کد مطلب:265167 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:171

توجيه حديث
گفتيم: مهم آن است كه بدانيم مراد رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله و سلّم از اين دوازده خليفه چه كساني هستند؟ خلفاي بني اميّه نمي شود مراد باشند؛ زيرا آنان چهارده نفر بودند نه دوازده نفر و اسامي آنان به نقل از «مروج الذهب مسعودي» به قرار ذيل مي باشد:

«معاوية بن ابي سفيان، يزيد بن معاويه، معاوية بن يزيد، مروان بن حكم، عبدالملك بن مروان، وليد بن عبدالملك، سليمان بن عبدالملك، عمر بن عبدالعزيز، يزيد بن عبدالملك، هشام بن عبدالملك، وليد بن يزيد بن عبدالملك، يزيد بن الوليد، ابراهيم بن الوليد و مروان محمد الحمار».

خلفاي بني عباس نيز يقيناً منظور نيستند؛ زيرا آنان 37 نفر بودند و از طرف ديگر كساني كه غير از اينان خلافت كرده اند عددشان به دوازده نفر نمي رسد و آنان عبارتند از: خلفاي اربعه و امام حسن عليه السّلام و عبداللّه بن زبير. بنابراين بايد اين دوازده نفر را مشخص كرد؛ زيرا قطعاً رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله و سلّم چيز گزافي نفرموده و نيز قصد معماگويي هم - نعوذباللّه - نداشته است.

به نظر شيعه مراد از اين حديث، امامان دوازده گانه يعني علي بن ابي طالب و يازده فرزند او عليهم السّلام هستند. اما روايات برادران اهل سنّت نيز - چنانكه خواهد آمدصريحند در اينكه منظور آن حضرت، «امامان دوازده گانه اند». ولي عجيب اين است كه مي بينيم علماي آنان به اين روايات توجّه نكرده و يا از آنها غفلت نموده و تأويلهاي گوناگوني را براي حديث ذكر كرده اند و احتمالات مختلفي را ابراز نموده اند.

حافظبن حجرعسقلاني درذيل حديث فوق،سه احتمال از سه نفر نقل مي كند:

احتمال اوّل: از قاضي عياض است كه مي گويد:

«لَعَلَّ الْمُرادَ بِالاِثْنَي عَشَرَ فِي هذِهِ الاَحادِيثِ وَما شابَهَها اَنَّهُمْ يَكُونُونَ فِي مُدَّةِ عِزَّةِ الْخِلافَةِ وَ قُوَّةِ اْلاِسْلامِ وَاسْتِقامَةِ اُمُورِهِ...».

يعني:

«احتمال دارد منظور رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله و سلّم آن باشد كه بعد از من در زمان قدرت و عزّت اسلام، دوازده نفر خليفه خواهند بود و اين عدّه تا زمان وليد بن يزيد كه در زمان او فتنه ها بروز كرد و تا سقوط بني اميه و تسلط بني عباس ادامه داشت به وجود آمده اند». [1] .

ابن حجر پس از نقل اين احتمال مي گويد: «سخن قاضي عياض بهترين احتمالي است كه گفته شده، مؤ يد اين سخن آن است كه در بعضي روايات آمده است:

«كُلُّهُمْ يَجْتَمِعُ عَلَيهِ النّاسُ؛

يعني:

مردم بر حكومت آن دوازده نفر، گردن مي نهند».

توضيح مطلب آن است كه:

مردم بعد از رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله و سلّم بر حكومت ابوبكر، عمر، عثمان و علي تا جريان حكمين اجتماع كرده اند و پس از واقعه حكمين، معاويه خويش را خليفه خواند و پس از صلح حسن مجتبي همه بر حكومت معاويه جمع شدند و پس از معاويه به حكومت يزيد گردن نهادند؛ زيرا كار حسين بن علي عليهماالسّلام پيشرفتي نكرد و قبل از تشكيل حكومت، كشته شد.

پس از يزيد اختلاف به وجود آمد تا بالا خره بعد از قتل عبداللّه بن زبير كار عبدالملك مروان بالا گرفت و همه، حكومت وي را پذيرفتند، در زمان چهار پسر عبدالملك يعني: وليد، سليمان، يزيد و هشام، وضع بدين منوال بود ولي عمر بن عبدالعزيز را كه ميان سليمان و يزيد به خلافت رسيد نبايد به حساب آورد؛ زيرا اجتماع فوق در عصر او نبود.

پس، خلفاي اربعه، معاويه، يزيد، عبدالملك و چهار فرزندش مي شوند يازده نفر، دوازدهمين نفر را هم مي شود وليد بن يزيد بن عبدالملك به حساب آورد كه بعد از عمويش «هشام» مردم بر حكومت او اجتماع كردند و بعد از چهار سال حكومت بر او شوريده و خونش را ريختند و از آن روز فتنه ها به وجود آمد و احوال متغيّر گرديد و ديگر اجتماعي حاصل نشد؛ زيرا مغرب اقصي از دست عباسي ها خارج گرديد و مروانيان بر آن حكومت كردند و كار به ضعف گراييد و از خلافت جز اسمي باقي نماند.

احتمال دوّم:

آن است كه در صفحه 213 از ابوالحسن بن منادي نقل كرده كه گفته است: شايد منظور از «يَكُونُ بَعْدِي اِثْنا عَشَرَ خَلِيفَةً» آن دوازده نفري است كه بعد از مهدي موعود خواهند آمد. در كتاب دانيال نبي آمده: چون مهدي از دنيا برود، پنج نفر از فرزندان سبط اكبر (امام حسن عليه السّلام) و پنج نفر از فرزندان سبط اصغر (امام حسين عليه السّلام) به خلافت مي رسند كه آخرين آنان حكومت را به طور وصيّت به يكي از فرزندان سبط اكبر مي سپارد و بعد از او پسرش در جاي وي مي نشيند و عدد به دوازده نفر مي رسد.

احتمال سوّم:

نظر ابن جوزي است كه مي گويد: شايد منظور دوازده نفر خليفه تا قيام قيامت باشند كه همه آنان عمل به حق خواهند كرد گر چه از هم فاصله داشته باشند، مؤ يّد اين احتمال روايتي است كه مسدّد در مسند كبير خود از ابوالخلد نقل مي كند كه در ذيل خبر فرموده:

«كُلُّهُمْ يَعْمَلُ بِالْهُدي وَ دِينِ الْحَقِّ».

نا گفته نماند كه حافظ ابن حجر [2] و جلال الدين سيوطي [3] ، قول قاضي عياض و سخن فتح الباري را نقل و قبول كرده اند و هر دو در تعيين احتمال سوم كه منظور دوازده خليفه تا قيامتند، گفته اند كه: «آنان عبارتند از ابوبكر، عمر، عثمان، علي عليه السّلام، حسن عليه السّلام، معاويه، عبداللّه بن زبير، عمر بن عبدالعزيز و احتمالاً مهدي عباسي كه او در ميان عباسيان مانند عمر بن عبدالعزيز در بني اميّه است و نيز طاهر عباسي كه مردي عادل بود، مي ماند دو نفر شايد يكي از آنها «مهدي موعود» باشد كه او نيز از اهل بيت رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله و سلّم است».

(اما بايد گفت: اينان يازده نفر مي شوند و نفر دوازدهمي را ذكر نكرده اند.) محمود احمد العيني در كتاب عمدة القاري در شرح صحيح بخاري نظير سخن قاضي و فتح الباري را گفته است.


[1] ابن حجر، فتح الباري در شرح صحيح بخاري، ج 13، ص 212.

[2] ابن حجر، صواعق محرقه، فصل سوم از باب اول، ص 18 و 19.

[3] تاريخ الخلفاء، فصل: مدت خلافت در اسلام، ص 12 و 13.