کد مطلب:36435 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:274

طلايه داران رهائي











كساني كه از بند شهوتها آزاد شده اند...

و آنان كه در تحمل سختي ها ورزيده گشته اند...

و چون الفت مادر با فرزندانش به جهاد خو گرفته اند.

به خاطر ترس از خداوند، ديدگانشان گريان است، شكمشان- از روي زهد- به پشت چسبيده، و لبهايشان از ذكر پروردگار خشكيده است.

بر سيمايشان غبار خشوع نشسته، روحشان از جاه طلبي و فتنه انگيزي پاك است.

به دست چنين كساني آزادي زمين و رهائي انسانها امكان پذير است، و هم اينان مي توانند آرمان رهائي امت را تحقق بخشند.

در جستجوي اين گونه افراد و حسرت از دوري چنين كساني است كه امام علي (ع) مي فرمايد:

اين القوم الذين دعوا الي الاسلام فقبلوه، و قراوا القران فاحكموه، و هيجوا الي الجهاد فولهوا و له اللقاح الي اولادها، و

[صفحه 68]

سلبوا السيوف اغمادها، و اخذوا باطراف الارض زحفا زحفا و صفا صفا؟ بعض هلك و بعض نجا،...

«كجايند قومي كه به اسلام خوانده شدند و آن را پذيرفتند؟

و قرآن را خواندند و آن را به كار بستند؟

به جهاد برانگيخته شدند و به سان ماده شتري كه بچه هايش را مي نوازد، بدان دل بستند. شمشيرها از نيام كشيدند و گروه گروه و صف در صف كناره هاي زمين را گشودند.

برخي از آنان به خاك افتادند و برخي رستند.

(زمين به همت چنين گرداني از بند مي رهد)

نه زنده ماندن يارانشان، بشارتي بود، و نه در مرگ آنان به سوگ مي نشستند (چه، زندگي را در مرگ يافته بودند). ديدگانشان از گريه رنگ باخته، شكمهاشان از روزه داري به پشت چسبيده، لبها از فرط ذكر حق خشكيده، رخسارشان از شب زنده داري به زردي گرائيده و بر سيمايشان غبار فروتني نشسته، آنان برادران من بودند كه رفتند.

پس حق داريم كه ديدارشان را آرزو كنيم و از دوريشان انگشت حسرت بگزيم.»[1].


صفحه 68.








    1. نهج البلاغه، خطبه ي 120.