-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)

  کد مطلب:55413 سه شنبه 8 اسفند 1396 آمار بازدید:102

پاسخ درباره تفاوت مکتب تشیع واهل سنت درباره مهدی موعود چیست ؟
 پرسش : 

تفاوت مکتب تشیع و اهل سنت درباره مهدى موعود چیست؟




پاسخ : 

موارد اختلاف تشیع و اهل سنت درباره مهدى موعود عبارتند از:

 1- شخصى یا نوعى بودن مهدى(عج)

یکى از اختلافات مهم در این باره آن است که آیا مهدى(عج) شخصیتى معین و شناخته شده است یا شخصیتى نامعین و ناشناخته است که با این نام و اوصاف خواهد آمد. بسیارى از علماى اهل سنت، مهدویت را «نوعى» دانسته، مى گویند: پس از این در آخرالزمان، در زمانى نامشخص فردى نامعین، از پدر و مادرى ناشناخته با این نام و اوصاف متولّد خواهد شد و انجام وظیفه خواهد کرد.

اما شیعه امامیه و شمارى از اهل سنت، مهدى(عج) را شخصى، یعنى فردى شناخته شده و معین مى دانند و معتقدند: او بیش از این متولد شده و هم اکنون به زندگى خود ادامه مى دهد. معتقدان به شخصى بودن مهدویت، مصداق بشارت هاى رسول خدا درباره مهدى را، همان مهدى موعود، فرزند امام حسن عسکرى (علیه السلام)  دانسته اند.

در بررسى احادیث مهدى و اسناد و مدارک دیگر اسلامى، به دلایل و شواهدى بر مى خوریم که مهدویت شخص را تأیید مى کند. «مهدویت نوعى» پیامدهاى منفى فراوانى دارد؛ چون بر اساس آن، در جهان کنونى، اولى الامرى معصوم، امام و خلیفه قریشى تبار و فردى معصوم از اهل بیت که همراه قرآن باشد، وجود نخواهد داشت. در نتیجه شمار زیادى از احادیث صحیح رسول خدا تکذیب خواهد شد و از آنجا که ساحت مقدس رسول حق، از هر گونه دروغى منزّه است؛ پس باید اولى الامر معصوم، خلیفه اى قریشى تبار و فردى معصوم از اهل بیت، در جهان وجود داشته باشد.

 

2- تولّد و نام پدر حضرت مهدى(عج)

شیعه معتقد است رهبر موعود، محمد بن حسن عسکرى است که سال 256 ه . ق متولّد شد و پدرش امام حسن عسکرى بر امامت او تصریح کرده است. او سپس به اذن خدا، غیبت صغرى و کبرى نمود. غیبت صغرى هنگامى بود که خداوند، وى را از نیرنگ حکومت عباسى نجات داد. وى از هنگام تولّد، مخفى زیسته، پدرش او را از دیده ها، پنهان مى کرد. پس از وفات پدرش در 260 ه . ق شیعیان به واسطه نوّاب اربعه، با او ارتباط داشتند. نیابت آنان 69 سال (260-329 ه .ق) طول کشید. غیبت کبرى، پس از وفات نایب چهارم آغاز شد.

اما بیشتر اهل سنت معتقدند که مهدى هنوز متولّد نشده و در آخرالزمان به دنیا مى آید. برخى از آنان نیز روایت هایى نقل مى کنند که مهدى آخرالزمان، هم نام پیامبر بوده و پدرش هم نام پدر گرامى رسول خدا (عبدالله ) است. دسته اى از اهل سنّت که تولّد حضرت مهدى را پذیرفته اند، درباره سال ولادت یا ماه و روز آن و نیز پدر گرامى او، اختلافاتى با شیعه دارند.

برخى از علماى اهل سنت (مانند عبدالله  بن محمد مفارقى، ابن طلحه شافعى، دیار بکرى و...) سال ولادت مهدى را 258 ه.ق دانسته اند؛ ولى علمایى مانند ابن اثیر، ابن عربى، سبط ابن جوزى حنفى، صلاح الدین صفرى، ابن صباغ مالکى، ابن حجر مکى همانند شیعه سال ولادت او را 255 ه . ق مى دانند. درباره ماه و روز ولادت مهدى موعود نیز - علاوه بر نیمه شعبان - 23 رمضان، 9 ربیع الاول، 8 شعبان و... اشاره شده است.

یکى دیگر از اختلافات، درباره تبار و نام پدر مهدى موعود است. برخى از اهل سنت، آن حضرت را از نسل امام حسن (علیه السلام)  و بسیارى او را از نسل امام حسین دانسته اند. شمارى از دانشمندان سنى - همانند عالمان شیعه - نام پدر مهدى را حسن و آن حضرت را فرزند امام حسن عسکرى دانسته اند. برخى نیز بر اساس زایده اى که در یک حدیث وجود دارد، نام پدر آن حضرت را، همانند نام پدر رسول اکرم (صلی الله علیه و آله)  «عبدالله » دانسته اند.




3- اعتقاد یا اعتراف

اعتقاد بنیادین به «اندیشه مهدویت»، شیعه را از سایر مکاتب و مذاهب متمایز مى کند. شیعه حیات و بالندگى خود را مدیون مهدویت است؛ با آن زندگى و رشد مى کند؛ نفس مى کشد؛ امید رستگارى و نجات دارد؛ هدایت و راهنمایى مى شود و... شیعه مهدویت را در امتداد «امامت» قرار داده و تمامى مسائل و امور سیاسى، فرهنگى، عقیدتى و اجتماعى خود را بر اساس آن تفسیر و تبیین مى کند. از آنجا که امامت در نزد شیعه، امرى، ضرورى، مداوم و جزء جدایى ناپذیر زندگى بشرى است؛ لذا نمى توان محدویت و پایانى براى آن قائل شد؛ از این رو «مهدویت» تجلّى کامل الگوى «امامت» است.

به نظر ماربین، مستشرق معروف آلمانى در کتاب انقلاب بزرگ، از جمله مسائل اجتماعى بسیار مهم - که همیشه موجب امیدوارى و رستگارى شیعه شده است - همانا اعتقاد به وجود حجّت عصر و انتظار ظهور او است. حتّى اگر آثار معتقدات مذهبى از بین برود، شیعه داراى آن سرمایه اى خواهد بود که شوکت و اقتدار حکومت خود را نگاه خواهد داشت.

اما اندیشه مهدویت در نزد اهل سنت، بار اعتقادى و عملى خاصّى ندارد و  تنها اعتراف به روایات و اذعان به ظهور یکى از فرزندان پیامبر - مهدى موعود - در آخرالزمان است. این اعتراف و اقرار، تأثیر خاصى بر عملکرد فرهنگى، سیاسى و اجتماعى اهل سنت ندارد و چشم انداز نوینى فرا روى آنان نمى گشاید. حتّى بحث «انتظار» و بهره مندى از آثار گران مایه این آموزه مثبت، جایگاه برجسته اى در نظر و رأى آنان ندارد! متأسفانه روایات متواتر نبوى - که در آثار معتبر اهل سنت وجود دارد - با کم توجّهى آنان رو به رو شده و به دست فراموشى سپرده شده است!!