کد مطلب:36407 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:267

سرانجام ترك جهاد











برخي از مردم انتظار دارند كه با تلاشي اندك و فداكاري ناچيز به اهداف خود برسند. هر گاه از اين راه به اهداف خود دست نيابند، به ياس و دلسردي دچار مي شوند.

در زندگي، تمام شكست خوردگان از اين قماشند. كسي نيست كه در عالم خيالبافي براي خود آرزوهاي دور و دراز نپرورد. بسياري از افراد براي تحقق آرزوهاي خود حركت مي كنند، اما چون با دشواريها برخورد مي كنند يا مدت طولاني تر از حد توقعشان انتظار مي كشند، از تلاش دست بر مي دارند و نوميد مي شوند.

اين از جنبه ي فردي است.

اما از نظر جنبش هاي تاريخي- اجتماعي بايد دانست هر جنبشي كه موفق به ايجاد تحولي گرديده است با شكست هاي پياپي روبرو شده، و در راه وصول به هدف، كشته و زخمي داده است و بسياري از

[صفحه 18]

هوادارانش به زندان افتاده اند، اما سرانجام تحول دخلواه خود را تحقق بخشيده اند.

جنبش دگرگون ساز اسلامي نيز چنين فرايندي داشته است.

امام علي (ع)، از رنجهائي كه او و مسلمانان براي به انجام رساندن تحول اسلامي، و رهائي انسان از چنگال زورگويان متحمل شده اند، چنين ياد مي كند:

و لقد كنامع رسول الله (صلي الله عليه و اله) نقتل اباءنا و ابناءنا و اخواننا و اعمامنا، ما يزيدنا ذلك الا ايمانا و تسليما و مضيا علي اللقم، و صبرا علي مضض الالم، و جدا في جهاد العدو، و لقد كان الرجل منا و الاخر من عدونا يتصاولان تصاول الفحلين، يتخالسان انفسهما ايهما يسقي صاحبه كاس المنون، فمره لنا من عدونا...

«ما با رسول خدا (صلي الله عليه و اله) بوديم و پدران و فرزندان و برادران و عموهاي خود را مي كشتيم. اما اين كار ما را در ايمان و تسليم راسختر، و در پيمودن راه حق پايدارتر مي ساخت، در تحمل دردهاي جانگزا شكيباتر و در جهاد با دشمن كوشاتر مي نمود.

گاه يكي از مردان ما با مردي، از سپاه دشمن چون دو گاو نر درهم مي آويختند و قصد جان يكديگر مي كردند تا كدام يك شرنگ مرگ را در كام حريف بريزد. گاهي ما بر دشمن پيروز بوديم و گاه دشمن بر ما. خداوند چون راستي و وفاداري ما را ديد، بر دشمن ما خواري و ذلت نازل فرمود و بر ما نصرت و ياري فروفرستاد (تا توانستيم مرگ را مردانه بپذيريم) و اسلام به سان شتري كه پس از گشت

[صفحه 19]

و گذرهاي دردناك بر زمين آرام گيرد، استقرار يافت و جايگاه خود را پيدا كرد.

به هستي ام سوگند... اگر ما نيز چون شما (نا پي گير و سست عنصر) بوديم، براي خيمه ي دين هيچ ستوني بر پاي نمي شد و هيچ شاخه ي سبزي از درخت ايمان نمي رست.

به خدا سوگند كه (چنانچه از اين سست پاي دست برنداريد) دور نباشد كه از اين روش خون بدوشيد و جامه ي پشيماني بپوشيد.[1].

اين فرجام طبيعي است: كساني كه در راه شرافت و پيروزي از دادن قرباني خودداري ورزند، قربانيهاي به مراتب بيشتري در راه ذلت و خواري خواهند داد.

كسي كه از برداشتن سلاح، تن مي زند، بايد خود را براي زندگي در سايه ي ترس از سلاح آماده كند.


صفحه 18، 19.








    1. نهج البلاغه، خطبه ي 55.