-چه احاديثي از پيامبر(ص) و معصومين (ع) راجع به آداب قضا وارد شده است؟(0)
-آيا الزام كفار مكه به ترك شرك و بتپرستي در سوره توبه، خلاف آزادي و دموكراسي نيست؟(0)
-چرا امامان ما نتوانستند مانند پيامبر((صلي الله عليه وآله)) دستورات و احكام دين اسلام را پياده كنند و به افراد غاصب مجال دادند تا بر سرنوشت مسلمين مسلّط شده و احكام و تعاليم قرآن را دستخوش اغراض و اميال خويش قرار دهند؟
(0)
-اگر سرچشمه قدرت، اراده ملت است، پس چرا امام علي در يكي از نامههاي خود (نامه ششم، وقعه صفين) گزينش رئيس دولت را وظيفه مهاجر و انصار ميداند؟(0)
-نگرش اسلام به حفظ استقلال سياسي امت مسلمان چگونه است؟(0)
-از ديدگاه اسلام چه لزومي در استقلال مالي و سياسي قضات وجود دارد؟(0)
-اگر اصحاب شورا به توافق كامل نرسند و با هم اختلاف داشته باشند در اين صورت راه علاج چيست؟(0)
-چرا در اسلام روي مساله «انتخاب اصلح» تاكيد فراواني شده است؟(0)
-چرا ملل غربي پيشرفته تر از ملل مسلمان هستند؟
(0)
-آيا اگر مردم با رعايت تمام ضوابط اسلامي، دست به تشكيل حكومت اسلامي زدند، فقيه ميتواند از امضاء و تنفيذ آن خودداري كند؟(0)
-چه احاديثي از پيامبر(ص) و معصومين (ع) راجع به آداب قضا وارد شده است؟(0)
-آيا الزام كفار مكه به ترك شرك و بتپرستي در سوره توبه، خلاف آزادي و دموكراسي نيست؟(0)
-چرا امامان ما نتوانستند مانند پيامبر((صلي الله عليه وآله)) دستورات و احكام دين اسلام را پياده كنند و به افراد غاصب مجال دادند تا بر سرنوشت مسلمين مسلّط شده و احكام و تعاليم قرآن را دستخوش اغراض و اميال خويش قرار دهند؟
(0)
-اگر سرچشمه قدرت، اراده ملت است، پس چرا امام علي در يكي از نامههاي خود (نامه ششم، وقعه صفين) گزينش رئيس دولت را وظيفه مهاجر و انصار ميداند؟(0)
-نگرش اسلام به حفظ استقلال سياسي امت مسلمان چگونه است؟(0)
-از ديدگاه اسلام چه لزومي در استقلال مالي و سياسي قضات وجود دارد؟(0)
-اگر اصحاب شورا به توافق كامل نرسند و با هم اختلاف داشته باشند در اين صورت راه علاج چيست؟(0)
-چرا در اسلام روي مساله «انتخاب اصلح» تاكيد فراواني شده است؟(0)
-چرا ملل غربي پيشرفته تر از ملل مسلمان هستند؟
(0)
-آيا اگر مردم با رعايت تمام ضوابط اسلامي، دست به تشكيل حكومت اسلامي زدند، فقيه ميتواند از امضاء و تنفيذ آن خودداري كند؟(0)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:45237 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:4

آيا آزادي مطلق است يا محدود؟ حدود آزادي چيست؟ چه كسي بايد محدوده آزادي را معين كند؟
آزادي مطلق وبدون قيد, يعني هركس هركاري ميخواهد انجام دهد وهرچه ميخواهد بگويد وبخورد وسايراعمال, اين آزادي هردين وقانوني را نفي ميكند؛ چون هميشه هرقانوني, حد ومرزي براي يكي ازاعمال بشري تعيين ميكند. پس آزادي مطلق يعني بيقانوني ودرنتيجه هرج ومرج وتوحّش, واين مطلب را هيچ انسان عاقلي نميتواند بپذيرد. پس قهراً هميشه آزادي محدود به قيودي است. حال كه آزادي مقيد شد, بحث برسر قيد آزادي واقع ميشود كه اين قيدها چيست وچه مرجعي بايد آن را تعيين كند؟ گفته ميشود كه آنچه معتبراست آزادي مشروع وقانوني است. حال مراد ازآزاديهاي مشروع چيست؟ اگرمراد ازمشروع, يعني شرعي وديني, اين همان سخن ماست كه آزاديهايي ـ اعم ازفردي واجتماعي ـ معتبراست كه دين تعيين نموده وخداوند تجويز كرده باشد. پس ديگرنبايد گفت آزادي فوق دين است ونبايد دين آزاديهاي بشر را محدود كند. واگرمنظور ازمشروع ـ كما اينكه درحقوق سياسي رايج است ـ يعني آزاديهاي مشخص شده درقانون, در اينجا بايد سخن را متمركز كرد بر روي قانون كه اين قانون راچه كسي بايد تصويب كند. علاوه براين كه روشن ميشود كه پس آزادي را هم قانون معتبرميكند وآزادي فوق قانون نيست. واما قانونِ محدود كننده آزادي, به نظرما مسلمانان ومتديّنان قانوني است كه مالك هستي وانسان, يعني خداوند متعال, آن را وضع كرده باشد, زيرا حق تشريع وقانونگذاري اصالتاً واوّلاً مختص خداوند است. درمواردي كه قانوني وضع فرموده بشربايد تبعيت كند ودرمواردي كه وضع قانون را به كساني واگذار كرده, بايد قوانين وضع شده را از طرف ايشان را رعايت كند. پس آزادي قانوني هم برگشت ميكند به آزادي ديني ومشروع بمعناي شرعي, درنتيجه آزادي هميشه بايد درچارچوب قوانين الهي واسلامي باشد نه كمترو نه بيشتر. كساني كه تفكرليبرالي وغربي دارند ملاك قانون ومقنّن را مردم ورأي اكثريت ميدانند. اگرمردم يك نوع آزادي را پسنديدند, قانوني ميشود والاّ نه. اگر دريك زمان پسنديدند, قانوني است ودر زمان ديگر اگر ردّ كردند, غيرقانوني است. اما درتفكراسلامي وديني مقنّن خداوند است. حد آزادي درغرب, مزاحمت با آزادي ديگران ومصالح مادي آنها است, اما در اسلام حد آزادي, مصالح واقعي ـ اعم ازمادي ومعنوي ـ انسانها است. آزاديهاي انسان بردو نوع است: 1ـ آزادي فردي واخلاقي 2ـ آزادي اجتماعي وحقوقي. درهردو زمينه, آنچه آزادي را محدود ميكند مصالح مادي ومعنوي فرد وجامعه است كه درضمن احكام ديني بيان شده است. كسي كه دين را پذيرفت, قوانين وحدود الهي را هم بايد بپذيرد. اعتقاد به اسلام وعمل برطبق ماديت ومكتب ليبراليسم قابل جمع نيستند.

پرسشها وپاسخها
استاد محمد تقي مصباح يزدي

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.