مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:44976 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:3

مروان حكم كه بود و چه اصل و نسب داشت؟
مروان پسر حَكَم بن ابي العاص بن اُميّة بود (بدين ترتيب پدر مروان يعني «حَكَم» پسر عموي معاويه و عموي عثمان بوده است؛ چون ابي العاص برادر عفّان «پدر عثمان» بود). در ماجراي فتح مكه، حكم به همراه ابوسفيان و ساير سران شرك، براي حفظ جان خود، مجبور به ايمان آوردن شد. روزي رسول اكرم(ص) با حَكَم (پدر مروان) برخورد كرد و فرمود: «وَيلِ لُامتي مِمّا في صُلب هذا»؛ واي بر امت من از دست كسي كه در صلب اين مرد است (يعني مروان). از آنجا كه حَكَم، اسرار دروني خانه رسول اكرم(ص) را استراق سمع ميكرد و در مجالس و محافل بازگو مينمود، حضرت رسول(ص) او را از مدينه به طائف تبعيد كرد حتي يك بار ميخواست چشم او را از حدقه درآورد. (البته وجوه ديگري نيز براي تبعيد او ذكركردهاند). يك بار عايشه به مناسبتي به مروان گفت: «فأشهدُ أَنَّ رسول الله(ص) لَعن أَباك وآَنت في صُلْبه»؛ [شهادت ميدهم كه تو در صلب پدرت بودي و رسول خدا(ص) او را لعنت كرد.] ابن اثير در اُسدالغابة ميگويد: «ترديدي نيست در اين كه رسول اكرم صليللهعليهوآله با آن عفو و اغماضي كه داشت، حَكَم را تبعيد و لعن كرد. معلوم ميشود كارهاي خلاف او چيز كوچكي نبود». حَكَم به همراه فرزند خود (مروان) دوران رسول اكرم صليللهعليهوآله وسلم و خليفه اول و دوم در همان طائف ماند ولي برادرزادهاش عثمان در زمان خلافت خود او را به مدينه برگرداند. اميرالمؤمنين(ع) روزي با ديدن مروان فرمود: واي بر تو و واي بر امت محمد(ص) از دست تو و از دست فرزندان تو؛ «ويل لك، وويل لأُمة محمد صليللهعليهوآله وسلم منك و من بنيك». در حمله اعتراض آميز مسلمانان به خانه عثمان و قتل او، گردن مروان نيز آسيب ديد و لذا تا آخر عمر به صورت گردن شكسته يا گردن كج باقي ماند. معاويه او را عامل مدينه قرار داد و سپس مكه و طائف را نيز ضميمه كرد و در سال چهل و هشت او را عزل كرد. پس از كناره گيري معاويه بن يزيد (معاويه دوم) از حكومت، مروان در منطقه شام به خلافت رسيد و سرانجام به دست زنهايش كشته شد.

مروان در جنگ جمل اسير و سپس با شفاعت امام حسن و امام حسين(ع) آزاد شد، پس از آزادي او آن دو بزرگوار خدمت پدرشان عرضه داشتند: مروان مي‎خواهد بيعت كند. حضرت علي(ع) فرمود : مگر در مدينه بعد از قتل عثمان با من بيعت نكرد؟ احتياجي به بيعتش ندارم، چون دست او دست نيرنگ يهود است، كه اگر با دستش بعيت ‎كند با پشتش خيانت مي كند . او به اندازه‎اي كه سگ پوزة خود را با زبانش پاك كند (نه يا ده ماه) حكومت خواهد كرد. او پدر چهار قوچ است و امت اسلام از او و پسرانش روزهاي خونيني خواهند داشت. (نهج‎البلاغه، خطبة 73)

: آية الله جوادي آملي
حماسه و عرفان

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.