کد مطلب:36478 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:215

دورانديشي در جنگ











هنگامي كه توده هاي مسلمان در كوفه با امام علي (ع) بيعت كردند و معاويه بر او شوريد، امام پيكي به نام «جرير» به شام فرستاد تا نامه اي به معاويه برساند كه در آن امام از او بيعت و كناره گيري از تخت حكومت را طلب مي نمود.

[صفحه 136]

چون بازگشت جرير مدتي به تاخير افتاد و آثار تصميم معاويه بر ادامه ي سركشي آشكار شد، برخي از ياران امام پيشنهاد كردند كه بسيج عمومي را براي جنگ اعلام نمايد.

پاسخ امام اين بود كه فرستاده ما نزد آنهاست و تا زماني كه او در آنجا اقامت دارد تدارك جنگ از طريق اعلام بسيج عمومي مي تواند در برابر راه حل مسالمت آميز مشكل ايجاد كند، بنابراين حضرت از اين كار خودداري فرمود اما مردم را از آمادگي فردي براي نبرد منع ننمود.

امام فرمود:

ان استعدادي لحرب اهل الشام و جرير عندهم اغلاق للشام، و صرف لاهله عن خير ان ارادوه، و لكن قد وقت لجرير وقتا لا يقيم بعده الا مخدوعا او عاصيا، و الراي عندي مع الاناه...

«آمادگي براي جنگ با مردم شام در حالي كه «جرير» نزد آنهاست، به مثابه بستن راه نجات به روي شام و بازداشتن مردم آن از رسيدن به خير (رستگاري و طاعت الهي) است، در صورتيكه خواهان آن باشند.

اما براي «جرير» مدتي معلوم كرده ام كه اگر آن مدت سر رسد در آنجا نخواهد ماند، مگر آنكه فريب خورده يا به نافرمانان پيوسته باشد.

من بر آنم كه بايد درنگ ورزيد تا سرشت كارها آشكار شود. پس شما نيز بردبار باشيد.»

اما در حاليكه امام آنان را به صبر و شكيبائي دعوت ميكند، باز به ايشان مي گويد:

«شما را از آمادگي و تدارك باز نمي دارم.

[صفحه 137]

من چند و چون اين كار را سنجيده ام و زير و بم آن را به دقت وارسي كرده ام، و براي خود جز جنگيدن يا پشت كردن به آئين محمد (ص) راهي نيافته ام.»

اما سبب آن بود كه عثمان حادثه هائي آفريد و مردم او را بر كنار نمودند، و معاويه از دستاويز قرار دادن خون او تنها در پي توجيه سركشي تمرد خويش بود.

از اين رو امام مي فرمايد:

«او در دوراني كه بر مردم ولايت داشت بدعتها آورد كه در ميان مردم بگومگوهاي بسياري برانگيخت. پس در آن باره حرفها زدند، سپس دشمني ورزيدند، و سرانجام كار را دگر ساختند.»[1].

[صفحه 138]


صفحه 136، 137، 138.








    1. نهج البلاغه، خطبه ي 43.