-چه احاديثي از پيامبر(ص) و معصومين (ع) راجع به آداب قضا وارد شده است؟(0)
-آيا الزام كفار مكه به ترك شرك و بتپرستي در سوره توبه، خلاف آزادي و دموكراسي نيست؟(0)
-چرا امامان ما نتوانستند مانند پيامبر((صلي الله عليه وآله)) دستورات و احكام دين اسلام را پياده كنند و به افراد غاصب مجال دادند تا بر سرنوشت مسلمين مسلّط شده و احكام و تعاليم قرآن را دستخوش اغراض و اميال خويش قرار دهند؟
(0)
-اگر سرچشمه قدرت، اراده ملت است، پس چرا امام علي در يكي از نامههاي خود (نامه ششم، وقعه صفين) گزينش رئيس دولت را وظيفه مهاجر و انصار ميداند؟(0)
-نگرش اسلام به حفظ استقلال سياسي امت مسلمان چگونه است؟(0)
-از ديدگاه اسلام چه لزومي در استقلال مالي و سياسي قضات وجود دارد؟(0)
-اگر اصحاب شورا به توافق كامل نرسند و با هم اختلاف داشته باشند در اين صورت راه علاج چيست؟(0)
-چرا در اسلام روي مساله «انتخاب اصلح» تاكيد فراواني شده است؟(0)
-چرا ملل غربي پيشرفته تر از ملل مسلمان هستند؟
(0)
-آيا اگر مردم با رعايت تمام ضوابط اسلامي، دست به تشكيل حكومت اسلامي زدند، فقيه ميتواند از امضاء و تنفيذ آن خودداري كند؟(0)
-چه احاديثي از پيامبر(ص) و معصومين (ع) راجع به آداب قضا وارد شده است؟(0)
-آيا الزام كفار مكه به ترك شرك و بتپرستي در سوره توبه، خلاف آزادي و دموكراسي نيست؟(0)
-چرا امامان ما نتوانستند مانند پيامبر((صلي الله عليه وآله)) دستورات و احكام دين اسلام را پياده كنند و به افراد غاصب مجال دادند تا بر سرنوشت مسلمين مسلّط شده و احكام و تعاليم قرآن را دستخوش اغراض و اميال خويش قرار دهند؟
(0)
-اگر سرچشمه قدرت، اراده ملت است، پس چرا امام علي در يكي از نامههاي خود (نامه ششم، وقعه صفين) گزينش رئيس دولت را وظيفه مهاجر و انصار ميداند؟(0)
-نگرش اسلام به حفظ استقلال سياسي امت مسلمان چگونه است؟(0)
-از ديدگاه اسلام چه لزومي در استقلال مالي و سياسي قضات وجود دارد؟(0)
-اگر اصحاب شورا به توافق كامل نرسند و با هم اختلاف داشته باشند در اين صورت راه علاج چيست؟(0)
-چرا در اسلام روي مساله «انتخاب اصلح» تاكيد فراواني شده است؟(0)
-چرا ملل غربي پيشرفته تر از ملل مسلمان هستند؟
(0)
-آيا اگر مردم با رعايت تمام ضوابط اسلامي، دست به تشكيل حكومت اسلامي زدند، فقيه ميتواند از امضاء و تنفيذ آن خودداري كند؟(0)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:45238 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:2

كثرت گرايي ديني در بُعد نظري يعني چه؟ و آيا قابل پذيرش است؟
پلوراليسم ديني بطور اختصار به معناي حقانيّت اديان متعدّد است اما به سه نوع متفاوت مطرح شده است. اول: هيچ ديني باطل محض و يا حق مطلق نيست, بلكه هر ديني داراي آموزه هاي صحيح و آموزه هاي نادرست است. دوم: حق وحقيقت واحد است وهر يك از اديان راهي به سوي آن حق واحد است. سوم: قضاياي ديني از قبيل گزاره ها غير حسي اند؛ و اين گزاره ها يا اصولا بي معنا هستند ويا اگر معنايي هم داشته باشند قابل اثبات نيستند, بنابراين همه در يك رديف اند و هر فردي هر ديني را بپسندد مي تواند اختيار كند. بسياري از احكام مسيحيت در اسلام هم به گونه اي آمده است, لذا نمي توان گفت مسيحيت بطور كلي باطل است. همچنين اسلام در بسياري از موارد با يهوديت موافق است, پس نمي توان گفت يهوديت يا اسلام تماماً مردود هستند. وقتي خوبي ها و حقيقت ها در بين اديان پخش شده است, پس نمي توان گفت يك دين به طور كلي درست ودين ديگر نادرست است, بلكه بايد به همه اديان و مذاهب به يك اندازه احترام گذاشت و نيز مي

توان بين مذاهب گزينش كرد. يعني آموزه هايي از اديان را گرفت و تلفيقي از أن ها را پذيرفت, بخشي را از يهوديت بگيريم, بخشي را از اسلام و بخشي را هم ازآييني ديگر. بررسي تفسير اول: اصل اينكه بسياري از اديان, بلكه كلّ مذاهب, كم وبيش داراي عناصرحقّي هستند, مورد پذيرش است. باطلِ صدرصد درعالم نداريم. اما ازسوي ديگر اگرمنظوراين است كه همه اديان موجود درعالم, بهرحال داراي عقايد يا احكام باطل اند وهيچ دين كامل وجامعي نداريم, اين سخن البته مورد پذيرش ما نيست. اسلام ميگويد آنچه دين الهي وشريعت محمد(ص) است كاملاً صحيح وبا نزول اسلام دين به كمال ونعمت به تمام رسيده است. وآنچه درمكاتب ديگر آمده, اگرموافق با اسلام باشد, صحيح ودرغير اين صورت باطل است.
بررسي تفسير دوم: اين بيان درمقام مثال وتشبيه قابل تصوّر است, اما نسبت ميان اديان مختلف اينگونه ترسيم نميشود. وقتي اسلام اولين مسأله واولين سخنش اين است كه(خدا يكي است) وراه رستگاري, پذيرفتن توحيد است, اين راه چگونه با راه مسيحيتي كه دعوت به تثليت ميكند يكي است؟ چگونه ما را نهايتاً به نقطه واحدي ميرسانند!?
بررسي تفسير سوم: در عرصه معارف وعلوم بشري تكيه صدرصد برحس وعدم اعتماد برعقل, ازديدگاه ما مردود است وبا توجه به اينكه تنها راه بررسي صحت وسقم يك سخن حس وتجربه نيست ـ بلكه از راه عقل هم ميتوان قضيه اي را اثبات يا رد كرد؛ مثل مباحث رياضي وفلسفي ـ اين نظريه ومبنا ازنظر ما به طور كامل مردود است. افزون براين ما بالوجدان بين قضاياي(خداوند وجود دارد) و(نبايد ظلم كرد) و(بايد نمازخواند) با قضيه(نورچراغ ترش مزه است) تفاوت ميبينيم. اگرسه قضيه نخست بيمعنا بودند نبايد به لحاظ معنايي با قضيه چهارم تفاوتي ميداشتند. وقتي گزاره هاي ديني معقول وقابل بررسي اند واثبات و ردّ آنها ممكن است, دراينصورت اشكالي قبلي مطرح ميشود كه سه گزاره: (خدا وجود ندارد), (خدا يكي است) و(خدا سه تا است), چگونه ميتوانند با هم جمع شوند وهمگي درست باشند؟ آيا حقيقتاً, برطبق مبناي پلوراليسم, ميتوان به صحّت هرسه قضيه اعتقاد پيدا كرد؟ يا هرسه اعتقاد را به يك اندازه درست وارزشمند دانست؟

پرسشها وپاسخها
استاد محمد تقي مصباح يزدي

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.