کد مطلب:36465 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:274

نيايش و جنگ











نيايش به درگاه پرودگار، خواهش انسان از خداي بزرگ است... كه زمينه ي مناسبي براي اقدام و فعاليت انسان به وجود مي آورد.

ضرورت حياتي نيايش براي انسانها از آنجاست كه هدفها و راه رسيدن بدانها را معين مي كند و آنها را با الطاف، موازين و ارزشهاي الهي پيوند مي دهد. ضرورت دعا و نيايش در زمان جنگ و پيش از كارزار از ديگران مواقع نيازمندي، بيشتر است. زيرا اگر جنگ به پيروزي بينجامد، پيروزمندان را به سركشي و زورگوئي وا مي دارد و هر گاه به شكست منجر شود به ياس و درماندگي دچارشان مي سازد.

و از همين جاست كه سربازان بايد بدانند كه خداوند بر همه برتري دارد و سرنوشت زندگي و زندگاني در دست اوست. رزمندگان بايد به عظمت خداوند باور داشته باشند تا در هنگام پيروزي سركش نشوند و در شكست به نوميدي دچار نگردند. اما با اين همه پس از تدارك تمام افزارهاي مادي ضروري، بايد به نيايش پرداخت.

امام علي (ع) پيش از آغاز حمله به دشمن چنين مي گويد:

«خداوندا! اي پروردگار سقف برافراشته، و جوبه هم پوسته كه آن را پنهانگاه شب و روز كردي، و گذرگاه خورشيد و ماه، و جاي رفت و

[صفحه 112]

آمد ستارگان سيار، و ساكانان آن را طايفه اي از فرشتگانت قرار دادي كه از پرستش تو خسته نمي گردند.

و اي آفريدگار اين زمين كه آن را قرارگاه آفريدگان ساختي و جولانگاه جانداران و چهارپايان، كه انواع مرئي و نامرئي آنها از شماره بيرون است.

و اي كردگار كوهساران بلند كه آنها را ميخهاي استوار زمين قرار دادي و پشتيبان خلق... اگر ما را بر دشمنان چيره ساختي ما را از ظلم و تعدي دور كن و به حق پاي بند ساز، و اگر آنان را بر ما غلبه دادي به ما شهادت عطا فرما و از فتنه در امان بدار.»[1].

و در روز «جمل» مي فرمود:

«اي بهترين كسي كه دلها به وي پيوسته و زبانها نيايش او را گفته اند. اي كه بلايت خوش و عطايت بيشمار است. ميان ما و قوممان به حق داوري كن كه تو بهترين داوري.»[2].

و هنگام روياروئي با دشمن مي فرمود:

«خداوندا... تو مرا از گناه بر كنار مي داري و تو يار و مددكار مني.

خداوندا... به تو روي آورده ام، و به نيروي تو مي جنگم.»[3].

و همچنين مي فرمود:

«پروردگارا... چشمها به تو دوخته شده و دستها به سوي تو باز شده و

[صفحه 113]

قلب ها با عمل نيكو به تو پيوسته و نزديك شده اند.

خداوندا، ميان ما و قوم ما به حق راهگشايي فرما كه تو نيكوترين راهگشايي.»[4].

و در جنگ همچنين مي فرمود:

«خداوندا... تو راهي از راههاي روشنت را آشكار ساختي، رضاي خود را در آن قرار دادي، و يارانت را بر آن فراخواندي، و آن را پر ثواب ترين راههايت گردانيد، و گرامي ترين ميعادگاه و دلپسندترين آئين هاي خود ساختي، سپس جان و مال مومنان را از ايشان باز طلبيدي و به آنان بهشت بخشيدي. همانان كه در راه تو پيكار مي كنند، و بر سر پيمان راستين تو، مي كشند و كشته مي شوند. مرا از كساني بساز كه عزت و جان گرفتند، سپس بنا به بيعتي كه با تو كرده بودند جان خويش در اختيارت گذاشتند، هيچ تقلب و پيمان شكني از ايشان سر نزد، و از راه خود بازنگشتند، و تنها سود ايشان آن بود كه به پيمان تو وفا كنند و محبت تو را جلب كنند و به تو نزديك شوند...

خداوندا بر محمد و خاندان او درود فرست و شهادت در راهت را فرجام كردار من قرار ده و آن را بهترين پايگاهي بساز كه مايه ي خشنودي تو گردد و از لغزشهايم برهاند. گزند دشمنان خيره سر را وسيله اي ساز تا در شمار بندگان درگاهت در آيم و پيوسته در زير پرچم حق و درفش هدايت گام بردارم و پيروان آئين تو را ياري دهم، نه به لرزشي تن دهم و نه ترديدي به دلم راه يابد. پس از گناهان تباه كننده ي

[صفحه 114]

اعمال به تو پناه مي برم.

پروردگارا به تو پناه مي برم از جبن و بزدلي در مواضع هولناك و از سستي در مصاف گردان، و از گناهان بر باد دهنده ي اعمال، بدان سان كه از روي شك از كاري دست بشويم يا از روي ترديد به كاري دست زنم، پس تلاشم با زيان توام خواهد بود و كردارم با ناكامي قرين»[5].


صفحه 112، 113، 114.








    1. نهج البلاغه، خطبه ي 170.
    2. نهج السعاده في مستدرك نهج البلاغه، باب دعا، ص 294.
    3. ماخذ پيشين، ص 295.
    4. ماخذ پيشين، ص 296.
    5. ماخذ پيشين، ص 313.