مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:44951 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:9

شيخ شهابالدين يحيي بن حبش بن ميرك سهروردي زنجاني، معروف به شيخ اشراق كه بود؟
وي بدون شك از اعجوبههاي روزگار است. ذهني فوقالعاده وقّاد و جوّال و نوجو و مبتكر داشته است. تمايل اشراقي در فلسفه، پيش از او حتي در فارابي و بوعلي وجود داشته است، اما كسي كه مكتبي به نام «مكتب اشراق» تأسيس كرد و در بسياري از مسائل، راه آن مكتب را از راه مكتب مشاء جدا كرد، اين مرد بزرگ بود. تقريباً همة مسائلي كه اكنون به عنوان نظريات اشراقيون در مقابل مشائين شناخته ميشود و برخي ميپندارند آنها مسائل مابهالاختلاف افلاطون و ارسطوست، نيتجة فكر شخص سهروردي است كه در مقابل افكار مشائين و بالخصوص مشائيان اسلامي آورده است. وي نزد مجدالدين جيلي (در مراغه) و ظهيرالدين قاري (ظاهراً در اصفهان) و فخرالدين مارديني (در عراق) تحصيل كرده و مدتي ملازم مارديني بوده است. مارديني ميگفته در هوش و ذكاء و حدّت ذهن مانندش را نديدهام و از اين رو بر جانش ميترسم (معجم الادباء 7 / 269) گوينمد البصائر النصيرية ابن سهلان را نزد ظهيرالدين قاري خوانده است.
سهروردي در ساير علوم و از آن جمله فقه نيز سرآمد بوده است. به شام و حلب رفت و در جلسة درس فقه استاد مدرسة حلاوية حلب به نام شيخ افتخارالدين شركت كرد؛ برترياش روشن گشت و مقرب استاد شد. صيت شهرتش او را مورد علاقة الملك الظاهر پسر صلاحالدين ايوبي كرد و در حضور او بيمحابا با فقها و متكلمين مناظره ميكرد و آنها را مغلوب ميساخت. همين كار سبب حسادت ديگران شد و كاري كردند كه صلاحالدين ايوبي فرزندش را وادار كرد كه او را به قتل برساند. در سال 586 در سن 36 سالگي (وفيات الاعيان 5/316.). و يا در سال 587 در سن 38 سالگي (عيون الاتباء 3/ 274) كشته شد.
گويند وي با فخرالدين رازي همدرس بوده است. سالها پس از مرگش كه نسخهاي از كتاب تلويحات او را به فخرالدين دادند، آن را بوسيد و به ياد ايام همشاگردي اشك از ديده فروريخت (سه حكيم مسلمان/ 76).
سهروردي نه تنها در مناظره با فقها و متكلمين بيپروا بود و دشمني ميانگيخت، در اظهار اسرار حكمت ـ بر خلاف توصية بوعلي در آخر اشارات ـ شايد به علت جواني، بيپروايي ميكرد و از همينرو افراد پخته از اول حدس ميزدند كه جان سالمي نخواهد برد. وقتي كه خبر مرگش به دوست و استادش فخرالدين مارديني رسيد، گفت همان شد كه من حدس ميزدم. و نيز از همينرو دربارهاش گفته ميشد كه شهابالدين علمش بر عقلش فزوني دارد.

مجموعه آثار شهيد مطهري ج14 ـ خدمات متقابل اسلام و ايران صفحه: 493 الي 494
شهيد مطهري

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.