کد مطلب:230236 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:3670

تفسير غزل (غلام شاه جهان)
اين غزل در نسخه هاي ذيل با اندكي اختلاف در عبارات موجود مي باشد:

الف) نسخه قدسي، اين نسخه مورد استناد مرحوم علامه طباطبايي رحمة الله مرحوم شهريار رحمة الله و بسياري از بزرگان بوده است.

ب) نسخه متعلق به كتابخانه مجلس شورا (بهارستان) به شماري 2414 مورخ 1204 ه كه در مجلد 8 فهرست كتابخانه ص 117 معرفي شده است.

ج) نسخه ي كتابخانه ي ملي ملك شماره 4677، نسخه ظاهرا متعلق به قرن دهم مي باشد.

د) نسخه فريدون ميرزاي تيموري، انتشارات دانشگاه تهران، متعلق به سال 907 هق.



اي دل غلام شاه جهان باش و شاه باش

پيوسته در حمايت لطف اله باش



از خارجي هزار به يك جو نمي خرند

گو كوه تا به كوه منافق سپاه باش



چون احمدم شفيع بود روز رستخيز [1] .

گو اين تن بلاكش من پر گناه باش





[ صفحه 29]





آن را كه دوستي علي نيست كافر است [2] .



گو زاهد زمانه و گو شيخ راه باش



امروز زنده ام به ولاي تو يا علي

فردا به روح پاك امامان گواه باش



قبر امام هشتم سلطان دين رضا

از جان ببوس و بر در آن بارگاه باش



دستت نمي رسد كه بچيني گلي ز شاخ

باري به پاي گفبن ايشان گياه باش



مرد خداشناس كه تقوي طلب كند

خواهي سفيد جامه و خواهي سياه باش



حافظ طريق بندگي شاه پيشه كن

و آن گاه در طريق چون مردان راه باش



عالم عارف مرحوم آية الله آقاي حاج شيخ علي پهلواني تهراني رحمة الله (سعادت پرور) [3] در شرح اين غزل مي نويسد:



[ صفحه 30]



از اين غزل كه بر مزار خواجه هم نوشته شده [4] به خوبي مي توان به



[ صفحه 31]



شيعه بودن وي پي برد. استاد مرحوم علامه طباطبائي رحمة الله مي فرمود:

«بنده گمان نمي كردم اين غزل از خواجه باشد، ولي كنار مزارش كه رفتم بر من ثابت شد كه اين غزل از وي است».

البته نفرمودند از چه طريق ثابت شد،...



اي دل غلام شاه جهان باش و شاه باش

پيوسته در حمايت لطف اله باش



از خارجي هزار به يك جو نمي خرند

گو كوه تا به كوه منافق سپاه باش



خواجه در اين دو بيت در مقام بيان اين است كه بگويد: آن كه دست به دامن علي صلوات الله عليه زده مقام سلطنت واقعي را كه به قرب دوست حاصي مي شود، دارا خواهد شد و همواره حضرت محبوب او را به الطاف خود مستدام و در جوار خود قرار خواهد داد و آن كه حلقه به گوش علي صلوات الله عليه نگشت و به دنبال او نرفت، اگرچه اعمال صالح بسيار هم بنمايد، در پيشگاه الهي پشيزي ارزش ندارد. در روايتي از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم است كه:

«يا علي لو أن عبدا عبدالله مثل ما قام نوح في قومه و كان له مثل جبل احد ذهبا. فأنفقه في سبيل الله و مد عمره حتي حج ألف عام علي قدميه ثم قتل بين الصفا و المروة مظلوما، ثم لم يوالك - يا علي - لم يشم رآئحة الجنة و لم يدخلها« [5] .



[ صفحه 32]





[ صفحه 32]



اي علي! اگر بنده اي به اندازه اقامت نوح در ميان قومش به عبادت خداوند بپردازد. و به مقدار كوه احد طلا داشته و در راه خدا انفاق كند و عمرش آن چنان طولاني شود كه هزار سال پياده حج كند. آن گاه ميان صفا و مروه مظلومانه كشته شود. ولي اي علي ! دوستدار تو نباشد بوي بهشت را استشمام ننموده و هرگز بدان وارد نخواهد شد.

در حديثي ديگر از آن حضرت در ذيل آيه شريفه:

(قالوا لن تمسنا النار الا اياما معدودات) [6] .

«... (اهل يهود) گفتند: هرگز آتش (دوزخ در قيامت) جز چند روزي به ما نمي رسد...»

امام حسن عسكري صلوات الله عليه فرمودند:

«ان ولاية علي حسنة لا تضر معها شي من السيئات و ان جلت، الا ما يصيب أهلها من التطهير منها بمحن الدنيا و ببعض العذاب في الآخرة الي أن ينجوا منها بشفاعة مواليهم الطييبن الطاهرين، و ان ولاية أضداد علي و مخالفة علي سيئة لا تنفع معها شي ء الا ما ينفعهم بطاعاتهم في الدنيا بالنعم و الصحة و السعة، فيردوا الاخرة و لا يكون لهم الا دائم العذاب » [7] .

بدرستي كه ولايت و دوستي واقعي علي صلوات الله عليه حسنه و نيكي اي است كه با وجود آن هيچ كدام از گناهان هر چند بزرگ باشند، ضرر نمي رساند. جز تطهير و پاكيزه نمودن از آنها به واسطه گرفتاريهاي دنيا و



[ صفحه 33]



بعضي عذاب هاي آخرت كه به صاحبان گناهان و بديها مي رسد. تا اينكه به شفاعت سروران پاك و پاكيزه شان از آن نجات يابند و براستي كه ولايت و دوستي دشمنان علي صلوات الله عليه و مخالفت با آن حضرت گناهي است كه با وجود آن هيچ چيز نفعي ندارد جز سودي كه به واسطه عبادتهايشان در دنيا از نعمتها و وسعت (رزق) و تندرستي به آنان مي رسد. تا اينكه در آخرت وارد شده و برايشان جز عذاب دائمي و جاودان نباشد.



چون احمدم شفيع بود روز رستخيز

گو اين تن بلاكش من پر گناه باش



اين بيت هم اشاره دارد به حديث:

«من لم يؤمن بشفاعتي، فلا أنا له الله شفاعتي... انها شفاعتي لأهل الكبائر من امتي، فأما المحسنون، فماعليهم من سبيل » [8] .

هر كس به شفاعت من ايمان نداشته باشد. خداوند هرگز شفاعتم را شامل حالش نگرداند... شفاعت من فقط براي كساني از امتم هست كه مرتكب گناهان كبيره مي شوند، و اما نيكوكاران، چيزي بر آنان سلطه ندارد [9] .



آن را كه دوستي علي نيست كافر است

گو زاهد زمانه و گو شيخ راه باش



شايد خواجه با اين بيت مي خواهد اشاره نمايد به حديث منقول از رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم كه مي فرمايد:





[ صفحه 34]



«يا علي لا تبال بمن مات و هو مبغض لك، فمن مات علي بغضك مات يهوديا أو نصرانيا [10] :

اي علي! كسي كه با بغض و دشمني تو بميرد به او اعتنا مكن، زيرا چنين كسي به دين يهود يا نصاري مرده است.» [11] .



امروز زنده ام به ولاي تو يا علي

فردا به روح پاك امامان گواه باش



در اين بيت هم اقرار به ولايت علي صلوات الله عليه و امامت ائمه اثني عشر صلوات الله عليه اجمعين مي نمايد و علي سلام الله عليه را شاهد بر اعتقاد خود مي گيرد، چنان كه در مطلع غزل به آن اشاره شد.



قبر امام هشتم و سلطان دين رضا

از جان ببوس و بر در آن بارگاه باش



دستت نمي رسد كه بچيني گلي ز شاخ

باري به پاي گلبن ايشان گياه باش



اي خواجه! و يا اي سالك!

براي رسيدن به كمال حقيقي، حال كه به علت بعد مكاني و زماني دسست از دامن رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم و اوصياء او، علي و اولادش صلوات الله عليهم اجمعين كوتاه است، متوجه مزار امام هشتم علي بن



[ صفحه 35]



موسي الرضا صلوات الله عليه، اينافتخار كشور ايران شو و معتكف آن درگاه باش، تا فتح بابي برايت باشد.

شايسته است در اين جا چند جمله از احاديث وارده درباره زيارت حضرتش صلوات الله عليه ذكر شود. در حديثي از آن حضرت است كه:

«من زارني في تلك البقعة، كان كمن زار رسول اله صلي الله عليه و آله و سلم و كتب الله تبارك و تعالي - له بذلك ثواب ألف حجة و ألف عمرة مقبولة و كنت أنا و آبائي شفاؤه يوم القيامة» [12] .

هر كس مرا در آن مكان (مشهد مقدس) زيارت كند. مثل كسي است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم را زيارت نموده و خداوند تبارك و تعالي در برابر اين عمل ثواب هزار حج و هزار عمره پذيرفته را براي او مي نويسد و من و پدرانم در روز قيامت او را شفاعت مي كنيم.

و نيز در حديثي است كه:

«من زاره أو بات عنده ليلة كان كمن زار الله في عرشه» [13] .

هر كس او را زيارت كند و يا شبي را در حرمش بسر برد. همانند آن است كه خداوند را در عرشش زيارت نموده باشد.

و در حديثي ديگر از آن سرور است كه:

«فمن زارني عارفا بحقي، غفر الله ما تقدم من ذنبه و ما تأخر» [14] .

هر كه با شناخت به حق من مرا زيارت كند خداوند گناهان گذشته و آينده او را مي آمرزد.



[ صفحه 36]



باز از آن حضرت نقل است كه:

ألا أفمن زارني في غربتي بطوس كان معي في درجتي يوم القيامة مغفورا له [15] .

آگاه باش هر كس مرا در تنهايي و غربتم در طوس زيارت كند در قيامت آمرزيده شده و با من در منزلتم مي باشد.

و يا منظور خواجه از دو بيت فوق، خطاب به خود مي باشد و بخواهد بگويد: حال كه درك حضور معصومين صلوات الله عليهم اجمعين را نكردي، از توسل و توجه به مزار ايشان كه يكي از آنها امام هشتم صلوات الله عليه است بي بهره مباش.



مرد خداشناس، كه تقوي طلب كند

خواهي سفيد جامه و خواهي سياه باش



اي آن كه طالب حقيقتي! حضرت دوست از تو تقواي ظاهري و باطني مي خواهد، خواه جامه اي سپيد باشد و خواه سياه كه:

(ان أكرمكم عند الله اتقئكم) [16] .

همانا گرامي ترين و بزرگوارترين شما نزد خدا، با تقواترين شماست.

و نيز پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم با اشاره به سينه خود به ابوذر فرمودند:

«يا أباذر! ألتقوي ههنا، التقوي ههنا» [17] .

اي اباذر ! تقوي اين جاست، تقوي اين جاست.



[ صفحه 37]





حافظ! طريق بندگي شاه پيشه كن

و آن گاه در طريق چو مردان راه باش



اي خواجه!

بي محبت علي صلوات الله عليه كوشش و مجاهدت سودي نمي دهد، لذا اول طريق بندگي و پيروي حضرتش را پيشه كن و وي را عملا مشايعت بنما، سپس چون مردان راه خدا به مجاهده و رياضات و غيره بپرداز، تا به مقصد والاي انسانيت راه يابي.

در حديثي است كه:

«ان للا اله الله شروطا و اني و ذريتي من شروطها» [18] .

همانا براي لا اله الا الله شرطهايي است. براستي كه من و نسلم از جمله آن شروط هستيم.

«أنا مع رسول الله و معي عترتي علي الحوض فليأخذا أحدكم بقولنا و يعمل بعملنا» [19] .

من با رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم هستم و عترت و فرزندانم در كنار حوض با من هستند، پس گفتار ما را فرا گيريد و بدان عمل نماييد.

حديث گذشته در ذيل دو روايت ابتداي غزل نيز شاهد خوبي است بر اين معني. [20] .



[ صفحه 39]




[1] جناب فردوسي قدس سره نيز چنين سروده است:



اگر چشم داري به ديگر سراي

به نزد نبي و علي گير جاي



حافظ قدس سره و نيز فردوسي قدرس سره صراحتا بحث شفاعت را در اين ابيات مطرح كرده اند و اعتقاد خود را به شفاعت به عنوان يك اعتقاد راسخ و مسلم اعلام كرده اند.

شفاعت يك عقيده ي اجماعي در بين فرقه هاي اسلامي است، حتي اهل تسنن، عملا به آن معتقد مي باشند، بايد گفت فطرت تمام بشر، چه مسلمان و چه غيرمسلمان شفاعت و توسل را پذيرفته است و در عمل هم به اثبات رسانده اند، تنها فرقه ي كمراه وهابيت كه يك دين خرافي و ابداع انگليسي و نقطه اختلاف شيعه و سني است نسبت به اين اصل مسلم شبهه وارد مي سازند. به عنوان نمونه به روايات زير توجه نمائيد:

قال النبي صلي الله عليه و سلم: «من احبنا اهل البيت في الله حشر معنا و ادخلناه معنا الجنة.» «كسي كه ما اهل بيت را در راه خدا دوست بدارد با ما محشور مي شود و ما او را با خودمان داخل بهشت مي كنيم.»

كفاية الاثر، ص 296.

الامام الصادق صلوات الله عليه: «ان حبنا اهل البيت لينتفع به في سبعة مواطن، عندالله، و عند الموت و عند القبر و يوم الحشر و عند الحوض و عند الميزان و عند الصراط.» «دوستي ما اهل بيت در هفت موضع مفيد مي باشد: در نزد خداي تعالي، هنگام مرگ و در قبر و روز قيامت و كنار حوض كوثر و هنگام محاسبه و زمان عبور از صراط.» المحاسن، ج 1، ص 250 و اهل البيت في الكتاب والسنه، ري شهري.

[2] الامام علي صلوات الله عليه: «لمبغضنا افواج من سخط الله.» «امواجي از غضب خدا براي دشمنان ما است.»

تحف العقول، ص 116.

قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم: «من ابغض عترتي فهو ملعون و منافق خاسر.» «كسي كه خاندان مرا دشمن بدار ملعون و منافقي زيانكار مي باشد.»

جامع الاخبار.

[3] عارف واصل، آيت الحق، حاج شيخ علي سعادت پرور در سال 1305 در خانواده مذهبي در تهران به دنيا آمد و در سنين كودكي به مكتب رفت و مقدمات علوم ديني را نزد حضرات آقايان شيخ محمد حسين زاهد رحمة الله، شيخ علي اكبر برهان رحمة الله از شاگردان آقا سيد علي قاضي رحمة الله فرا گرفت و در سال 1323 براي ادامه تحصيل به قم مشرف و ضمن فراگيري علوم حوزه نزد حضرت آية الله بروجردي، امام خميني و علامه طباطبائي رحمة الله به خصوص با شخصيت معنوي حضرت علامه طباطبائي رحمة الله و پس از اندك زمان گمشده خود را در وجود آن بزرگوار يافت و در سال 1331 رسما رد سلك شاگردان اخلاقي - عرفاني ايشان درآمده و به جلسات خصوصي آن عارف بزرگ راه يافت و از آن زمان تا رحلت علامه طباطبائي رحمة الله از محضر ايشان كسب فيض نمود و در زمان آن بزرگ مرد با اجازه ايشان به تربيت اخلاق سالكان راه حق همت گماشت و تمام عمر شريف خويش را صرف اين مهم نمود. ايشان را علاوه بر تربيت سالكان و شاگرداني چند، آثار مكتوبي است از آن جمله:

1- تفسير قرآن و فطرت. 2- سر الاسراء، شرح حديث معراج دو مجلد عربي. 3- انوار ملكوت، شرح معارف ادعيه وارده از معصومين صلوات الله عليهم اجمعين پنج مجلد. 4- فروغ شهادت، معارف مقتل سيدالشهدا صلوات الله عليه. 5- جلوه نور، شرح مقامات معنوي حضرت زهرا عليهاالسلام. 6- الشموس المضيئه (ظهور نور) درباره امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف. 7- جمال آفتاب، شرح ديوان حافظ، ده مجلد. 8- پاسداران حريم عشق، كلمات عرفا، ده مجلد. 9- راز دل، شرح گلشن راز سروده شيخ محمود شبستري. 10- يادداشت هاي جلسات اخلاقي - عرفاني علامه طباطبائي رحمة الله. 11- تصحيح و تعليق بر برخي رساله هايي عرفاني از جمله رساله سير و سلوك منسوب به سيد بحرالعلوم رحمة الله.

وي از ملازمان مرحوم آيةالله كاشاني رحمة الله و حضرت امام خميني قدس سره و از 15 خرداد 1342 تا پايان عمر مدافع نهضت اسلامي بود و از ياران و دوستان نزديك مقام معظم رهبري مدظله العالي به شمار مي آمد.

روح ملكوتي آن بزرگوار در سحرگاه پنج شنبه 12 شوال سال 1425 مطابق با 5 آذر 1383 دعوت حق را لبيك و در مقام (في مقعد صدق عند مليك مقتدر) قرار گرفت. مقام معظم رهبري در رحلت ايشان پيامي به شرح ذيل صادر فرمودند:

بسم الله الرحمن الرحيم

جناب مستطاب حجة الاسلام و المسلمين آقاي شيخ حسن آقاي تهراني دامت بركاته

با تأسف و تأثر خبر رحلت برادر بزرگوارتان عالم عارف، پارسا و پرهيزكار، مرحوم حجة الاسلام و المسلمين آقاي حاج شيخ علي آقاي پهلواني تهراني را دريافت كردم. آن بزرگوار، عمر طيب و طاهر و همراه با تلاش مباركي را در تعظيم و ترويج معارف الهي و توحيدي گذراندند و نمونه اي از صفا و اخلاص بودند. اميد است لطف و فضل الهي و مغفرت و رحمتي كه به بندگان صالح خود وعده فرموده است، شامل حال اين بنده ي پاك و بي آلايش شود. اين جانب به جناب عالي و خانواده ي محترم و مكرم ايشان صميمانه تسليت عرض ميكنم.

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

7 / 9 / 83 سيد علي خامنه اي .

[4] و ساليان سال هم بر سر در ورودي حرم امام هشتم صلوات الله عليه نوشته شده بود.

[5] بحارالانوار، ج 39، ص 256، روايت 31.

[6] سوره مباركه ي آل عمران، آيه ي شريفه 24.

[7] بحارالانوار، ج 8 ص 352 روايت 2، نقل از تفسير امام حسن عسكري صلوات الله عليه.

[8] بحارالانوار، ج 8، ص 38، روايت 4، اعتقادات شيخ صدوق رحمة الله.

[9] به قول جناب حافظ رحمة الله:



نصيب ماست بهشت اي خدا شناس برو

كه مستحق كرامت گناهكارانند.

[10] بحارالانوار، ج 39، ص 250، روايت 15.

[11] بالاتر از اين روايت كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: «من لم يقل علي خير الناس فقد كفر.» «هر كه نگويد علي بهترين انسان است، پس يقينا كافر شده است.» تاريخ دمشق ابن عساكر از علماي اهل تسنن، ج 2، ص 441.

[12] بحارالانوار، ج 102، ص 31، روايت 2.

[13] بحارالانوار، ج 102، ص 35، روايت 16.

[14] بحارالانوار، ج 102، ص 38، روايت 33.

[15] بحارالانوار، ج 102، ص 39، روايت 36.

[16] سوره ي مباركه ي حجرات، آيه ي شريفه ي 13.

[17] بحارالانوار، ج 77، ص 90.

[18] غرور و درر، موضوع باب علي صلوات الله عليه: ص 273.

[19] همان.

[20] جمال آفتاب و آفتاب هر نظر، شرحي بر ديوان حافظ، برگرفته از جلسات اخلاقي علامه طباطبائي رحمة الله، تأليف و تدوين مرحوم آية الله سعادت پرور رحمة الله، ج 6، ص 328، انتشارات احياء كتاب.