مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:44990 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:4

در مورد دكتر علي شريعتي و آثارش قدري براي ما توضيح دهيد.

مرحوم دكتر علي شريعتي از چهرههاي شناخته شده قبل از انقلاب اسلامي ايران است كه در آگاهي دادن قشر جوان بر ضد حكومت ستم شاهي نقش ارزندهاي داشت. از مرحوم شريعتي آثار بسياري در مورد مسائل اسلامي، عقيدتي و تاريخي بر جاي مانده است. با توجه به اين كه رشته تخصصي و تحقيقي او در مسايل جامعهشناسي بوده، طبعاً آثاري كه در مورد مسايل ديني و تاريخ اسلامي نگاشته است، قابل نقد و بررسي بوده و خالي از اشتباه نيست.

در مورد آثار شريعتي برخي راه افراط را پيمودهاند و همه نوشتههاي ايشان را درست و صحيح دانستهاند.

برخي برعكس راه تفريط را طي كردهاند و همه آنهارا نادرست و مردود دانستهاند.

راه درست اين است كه با ديد انصاف و واقع بيني نگاه كنيم و خوبيها را بپذيريم و نادرستيها را نقد نماييم.

ايشان يك سري امتيازات و جنبههاي مثبتي دارند، نيز كاستي هايي، اينك نگاهي به دو جنبه مثبت و منفي در ايشان و آثارشان:

1 - ايشان فردي بود كه نسبت به اسلام سوز و درد و دغدغه داشت. بي اعتنا نبود و به آن چه ميگفت، باور داشت. در عين حال از انديشههاي مكاتب عصر خود به ويژه اگزيستانسياليسم و تفكرات ماركسيستي متأثر بود و تا حدودي با ادبيات آنهاسخن ميگفت كه منشأ انديشه التقاطي گرديد. هر چند مرحوم دكتر علي شريعتي در مواردي به نقد ماركسيسم پرداخت اما نفوذ تفكرات ماركسيستي در وي چنان بود كه ماركسيسم را با همان ادبيات ماركسيستي و تحت تأثير همان نگرشها به نقد و چالش ميكشيد و به همان وضعي گرفتار ميشد كه از آن ميگريخت.

تصويري كه شريعتي از اسلام ارائه نموده، در موارد متعددي آلوده به اين گونه افكار است؛ مثلاً در تحليلي كه از قيام امام حسين(ع) در كتاب حسين وارث آدم ارائه ميدهد، شهيد مطهري ميگويد كه اين تحليل، نوعي روضه ماركسيستي از حادثه عاشورا است.(1)

2 - ايشان سخنوري توانا بود و قدرت بياني خوبي داشت. مطالب را با شور و نشاط بيان ميكرد و صاحب زباني احساسي و موج آفرين بود. اين پديده سبب شد كه نسل پرشور و انقلابي با اشتياق تمام به سوي او گراييده و آرمان خويش را در او ميجوييدند. اما ضعفي كه از اين ناحيه گرفتار شد، اين بود كه مسائل اسلامي را با ظاهري زيبا ولي با انديشههاي بدلي و گاهي غير ديني بيان ميداشتند؛ ريشه اين وضع و حال، فقدان آگاهي ژرف و عيمق از اسلام ناب بود.

3 - دركي كه دكتر علي شريعتي از اسلام داشت، اسلامي بود كه در صحنه زندگي و جامعه حضور داشت. او برخلاف روشنفكران (يا به عبارتي رساتر: برخلاف روشنفكر مآبان) كه ميكوشيدند دين را از صحنه جامعه بيرون رانده و ميدان را براي سكولارها و لائيكها خالي كنند و دين را به رابطه فردي بين بنده و خدا تقليل دهند، دين را در متن جامعه ميخواست و از دين در حاشيه و بي مسئوليت، سخت گريزان و متنفر بود.

اين يكي از نقاط بسيار خوب و مثبت ايشان است، ليكن او در اين راه گرفتار نوعي يك بُعدي گرايي شده، بيشترين همتش در نگاه به اسلام از بُعد انقلابي و مبارزه بود اما نسبت به مسائل ماورائي و مبدأ و معاد بي مهري نشان ميداد، تا جاي كه عالمان بزرگي را كه به هدايت جامعه و نشر تعاليم اخروي و ديني پرداخته بودند، گرفتار طعن و تمسخر ساخت و گفت: شيعيان دو قسمند؛ شيعه علوي و شيعه صفوي. هر كه با حكومتها درگير شد، شيعه علوي است و هر كه با آنان سازش و مدارا نمود، شيعه صفوي است. از جمله علامه مجلسي را جزء شيعه صفوي معرفي ميكرد. او در اين نگاه اصل را بر انقلاب و مبارزه قرار داد، نه اصل را بر اسلامي كه از زندگي امامان و رهنمودهاي آنان فهميده ميشود. در حالي كه زندگي امامان(ع) هم جنگ و مبارزه هست و هم صبر و سكوت و مماشات و اينها به شرايط زمان و مكان و مصالح مسلمانان بستگي دارد. هر كه شيعه علي است، هم در جنگ و مبارزه، شيعه علي بايد باشد و هم در صبر و سكوت، ولي مرحوم شريعتي تنها يك بُعد را نگريسته و آن بُعد مبارزه و انقلاب است.

4 - اگر چه تخصصش در جامعهشناسي بود، ولي به مقتضاي شغل معلمي از معلومات عمومي خوبي بهرهمند بود، و در بسياري از زمينهها اظهار نظر ميكرد. از همين جهت دچار ضعف شد، چون بسياري از ابعاد اسلام تخصصهاي ويژهاي ميطلبد تا آدمي بتواند نظر درستي بدهد. طبيعي است كه انسان با توان محدودش نميتواند در زمينههايي كه تخصص ندارد نظر درستي بدهد متأسفانه مرحوم دكتر اظهار نظرهايي در زمينههاي مختلف اسلامي از جمله در مورد حديث و تاريخ داشتند كه از اتقان لازم بي بهره بود.

ايشان با شهيد مطهري در حسينيه ارشاد فعاليتهاي فرهنگي داشتند. شهيد مطهري برخي از اشتباهاتش را گوشزد نمود و مرحوم دكتر درصدد بود كتاب هايش را اصلاح كند. برخي را اصلاح كرد، ولي عمر كفاف نداد كه همه را اصلاح كند و پيش از مسافرتش به خارج از آقاي محمد رضا حكيمي خواست كتابهاي او را بازبيني و اصلاح نمايد. او پذيرفت، ولي بعد از رحلت شريعتي به علت دخالت برخي موفق به اين كار نشد.

ميتوانيد نظريات شهيد مطهري را در مورد دكتر علي شريعتي در اين كتابها جستجو نماييد:

1 - استاد مطهري و روشنفكران

2 - حماسه حسيني، ج3 (بحث نقد حسين و ارث آدم).

پينوشتها:

1 - حماسه حسيني، ج3، ص 307.

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.