کد مطلب:36467 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:202

ارتش و دفاع از منافع ملت











رابطه ي سربازان با جامعه بايد به همان استحكام رابطه ي بازوهاي نيرومند با قلب و سر و اندامهاي بدن باشد. و مناسبات حاكم بر آنها بايد به صورت داد و ستد دو جانبه برقرار گردد. از اينجاست كه ارتش بايد از منافع ملت خود دفاع كند.

اما ارتش در صورتي اين خدمت را بر ملت خود تقديم مي دارد كه از مردم محبت، اعتماد و توجه ديده باشد. ارتشيان هنگامي نيروي مدافع ملت را تشكيل مي دهند كه نظام حكومتي از جايگاه ارتش در ميان طبقات جامعه و شيوه برخورد با آنان آگاه باشد.

پرسشي كه مطرح مي شود اين است: طبقات جامعه كدامند و چه رابطه اي با يكديگر دارند؟ و پاسخ اين است كه: هر جامعه اي از طبقات زير شكل مي گيرد:

1- ارتش.

2- كارمندان اداري.

3- قضات.

4- كارمندان دولتي.

5- كشاورزان.

6- بازرگانان، صنعتگران و پيشه وران.

7- تنگدستان، محرومان و نيازمندان.

اين طبقات با يكديگر پيوند دارند. هر طبقه اي مسئوليتهاي معين و حقوق مشخصي دارد. ادامه ي زندگي سالم براي جامعه ميسر نيست مگر آنكه هر طبقه اي وظايف خود را به طور كامل انجام دهد و از حقوق خود

[صفحه 118]

به طور كامل برخوردار شود.

از آنجا كه ارتش نگهبان يكپارچگي، قدرت و شرافت ملت است، طبقه اي است كه رعايت حقوق آن واجب تر، موقعيتش خطيرتر، و مسئوليتش مهم تر است.

اما مراد از ارتش در اينجا نگهبان نظام نيست، بلكه ارتش پاسدار ارزشها و حامي حق، يعني مدافع الله، مورد نظر است...

امام علي (ع) در فرمان معروف خود به مالك اشتر، كه وي را به امارات مصر برگماشته بود، چنين مي گويد:

... و اعلم ان الرعيه طبقات، لا يصلح الا ببعض، و لا غني ببعضها عن بعض، فمنها: جنود الله، و منها: كتاب العامه و الخاصه، و منها: قضاه العدل، و منها: عمال الانصاف و الرفق،... فالجنود باذن الله حصون الرعيه، و زين الولاه،...

«بدان كه توده ي مردم به طبقات تقسيم شده اند و كار هيچ يك جز به ياري ديگري پيش نمي رود و هيچ يك از ديگري بي نياز نيست. گروهي از آنان سپاهيان خدايند و پاره اي دبيران بخشهاي عمومي و خصوصي و برخي قضات دستگاه عدالت و جمعي كارگزارني كه بايد به انصاف و مدارا به كار مردم رسيدگي كنند، برخي ديگر از اهل ذمه و از مردم مسلمان كه باج ده و خارج گذارند و جماعتي سوداگران و پيشه ورانند و گروه فرودستاني كه نيازمند و تنگدستند.

خداوند سهم هر يك (نصيب، و ضعيف و مسئوليت او) را به فراخور حالشان مقرر فرموده و در كتاب خود يا در سنت پيامبر خويش (صلي الله

[صفحه 119]

عليه و آله و سلم) حدود آن را به نحو فريضه يا احكامي كه نزد ما محفوظ است، معين كرده است.

سپاهيان (به اذن خداوند) دژهاي مردم و پاسدار امتند، و زينت فرمانروايان، و عزت دين، و افزار امنيت كه مردم بدون ياري آنان آسايش نخواهند يافت.

سپاه پا نمي گيرد مگر به خراجي كه طبقه ي ديگري مي پردازد، و سپاهيان در جهاد با دشمن از آن مال نيرو مي گيرند و در اصلاح كار توده ها بدان متكي هستند و همه ي نيازهايشان را بر مي آورد.

اين دو گروه نظام نمي يابد مگر به ياري ضعف سوم كه داوران و كارگزاران و دبيرانند، كه داوران به عقود و معاملات و ساير امور جاري مي پردازند، كارگزاران سودها را فراهم مي آورند و به مصرف نيازهاي عمومي مردم مي رسانند، و دبيران كه گره گشاي دشواريهاي جزئي و كلي مردمانند.

و كار هيچ يك از آن دسته ها سامان نمي گيرد مگر به سوداگران و پيشه وران كه به هواي سودورزي گرد مي آيند و بازار داد و ستد راه مي اندازند و از معامله با ديگران مال مي اندوزند و جز آنان هيچ كس به اين كار توانا نيست.

سپس فرودستان هستند كه ارباب نياز و مسكنت مي باشند و در خور ياري و مساعدت. لطف پروردگار بر همه ي اين طبقات گسترده است. و هر يك را به ميزان شايستگي، بر گردن والي حقي است. فرماندار از عهده ي انجام دادن آنچه پروردگار بر دوش او نهاده بر نمي آيد مگر به نيروي سخت كوشي و استمداد از خداوند، و آمادگي روحي براي ايفاء فرمان الهي، و بردباري در امور دشوار و آسان...»

[صفحه 120]


صفحه 118، 119، 120.