسلحانهاي به آنان شود يكديگر را در انتقام كشيدن ياري دهند.38

در اين آيات مسأله شوري در كنار نماز و انفاق و به عنوان يك ويژگي اساسي از ويژگيهاي انسانهاي رشد يافته آمده است . علامه طباطبايي (ره) متذكر شده است كه : در جمله «وأمرهم شوري بينهم» اشاره شده است كه آنها مؤمنان اهل رشد و عمل به واقع هستند كه دربه دست آوردن و استخراج رأي و نظر صحيح دقت ميكنند وبه صاحبان خرد مراجعه مي كنند در نتيجه آيه شريفه از نظر معنا نزديك به آيه «الذين يستمعون القول فيتبعون أحسنه » 39 است . » 40

انسانهاي رشد يافته و اهل ايمان كساني هستند كه كارهايشان با مشورت انجام ميگيرد و داخل هيچكاري نميشوند و دست به عملي نميزنند مگر آنكه ابتدا مشورت كنند و اين ويژگي از شدت تدبر و بيداري و هشياري آنان در امور است . 41

انسانهاي كمال يافته به كاري پيش از مشورت اقدام نميكنند زيرا بدرستي گفته شده است : «ما تشاورقوم الا و فقوا لاحسن ما يحضرهم .» 42 (هيچ قومي در كارهايشان با يكديگر مشورت نكردند مگر آنكه به بهترين راههاي موجود دست يافتند ).

انسانهاي هدايت يافته با يكديگر مشورت ميكنند و استبداد رأي نميورزند زيرا از أنانيت وخودخواهي خارج شدهاند و در طلب خير و بيان آن به يكديگر اعتماد دارند. 43


شيوه عمل پيامبر (ص) و ائمه (ع)
اخلاق رسول خدا(ص) قرآن بود و عمل او در مشورت مصداق آيه شريفه:

«و شاورهم في الامر فاذا عزمت فتوكل علي الله.» 44

با آنان مشورت كن، پس

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.