کد مطلب:36474 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:212

حكومت نظامي در دوران آشوب











هنگامي كه آشوب (كه نمودار عصيان نسبت به خداوند و ظلم به بندگان است)، كشور را فرامي گيرد، حكومت بايد به رهبري سپرده شود كه در عين حال فرماندهي نظامي باشد تا با قاطعيت، و شهامت و درايت خود به آن موقعيت آشوب و هرج و مرج پايان دهد و كشور بلازده را به سوي آرامش و سعادت رهنمون گردد.

در مصر مردم با چنين عصيان و آشوبي روبرو شدند، از اين رو قومي به خاطر بي حرمتي به احكام الهي بر آشفتند و از امام علي (ع) درخواست كردند كه در آن شرايط دشوار براي آنها فرماندهي بفرستد. امام مالك اشتر را به سوي آنان گسيل داشت و طي نامه اي به آنان چنين نوشت:

[صفحه 130]

«از بنده ي خداوند علي اميرالمومنين به مردمي كه هنگامي برآشفتند كه ديدند در زمين خداوند نافرماني روي داده، و حق او پايمال شده و جور و بيداد بر بي گناه و گناهكار و بر مقيم و مسافر سايه افكنده است، نه معروفي هست تا آرامش بخشد و نه امر منكري كه متروك بماند.

اما بعد، فقد بعثت اليكم عبدا من عباد الله، لا ينام ايام الخوف، و لا ينكل عن الاعداء ساعات الروع، اشد علي الفجار من حريق النار، و هو مالك بن الحارث اخومذحج، فاسمعو اله و اطيعوا امره فيما طابق الحق، فانه سيف من سيوف الله،...

اما بعد...

بنده اي از بندگان خداي را به سوي شما فرستادم كه در روزگاران خوف انگيز خواب به چشمش راه نمي يابد و در اوقات خطر از دشمنان نمي ترسد، بر بدكاران از آتش دوزخ گدازنده تر است، و اوست مالك پسر حارث از قوم مذحج. به اوامر او گوش بسپاريد و به فرمان او كه منطبق با حق باشد، گردن نهيد. او شمشيري از شمشيرهاي حق است كه تيزي اش كندي ناپذير و ضربه اش دشمن شكن است. پس اگر شما را به آوردگاه فرستاد رهسپار شويد، و اگر فرمان به اقامت داد، بپذيريد، چرا كه جز به فرمان من نه به پيكار دست مي زند و نه از آن باز مي ايستد، نه پيش مي رود و نه عقب مي نشيند. اينك با همه ي نيازي كه به او دارم او را نزد شما فرستادم كه خيرخواه شماست و دشمنانتان را حريفي ظفرمند است.»[1].

[صفحه 131]


صفحه 130، 131.








    1. نهج البلاغه، نامه ي شماره ي 38.