مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:44952 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:4

ميرمحمد باقر داماد كه بود؟
وي معروفتر از آن است كه نيازمند به معرفي باشد. پس از حملة مغول، به عللي، جز در فارس، حوزة علمي قابل توجهي به چشم نميخورد. البته در هرات و سمرقند و جاهاي ديگر احياناً افرادي بودهاند‎، ولي حوزة گرم ظاهراً منحصر به شيراز بوده است.
متأسفانه حوزة شيراز فوقالعاده خصلت جدلي دارد. در طول تقريباً دو قرن و نيم، بيشتر كوششها صرف مجادلات ميشده است؛ بر گفتههاي يكديگر شرح و حاشيه مينوشتهاند و بر آن حاشيهها نيز حواشي ديگر و همچنين حاشيه بر حاشيه ... در عين حال دورة شيراز دورة آمادگي بوده است.
در زمان شاه عباس كبير با طلوع افرادي مانند ميرداماد و شيخ بهايي و ميرفندرسكي، اصفهان مركز علوم عقلي اسلامي گشت ـ به طوري كه شخصي مانند صدرالمتألهين از وطنش شيراز مهاجرت ميكند و براي كسب فيض به اصفهان ميآيد ـ همچنانكه با مهاجرت علماي جبل عامل از قبيل محقق كركي به ايران، حوزهاي بسيار عالي فقهي در اصفهان تشكيل شد. از مشخصات حوزة فلسفي اصفهان اين است كه ديگر از آن بحث و جدلها كه غالباً كمفايده بود خبري نيست. فلسفه به وسيلة ميرداماد رنگ و بوي ديگري ميگيرد.
ميرداماد اگر از حكامي طراز اول اسلامي به شمار نرود، لااقل در طراز دوم هست. وي علاوه بر اينكه فيلسوف بود، فقيه و رياضيدان و اديب و رجالي هم بود. روي هم رفته مردي جامع بود و خود را «معلم ثالث» ميخواند.
وي حوزة درس باشكوه و گرم و پربركتي تشكيل داد. درست معلوم نيست كه ميرداماد تحصيلات فلسفي خويش را چگونه و نزد چه كساني انجام داده است. اساتيد او را كه شمردهاند عبارتند از: شيخ عبدالعالي كركي، سيد نورالدين عاملي، تاجالدين حسين صاعد طوسي، فخرالدين استرآبادي سماكي. سه نفر اول اهل معقول نبوده، استاد منقول مير بودهاند. تنها شخص اخير است كه اهل معقول بوده است.
آقاي سيد علي بهبهاني در مقالهاي كه تحت عنوان «فلسفه و شرح حال و نقد آثار ميرداماد» نوشتهاند ميگويند: «فخرالدين محمد حسيني استرآبادي معاصر شاه طهماسب (918 ـ 984) به نوشتة اسكندر بيك از بزرگان سماك استرآباد بوده. از فحواي كلام وي استفاده ميشود كه ميرداماد مجلس درس او را دريافته، ولي از لحاظ زمان همطراز او نبوده (؟) وي را در مقابل محقق خفري، محقق فخري ميگفتهاند» (دفتر سوم و چهارم مقالات و بررسيها، نشرية دانشكدة الهيات و معارف اسلامي./ 27.).
محدث قمي در الكني و الالقاب نيز از اين شخص به عنوان استاد ميرداماد ياد ميكند، همچنين ريحانة الادب. ولي اتفاقاً از فرد ديگري نيز عيناً به همين نام (فخرالدين استرآبادي حسيني) در همين عصر ياد شده كه او نيز اهل معقول بوده، الهيات و جواهر و اعراض شرح تجريد قوشچي را حاشيه كرده است (ريحانة الادب، 4 / 304) و بنا بر نقل آقاي علي دواني، حاشية دواني بر تهذيب المنطق را نيز حاشيه كرده است (شرح حال جلالالدين دواني،/ 165) ابتدا به نظر ميرسد كه دو نفر به اين نام نيست، يك نفر است ولي صاحب الذريعه (الذريعه، 1/ 99.) تصريح ميكند كه اينها دو نفرند؛ بعلاوه، فخرالدين سماكي محمد بن الحسن است و آن ديگري محمد بن الحسين.

مجموعه آثار شهيد مطهري ج14 ـ خدمات متقابل اسلام و ايران صفحه: 509 الي 510
شهيد مطهري

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.