کد مطلب:36419 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:277

عوامل پيروزي و شكست











عوامل پيروزي چيست؟ عوامل شكست كدام است؟

عوامل اصلي پيروزي را مي توان چنين برشمرد:

اول- اتحاد رزمندگان.

دوم- اطاعت از رهبري.

سوم- وفاداري به فرمانده و امانت داري نسبت به او.

چهارم- شرايط مناسب در داخل.

عوامل شكست درست معكوس عوامل پيروزي است، يعني: تفرقه ي رزمندگان، سرپيچي از رهبري، خيانت به فرمانده و نابسامانيهاي داخلي.

مولا علي (ع)، در سخنان زير، ياران خود را به باد نكوهش مي گيرد كه از مسئوليت جهاد شانه خالي كرده، و در نتيجه، موجب ناآرامي تمام قلمرو حاكميت او غير از پايتخت، (كوفه) گشته اند.

ماهي الا الكوفه اقبضها و ابسطها، ان لم تكوني الا انت تهب اعاصيرك فقبحك الله (و تمثل بقول الشاعر):

[صفحه 40]

(لعمر ابيك الخيريا عمرو انني علي و ضر من ذا الاناء قليل) (ثم قال عليه السلام:) اثبئت بسرا قد اطلع اليمن و اني و الله لا ظن ان هولاء القوم سيدالون منكم باجتماعهم علي باطلهم و تفرقكم عن حقكم، و بمعصيتكم امامكم في الحق و طاعتهم امامهم في الباطل، و بادائهم الامانه الي صاحبهم و خيانتكم، و بصلاحهم في بلادهم و فسادكم، فلو نتمنت احدكم علي قعب لخيشيت ان يذهب بعلاقته،...

جز كوفه چه مانده است كه بر آن فرمانروائي كنم؟!

اي كوفه! اگر تنها تو مانده اي كه همچنان گردبادهايت وزان است، خداوند ترا ويران كند!

سپس اين شعر را خواند:

«اي عمرو! به جان پدر نازنينت از اين سفره جز اندك چربي چيزي براي من بر جاي نمانده است.» و آنگاه افزود:

«آگاهي يافتم كه (بسر بن ارطاه جلاد) بر يمن مسلط شده است. به خدا سوگند، كه من گمان مي كنم اين قوم به زودي بر شما چيره خواهند شد (و به جاي شما زمام حكومت را به دست خواهند گرفت.) چه آنان بر سر باطل خود همراهند و شما در حق خويش پراكنده ايد. شما از گفته ي بر حق پيشواي خود سرپيچي مي كنيد و آنان از سخن نارواي رهبر خود پيروي مي كنند. آنان امانت را به صاحبانش باز مي گردانند و شما در امانت خيانت مي كنيد. آنان در ديار خود درستكارند و شما فساد و آشوب در پيش گرفته ايد. اگر به دست يكي از شما كاسه ي چوبيني بسپارم، بيم آن دارم كه دستگيره اش هم از دست برود.

[صفحه 41]

بار خدايا! من اين جماعت را خسته كرده ام، آنان نيز مرا، من آنان را به ستوه آورده ام آنان نيز مرا، خداوندا! از آنان بهتري را به من عطا كن و بدتر از چو مني را نصيب آنان كن!

بار الها! دلهاشا را آب كن، بدانسان كه نمك در آب حل مي شود.

به خدا سوگند! دوست مي داشتم كه به جاي شما تنها هزار سوار از «بني فراس بن غنم»- كه در بزرگ منشي و اطاعت از رهبري پرآوازه بودند- به همراهم بود.

«اگر به هنگام نياز، ايشان را فراخواني، سواراني چون ابرهاي تابستاني به سويت مي شتابند.»[1].


صفحه 40، 41.








    1. نهج البلاغه، خطبه ي 25.