کد مطلب:230227 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:1020

اولين غزل حضرت حافظ
مي گويند اولين غزلي را كه جناب خواجه شمس الدين محمد حافظ شيرازي رحمة الله سروده است، غزل ذيل بوده است:



دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

و اندر آن ظلمت شب،آب حياتم دادند



بي خود از شعشعه ي پرتو ذاتم كردند

باده از جام تجلي صفاتم دادند



چه مبارك سحري بود و چه فرخنده شبي!

آن شب قدر، كه اين تازه براتم دادند



چون من از عشق رخش بي خود و حيران گشتم

خبر از واقعه ي لات و مناتم دادند



من اگر كامروا گشتم و خوشدل، چه عجب؟

مستحق بودم و اينها به زكاتم دادند



بعد از اين روي من و آينه ي حسن نگار

كه در آنجا خبر از جلوه ي ذاتم دادند





[ صفحه 18]





اين همه شهد و شكر كز ني كلكم ريزد

اجر صبري است كز آن شاخ نباتم دادند



هاتف آن روز به من مژده ي اين دولت داد

كه بر آن جور و جفا صبر و ثباتم دادند



كيميايي است عجب بندگي پير مغان

خاك او گشتم و چندين درجاتم دادند



به حيات ابد آن روز رسانيد مرا

خط آزادگي از حسن مماتم دادند



عاشق آن دم كه به دام سر زلف تو فتاد

گفت كز بند غم و غصه نجاتم دادند



همت پير مغان و نفس رندان بود

كه ز بند غم ايام نجاتم دادند



شكر شكر به شكرانه بيفشان حافظ!

كه نگار خوش شيرين حركاتم دادند