کد مطلب:36415 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:333

افتخار خدمت در زير پرچم











مردمي كه گروه گروه در مهماني ها و نمايشها شركت مي كنند اما از خدمت زير پرچم كه رمز سربلندي امت است فرار مي كنند، در حقيقت جمعيتي هستند كه نمي توانند حق را- حتي به اندازه اي كه پايمال مي كنند- احقاق نمايند... چنان كساني مانند كفتارهايي هستند كه هنگام احساس خطر به لانه ي خود مي خزند.

افتخار و سربلندي در گرد آمدن در زير پرچمهاست نه گريختن به آسايشگاهها.

[صفحه 33]

مولا علي (ع) در سرزنش افراد آسايش طلب چنين مي فرمايد:

كم اداريكم؟ كماتداري البكار العمده، و الثياب المتداعيه، كلما حيصت من جانب تهتكت من اخر، كلما اطل عليكم منسر من مناسر اهل الشام اغلق كل رجل منكم بابه، و انجحر انجحار الضبه في جحرها، و الضبع في و جارها! الذليل و الله من نصر تموه، و من رمي بكم فقدرمي بافوق ناصل. انكم و الله لكثير في الباحات، قليل تحت الرايات، و اني لعالم بما يصلحكم و بقيم اودكم، و لكني و الله لا اري اصلاحكم بافساد نفسي اضرع الله خدودكم، و اتعس جدودكم، لا تعرفون الحق كمعرفتكم الباطل، و لا تبطلون الباطل كابطالكم الحق.

«تا چند، با شما مدارا كنم؟ آن سان كه با اشتران نوپاي كوهان كوفته مدارا مي كنند يا با جامه هاي ژنده اي كه هر بار يك طرف آن بدوزند، از طرف ديگر مي شكافد.

هر گاه دار و دسته اي از اهالي شام به سوي شما مي تازند، مردان شما درهاي خانه ها را به روي خود مي بندند و چون سوسماري كه به سوراخش مي خزد يا كفتاري كه به لانه مي گريزد، خود را پنهان مي كنند.

به خدا سوگند، خوار است كسي كه شما ياورش باشيد و آنكه به ياري شما تيراندازي كند، تيرهايش همه شكسته و بي اثر است. سوگند به خدا كه شما در آسايشگاهها بسياريد و در ميدانهاي جنگ اندك، من مي دانم چگونه شما را اصلاح كنم و كجي شما را راست گردانم، اما شايسته نيست كه براي به راه آوردن شما خويشتن را تباه سازم. (زيرا

[صفحه 34]

بايد با شما همراهي كنم و مسئوليت هاي ديني خود را كنار بگذارم، كه البته، براي شما آسايش و آرامش در بر دارد، اما مرا در پيشگاه پروردگار شرمسار مي سازد). خدا رويتان را سياه كند و در زندگي كامتان را بر نياورد. چه شما آن سان كه باطل را مي شناسيد، با حق آشنا نيستيد، و آنگونه كه حق را پايمال مي كنيد، با باطل سر دشمني نداريد.»[1] و اين همه، نتيجه ي طبيعي پرهيز از فداكاري در راه آرمان و گريز از ميدانهاي كارزار به پناهگاههاي امن است.


صفحه 33، 34.








    1. نهج البلاغه، خطبه ي 68.