کد مطلب:36444 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:252

برنامه ريزي در جنگ











انسان در زندگي از مراحل گوناگوي گذر مي كند، و براي نيل به پيشرفت بايد اين مراحل را يكي پس از ديگري پشت سر بگذارد.

پرش يا جهش ناسنجيده، بي گمان به شكست و سقوط مي انجامد. اين حقيقتي است كه بر تمام جوانب زندگي حاكم است و انسان بايد در هر گام خود آن را به خاطر داشته باشد و موقعيت هر گامي را در مراحل پيشرفت بشناسد.

[صفحه 80]

در شرايط جنگ رعايت اين مراحل اهميتي به مراتب بيشتر از شرايط صلح دارد:

براي مثال: دفاع از مواضع خودي پيش از استقرار كامل از حمله به دشمن بسيار مهم تر است.

كسي كه مواضع نظامي خود را به خاطر تصرف مواضع دشمن در معرض سقوط قرار مي دهد، زندگي خود و پيروزيهايش را دستخوش خطر مي سازد.

مولا علي (ع) در نامه اي به «كميل بن زياد» كارگزار خود بر «هيت» چنين مي نگارد:

اما بعد، فان تضييع المرء ماولي، و تكلفه ما كفي، لعجز حاضر، و راي متبر، و ان تعاطيك الغاره علي اهل قرقيسيا، و تعطيلك مسالحك التي وليناك، ليس بها من يمنعها و لا يرد الجيش عنها، لراي شعاع، فقد صرت جسر المن اراد الغاره من اعدائك علي اوليائك غير شديد المنكب، و لا مهيب الجانب، و لا ساد ثغره، و لا كاسر لعدو شوكه، ولا مغن عن اهل مصره و لا مجز عن اميره، و السلام.

«اما بعد...

همانا اگر كسي كاري را كه به او واگذاشته اي به سامان نرساند و به امور ديگران بپردازد، نشانه ناتواني و درهم انديشي اوست (كه او را به نيستي مي كشاند).

يورش تو به قلمرو «قرقيسيا» و بي دفاع گذاشتن مرزها در برابر تعرض دشمن به قلمرو امارت تو، نمودار ذهني آشفته و پريشان است.

[صفحه 81]

تو از خود پلي ساختي كه دشمنانت با عبور از آن بر يارانت چنگ اندازند. نه زور بازو داير و نه هيبت ديدار، نه راه بر دشمن مي بندي و نه شوكت او مي شكني، نه مايه ي آرامش رعيت خويشتني، و نه امر فرمانده ي خويش پيش مي بري. »[1].


صفحه 80، 81.








    1. نهج البلاغه، نامه ي شماره ي 61.