کد مطلب:36427 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:271

تصميمات شجاعانه











در روز جنگ فرمانروا يا زمامدار نبايد از تصميم گيري قاطعانه ناتوان باشد.

جنگ جنگ است و لهيب توفنده ي آن با تنبلي و ديرجنبي ناسازگار است و واماندگان را در زير گامهاي نيرومند خود لگد كوب مي كند.

در زمان خلافت امام علي (ع) حكومت كوفه در دست نالايق ابوموسي اشعري افتاده بود، و او ساده انديشانه اميدوار بود كه گذشت زمان خود مشكلات و بحرانها را حل كند...

از آنجا كه مشكلات بزرگ از او تدبير و تصميم گيري شجاعانه مي طلبيدند وي آنها را به چيزي نمي گرفت.

در جنگ جمل مولا به او فرمان داد كه مردم كوفه را براي نبرد مهيا سازد اما او كوتاهي نمود، و اين قصور خود را چنين توجيه مي كرد كه اين مسئله ي جزئي به زودي خاتمه مي يابد!

مولا سرانجام نامه ي سرزنش آميزي به او فرستاد كه در آن چنين گفته مي شد:

اما بعد، فقد بلغني عنك قول هولك و عليك، فاذا قدم عليك رسولي فارفع ذيلك، و اشدد منزرك، و اخرج من جحرك، و

[صفحه 52]

اندب من معك، فان حققت فانفذ، و ان تفشلت فابعد، و ايم الله لتونين حيث انت، و لا تترك حتي يخلط زبدك يخاثرك، و ذائبك بجامدك، و حتي تعجل عن قعدتك، و تحذر من امامك كحذرك من خلفك،...

«اما بعد...

از توبه من سخني رسانده اند كه هم به سود توست و هم به زيان تو! پس هر گاه فرستاده ي من نزد تو رسيد كمر همت بر بند و پاي استوار كن و از پناهگاه خارج شو و همراهانت را (به نبرد) فراخوان. اگر بر آني كه جانب حق بگيري (و سلاح برداري) به سوي من آي، و اگر از اين كار بيم داري، سر خود گير...

به خدا سوگند كه (با چنين رفتاري) در همه حال چندان مورد خشم و پرخاش قرارگيري تا در كار خويش سرگردان شوي و روزگارت تباه گردد و از پيش و پس راه فرار بر تو بسته شود و يا راي (بر تخت امارت) نشستن در تو نماند. اين فتنه آن سان كه تو پنداشته اي سهل و ساده نيست بلكه واقعه ي بغرنجي است (كه به تدبير) اين شتر سركش رام گردد و دشواري آن بر طرف شود و اين راه سنگلاخ همواري پذيرد. پس اينك خرد را يار گير و بر زمام امور چيره شو و نصيب و بهره ي خود را (از جهاد مقدس) برگير. اگر نبرد با دشمن را خوش نمي داري، به سويي رو كه فراخنايي و راه نجاتي در آن نيست، كه سزاوار است ما اين هنگامه ي كارزار را به سر بريم و تو در خواب باشي و حتي نامي از تو برده نشود.

به خدا سوگند كه اين جنگ حق است و به كام حقدار خواهد بود، و

[صفحه 53]

تقلاي ملحدان بي حاصل است. و السلام.»[1].


صفحه 52، 53.








    1. نهج البلاغه، نامه ي شماره ي 63.