کد مطلب:3129 سه شنبه 11 مرداد 1390 آمار بازدید:501

پاسخگويي قرآن به نيازهاي انسان معاصر 28
شبكه ولايت - تفسير و علوم قرآني

43:56

دانلود   7.54 مگابایت
بسم الله الرحمن الرحيم

آقاي اسماعيلي
با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت بينندگان گرامي در خدمت آيت الله رضائي اصفهاني با برنامه پاسخگوئي قرآن به بشر معاصر هستيم .
اگر برنامه هاي گذشته را پيگيري كرده باشيد در برنامه اي در خصوص انسان و نيازهاي انسان صحبت كرديم و باز در برنامه گذشته به موضوع كلي برنامه راهكارهاي پاسخگويي قرآن كريم به نيازهاي انسان معاصر است پرداختيم و اين موضوع را از ابعاد مختلف مطرح كرديم كه مقصود از پاسخگويي قرآن كريم به نيازهاي انسان چيست .
با توجه به اينكه در روز اول ماه مبارك رمضان هستيم اين برنامه را به روزه اختصاص داديم كه در اين زمينه بحث و بررسي داشته باشيم اگر امكان دارد ديدگاه را درباره روزه براي ما بيان كنيد ؟
آقاي رضايي اصفهاني
روزه عبارت است از اينكه انسان از اذان صبح تا اذان مغرب از خوردن و آشاميدن و چيزهايي كه روزه را باطل ميكند خودداري كند و روزه در قرآن كريم در سه دسته از آيات مطرح شده است .
اول آيه اي است كه در سوره احزاب آيه 35 ميفرمايد « إِنَّ الْمُسْلِمينَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتينَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقينَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرينَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعينَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقينَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمينَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاكِرينَ اللَّهَ كَثيراً وَ الذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظيماً » شأن نزولي نقل كردند كه وقتي مسلمانان از حبشه به مدينه برگشتند اسماء بنت عميس از رسول خدا پرسيد كه آيا آيه اي درباره خانمها نازل شده است ؟ و اين آيه نازل شد و متذكر شد زنان و مردانيكه روزه ميگيرند و زنان و مرداني كه پاكدامن هستند كه ذكر خداوند را زياد ميگويند خداوند براي آنها مغفرت و پاداشي قرار داده است و اين يك مرحله بود .
مرحله دوم در سوره بقره است كه از سال دوم هجري مسئله روزه در اسلام واجب شد كه در آيه 183 تا 185 بقره هم وارد شده و بعد هم در آيه 187 اين مسئله آمده است كه فرمودند « يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَي الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ » اين آيه ابعاد و نكاتي زيادي دارد و فرمود اي كسانيكه ايمان آورديد روزه براي شما واجب شده همانطور كه بر كساني كه قبل از شما واجب بوده است باشد كه شما پرهيزگار شويد .
مسئله روزه در سال 2 هجري بر مسلمانان واجب شد كه البته در اينجا چند نكته را تذكر داده كه خيلي مهم است از جمله اينكه مدت روزه گيري در ماه رمضان است و كسانيكه عذر دارند بايد قضاء روزه را بجا بياورند و كسانيكه طاقت ندارند روزه براي آنها واجب نيست بلكه بجاي آن بايد مقداري از اموال خود را بدهند و در آخر آيه هم فرمود « يُريدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُريدُ بِكُمُ الْعُسْرَ » خداوند ميفرمايد كه روزه زحمت دارد و ما راحتي شما را ميخواهيم و نميخواهيم كه شما را به زحمت بياندازيد ولي روزه خير است و ميخواهيم از اين خير كثيري كه وجود دارد بهره ببريد .
مرحله سوم روزه در برخي از آيات قرآن بعنوان كفاره مطرح شده است مثلاً كسيكه در ايام حج نتواند قرباني پيدا كند بايد ده روز بجاي آن روزه بگيرد و يا كسيكه قتل خطايي كند بايد دو ماه روزه بگيرد و در كفاره قسم بايد دو ماه روزه بگيرد و ... يعني كفاره يكسري از گناهان را هم روزه قرار داده است كه حالت تمحيدي و مجازاتي است ولي اصل روزه براي تمام كسانيكه به حدّ بلوغ رسيدند واجب است .
آقاي اسماعيلي
شما فرمودند كه روزه در سال 2 هجري واجب شده و در آيه قرآن هم داريم كه « كَما كُتِبَ عَلَي الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ » مگر روزه براي اديان پيشين هم واجب بوده است ؟ و اين نكته جاي بررسي و توضيح دارد ؟
آقاي رضايي اصفهاني
در آيه 182 سوره بقره آمده كه « كَما كُتِبَ عَلَي الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ » همانطوري كه بر پيشينيان واجب بوده است و مفسرين گفتند كه مقصود يهوديان و مسيحياني بوده كه روزه بر آنها واجب بوده است و در برخي از آيات هم به اين مسئله اشاره شده است .
در آيه 26 سوره مريم ميفرمايد « إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً » من نذر كردم كه روزه بگيرم و روزه ايشان روزه سكوت بوده است ، يكنوع روزه كه در اديان گذشته بوده روزه سكوت بوده كه صبح تا شب سخن نميگفتند ، پس روزه در اديان گذشته هم بوده است ولي نوع و كميت و كيفيت آن متفاوت بوده است .
درباره تورات و انجيل فعلي مي بينيم كه همينطور كه قرآن گزارش داده در آنها هم بوده است و حال اينكه چقدر يهوديان و مسيحيان امروزه پايبند هستند يا نيستند بحث جداگانه اي است .
در صفر تثنيه باب 9 شماره 1 آمده است و در كتاب اول پادشاهان باب 19 شماره 8 در عهد عتيق تورات و ملحقان آن آمده است كه نقل شده كه حضرت موسي 40 روز روزه گرفت و ذكر شده كه قوم يهود گاهي اوقات بخاطر اينكه ميخواستند تواضع خود را به خداوند نشان دهند به گناهان خود اعتراف ميكردند و روزه ميگرفتند و اين مطلب در صفر داوران عهد عتيق باب 20 شماره 26 آمده است .
حتي نقل شده وقتي كه مصيبتي ميشد روزه ميگرفتند اطفال شيرخوار و حيوانات را هم غذا نميدادند و اين تفاوتي بين روزه مسلمانان و روزه اديان پيشين است كه اين چيزها در اسلام نيست و كسي بايد روزه بگيرد كه به سنّ تكليف رسيده باشد كه بالغ شده باشد و توانايي روزه گرفتن داشته باشد و اين مطلب در كتاب دانيال عهد عتيق باب 10 شماره 2 و 3 آمده است .
همچنين نقل شده كه روزه و امتناع از روزه از غروب آفتاب شروع ميشده است و شب را در بر ميگرفته است و تا غروب روز بعد ادامه داشته است و روزه 24 ساعت بوده است در حاليكه در اسلام روزه از طلوع فجر تا غروب آفتاب است .
مطالب درباره روزه در انجيل و ملحقات آن هم آمده است و حضرت مسيح فرمودند كه شاگردانش بعد از فوت او روزه بگيرند و اين در انجيل لوقا باب 5 شماره 34 و 354 آمده است و حواريون آن حضرت هم در مواقع لزوم روزه ميگرفتند ولي حتميت و وجوبي در انجيل گفته نشده است .
بنابراين مسئله روزه داري در يهود و مسيح وجود داشته و كم و كيف آن با اسلام متفاوت بوده است و لذا در آيه 183 بقره فرمود « كَما كُتِبَ عَلَي الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ » روزه بر شما واجب شده است همانطور كه بر پيروان اديان گذشته واجب شد .
آقاي اسماعيلي
روزه آثار و فوائدي دارد و ميتوانيم به شاخه هاي زيادي تقسيم كنيم ، اگر امكان دارد آثار معنوي روزه براي ما توضيح بدهيد ؟
آقاي رضايي اصفهاني
در اين باره ابتدا خود آيه قرآن تذكر داده است « يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَي الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ » اولين فائده و هدف روزه تقواست كه امري معنوي و اخلاقي است يعني موجب ميشود كه انسان به خداوند نزديكتر شود و تقرب پيدا كند و اخلاق و اراده انسان را قوي ميكند ، كسيكه از صبح تا شب بتواند بر خودش مسلط است و نفس خود را كنترل كند و از خوردني و آشاميدني امتناع كند اراده او قوي ميشود .
بنابراين روزه سبب ميشود كه انسان تزكيه اخلاقي پيدا كند و اراده خود را قوي كند .
برخي از پزشكان در اين زمينه فرمودند : پزشكي مصري در اين باره گفته است كه روزه ميتواند تأثيرات نيكويي بر روح انسان داشته باشد كه به صورت رقتّ احساس و عواطف و خيرخواهي و دوري از جدل و درگيري و دشمني با ديگران ظاهر ميشود و روزه دار احساس ميكند كه روحي متعالي و فكري بلند دارد .
معمولاً در ماه مبارك عواطف مردم تقويت ميشود و به هم كمك ميكنند و درگيري در اين ماه كمتر ميشود و در روايات داريم كه روزه در ماه رمضان سبب ميشود كه درد گرسنگان را احساس ميكنيد .
در برخي از روايات از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم و اهلبيت عليه السلام نقل شده است كه اولاً هر چيزي زكاتي دارد و زكات بدن روزه است .
بحار الانوار ـ جلد 69 ـ صفحه 380
در روايت ديگري هم آمده است كه روزه سپري در برابر آتش است ، يعني اگر كسي روزه بگيرد خود را در برابر آتش حفظ كرده است و علاوه بر اين وقتي كه انسان صبح تا شب روزه ميگريد نه تنها نميخورد و روزه كامل اين است كه چشم انسان روزه باشد و گوشش روزه باشد و زبانش روزه باشد و اين روزه كامل است و حتي فكرش هم بايد روزه باشد و حتي روزه باعث ميشود كه انسان شهوت خود را بهتر كنترل كند .
در برخي از روايات داريم كه اگر جواني نميتواند خود را كنترل كند و نميتواند ازدواج كند روزه بگيرد و روزه كنترلي را بر اعضاء و جوارح انسان حاكم ميكند .
آقاي اسماعيلي
آيا آثار بهداشتي هم بر روزه مترتب است يا نه ؟ آيا در قرآن به اين آثار بهداشتي تصريح شده است ؟
آقاي رضايي اصفهاني
آثار بهداشتي روزه را بايد از زبان پزشگان نقل شود : بسياري از پزشكان روزه هاي طبي دارند و در برخي از دستورات پزشكي گفته ميشود و ممكن است كه كيفيت آن متفاوت باشد و روزه اي كه در اسلام گفته شده است بايد براي خداوند باشد و براي گرسنگي و تشنگي نيست .
اصل روزه از لحاظ پزشكي بعنوان يك روش درماني پذيرفته شده است و همين روزه كه در اديان الهي است چند اثر مهم دارد و آن اينكه اولاً سبب ميشود كه چربي هاي بدن آب شود و فضولات و سموم متراكم در بدن دفع ميشود چون بذن انسان در طول سال در حال كار است و موادي را ذخيره ميكند و در ماه رمضان اين ذخيره ها سوخت ميشود و بعبارتي خانه تكاني ميشود و نكته بعدي فرصت دادن براي تجديد قواي دوباره بدن است يعني در طول سال بدن انسان دائم كار ميكند و در اين يكماه استراحت ميكند .
كليه ها و دستگاههاي ادراري بدن استراحت ميكنند و كاهش رسوبات در شريانها و پيشگيري از تلسب شرائن از فوائد است .
روزه سبب ميشود كه بدن انسان بمرور واكنش نشان دهد كه اين واكنش بصورت ميل به غذا و نشاط و فعاليت و تحرك بعد از روزه است كه در انسان براي فرد ايجاد ميشود و غير از نشاط معنوي نشاط جمسي هم دارد .
در روايت از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم نقل شده كه « صُومُوا تَصِحُّوا » روزه بگيريد تا سالم باشيد .
بحار الانوار ـ جلد 96 ـ صفحه 255
پس خلاصه اين است كه روزه موجب صحت و سلامتي بدن است و بهداشت بدن را تأمين ميكند و اين آثار فرعي روزه درباره جسم بشر است .
آقاي اسماعيلي
آثار اجتماعي روزه را براي ما توضيح بدهيد ؟
آقاي رضايي اصفهاني
آثار اجتماعي روزه به چند دسته تقسيم ميشود كه يكي آثار اقتصادي روزه است كه هزينه هاي انسان مقداري كم ميشود كه ميتواند آن را با كمك به فقراء جبران كند و زكات و فطره اي كه به فقراء داده ميشود از ابعاد اجتماعي روزه است .
در روايت آمده كه انسان روزه ميگيريد تا به ياد كرسنگان بيافتد و به آنها كمك ميكند و اين تأثيرات روزه است و شاعر هم در اين زمينه شعر جالبي سروده است :
مسلم كسي را بُوَد روزه داشت كه درمانده اي را دهد نان چاشت
و گرنه چه حاجت كه زحمت بري زخود بازگيري و هم خود خوري
روزه داري اين است كه انسان خودش نخورد و به فقراء بدهد و اين اثر اجتماعي روزه است و نكته بعدي آثار اجتماعي روزه اين است كه همانطور كه نماز « إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهي عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ » است و روزه هم به اين اشاره دارد كه باعث ميشود تقواي جامعه بالا رود و در اين زمينه مردم كمتر با هم درگير ميشوند و لذا در آمار هم اين وارد شده كه مسلمانان در ماه مبارك تعداد سرقت و تصادفات و درگيريها كم ميشود و اين سطح تقوا را نشان ميدهد .
پس يكي از آثار اجتماعي روزه كاهش جرم و جنايت است .
آقاي اسماعيلي
اينكه در آيه وارد شده است كه « يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَي الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ » منظور از تقوا كه هدف از روزه داري است چيست ؟
آقاي رضايي اصفهاني
راجع به تقوا كه در قرآن 170 آيه در اين زمينه است و ابعاد مختلف تقوا بيان شده است كه از ريشه وقي است و در لغت در كتاب التحقيق في كلمات القرآن الكريم نوشته علامه مصطفوي آمده است كه تقوا يعني حفظ خويشتن از ضرر ، و نگه داشتن خود و حفظ و گاهي اين نگه داري روح است كه انسان آن را از گناه حفظ ميكند و گاهي جسم است كه از ضرر آن را حفظ ميكند .
تقوا يعني حفظ روح و روان و جسم و خانواده و اجتماع از ضرر و زيان و قرآن هم فرمود «» ما روزه را بر شما نوشتيم كه شما شايد خودتان را حفظ كنيد يعني خود را از آتش و نافرماني گناه حفظ كنيد و از همه لحاظ روزه باشيد و خود را از ضررهاي مادي و معنوي حفظ كنيد و خود را از ضرر هاي مادي و معنوي را حفظ كنيد .
روزه اين است كه انسان تقوا كند و خود را حفظ كند و برخي تقوا را به معناي پرهيزگاري ميگيرند و برخي ديگر تقوا را بمعناي پارسايي و برخي بمعناي پروا معنا كردند .
شهيد مطهري فرمودند كه تقوا يك معناي منفي نيست بلكه مثبت است ، نه اينكه مردم را نبيند و در كوه زندگي كند و غيبت هم نكند !!! اين معناي منفي تقواست كه رهبانيت است و اسلام آن را نميپذيرد يعني انسان بين جامعه باشد و غيبت نكند و ... .
گاهي انسان در جايي قرار ميگرد كه هيچكس روزه نميگيرد بنابراين هنر اين است كه انسان در اين جمع بماند و روزه بگيرد و اين تقواست .
آقاي اسماعيلي
اگر امكان دارد ابعاد تقوا را براي ما بيان كنيد ؟
آقاي رضايي اصفهاني
درباره تقوا ابعاد منختلفي است اولاً تقوا مراتب دارد و گاهي عمومي است كه بمعناي ترك حرام است و انجام واجبات است و اين حداقل تقواست و مرحله بالاتر اين است كه انجام مستحبات و ترك مكروهات است و مرتبه بالاتر اين است كه كارهاي مباح را هم انجام ندهد و تمام كارهايش براي خداوند باشد همانطور كه حضرت ابراهيم فرمودند « قُلْ إِنَّ صَلاتي وَ نُسُكي وَ مَحْيايَ وَ مَماتي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ » ( سوره انعام آيه 162) زندگي و مرگ و همه چيز من براي خداوند است .
تقوا گاهي در لفظ و گفتار است كه مراقب باشد غيبت نكند و ... گاهي تقوا در عمل است كه انسان مراقب اعمالش باشد و گاهي هم تقواي قلب است و بمعناي روح انسان و شخصيت واقعي انسان است كه بايد تقوا داشته باشد كه خداوند فرمود « أُولئِكَ الَّذينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوي » ( سوره حجرات آيه 3 ) .
نكته دوم در بحث مراتب تقوا اين است كه گاهي تقوا اخلاقي است و انسان ارزشهاي اخلاقي را رعايت كند و گاهي اجتماعي است يعني انسان در اجتماع حقوق ديگران را رعايت كند و گاهي تقواي سياسي است و انسان در انتخابات شركت ميكند و بايد تقواي سياسي داشته باشد كه ديگران را تخريب نكند و ... گاهي تقوا عبادي است كه به واجباتش عمل كند و گاهي تقوا اقتصادي است و حقوق مالي ديگران را رعايت كند و رشوه نگيرد و ربا نگيرد و .... پس ما روزه ميگيريم كه با تقوا شويم .