کد مطلب:36408 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:314

شعار و شعور











ملت هائي كه با تجاوزگران مي جنگند و آنها را در هم مي كوبند... جنبش هائي كه در راه بازگرفتن حقوق از دست رفته ي خود قرباني مي دهند و هدف مقدس خود را تحقق مي بخشند.

مرداني كه در كارزارها جانبازي مي كنند و پيروز مي شوند...

آيا آنها با ما تفاوتي دارند؟ يا اينكه با ما همانندند و تنها تفاوتشان با ما در اين است كه براي پيروز شدن عزمي استوار دارند

[صفحه 20]

و آماده اند كه در راه آن فداكاري كنند.

بديهي است كه ميان آدميان تفاوتي نيست، همگي بشر هستند، تفاوت تنها در «اراده»، «عزم» و «آمادگي براي تحمل سختي ها» است.

آنها كه در زندگي پيروز مي شوند، «متحد هستند» و «گفتارشان با كردار همراه است».

در حاليكه ما از دل و انديشه پراكنده ايم هر چند بظاهر بدنهايمان متحد و يگانه به نظر مي رسد. چنانكه امام علي (ع) گفته است:

ايها الناس المجتمعه ابدانهم، المختلفه اهواوهم، كلامكم يوهي الصم الصلاب، و فعلكم يطمع فيكم الاعداء! تقولون في المجالس: كيت و كيت، فاذا جاء القتال قلتم: حيدي حياد، ما عزت دعوه من دعاكم، و لا استراح قلب من فاساكم،...

«اي مردم، شما آن كسانيد كه بدنهاشان با هم است و دلهاشان پراكنده! (هيچ انديشه و آرمان يگانه اي شما را به هم پيوند نمي دهد). گزافه گويي شما، خاره سنگ را درهم مي شكند (در سخنراني دشوارترين موانع را از پيش پا بر مي داريد) اما كردارتان، دشمنان را در شما به طمع مي اندازد. در انجمن هاي خود لاف زنان مي گوييد: چنين و چنان خواهيم كرد (انتقام مي گيريم... مي جنگيم... پيروز مي شويم) و به هنگام كارزار مي پرسيد: گريزگاه كجاست؟ (از برابر جنگجويان فرار مي كنيد).

دعوت كسي كه شما را فرامي خواند اجابت نمي شود و دل آنكه غمخوار شماست روي آرامش نمي بيند. پيوسته بهانه جوئي مي كنيد (با

[صفحه 21]

دستاويزهاي فريبنده از نبرد مي گريزيد) و مانند بدهكاري كه بدون سبب وام خويش را ادا نكند، مهلت بي جا مي طلبد.

فرومايه ي ذليل نمي تواند بيداد را دفع كند. و حق جز با كوشش به دست نمي آيد (و كوشش همانا فعاليت پي گير است نه گفتار ميان تهي). وقتي پاسدار خانه ي خود نباشيد، پس، از كدام خانه دفاع خواهيد كرد؟! و پس از من با كدامين پيشوا به نبرد خواهيد رفت؟

به خدا سوگند مغرور كسي است كه شما او را فريفته ايد، و خدا گواه است كه هر كه شما را به دست آورد تيري بي نصيب (كه هرگز به آماج نخواهد نشست) به دست آورده است. و آن كسي كه به دستياري شما تيراندازي كند تيرهاي او همه بي شانه و پيكان است (و از تيرهاي معيوب و شكسته در كارزار چه كاري ساخته است؟)

به يگانگي خدا، از اين پس ديگر نه سخن شما را باور مي كنم، نه از شما چشم ياري دارم، و نه دشمن را به وجود شما بيم مي دهم!

آيا شما را چه شده است؟

داروي دردتان چيست؟ راه درمانتان كدام است؟

آن قوم نيز مرداني چون شمايند.

آيا سخن مي گوييد بي آن كه معناي آن را بدانيد؟

در بي خبري به سر مي بريد و پرهيزگاري را به كنار گذاشته ايد (و عواقب آن را نمي پاييد)؟

خواهان برتري هستيد بي آن كه شايستگي آن را داشته باشيد؟»[1].

[صفحه 22]


صفحه 20، 21، 22.








    1. نهج البلاغه، خطبه ي 29.