کد مطلب:36412 دوشنبه 9 شهریور 1394 آمار بازدید:607

ياران حق در امانند
 



حق و باطل...


پيشروي و پسروي...


آسايش و محنت...


آزادي و بردگي...


اينها، نامهاي گوناگون دو حقيقت متضاد هستند: خير و شر.


خير، شامل تمامي اموري است كه خير و سعادت انسان را در دنيا و آخرت تامين مي كند از قبيل پيشرفت، آسايش، آزادي و...


چنانكه شر، بيانگر تمام احوالي است كه بدبختي انسان درآنها است از واماندگي و محنت و بندگي و آفتهاي ديگر.


از زماني كه خداوند زمين را آفريد و انسان را بر روي آن خلق نمود، خير و شر، دو حقيقت ناهمساز بوده اند كه براي آزمايش انسان در نهاد او قرار گرفته اند.


در نهاد انسان اراده ي خير و شر در كنار هم قرار دارند: «ما راه راست را به او نموده ايم، خواه راه شكر و سپاس پيش گيرد و خواه راه كفر و ناسپاسي. سوره ي الانسان، آيه ي 3 »


بنابراين تفاوت ميان آدميان از آنجا پيدا مي شود كه برخي به خير مي گرايند و گروهي به شر روي مي آورند.


از همين جاست كه هر يك از دو قطب خير و شر پيرواني پيدا


 


 


[صفحه 27]


 


مي كنند. پيروان خير- كه همانا رهروان حقند- در نبردي دائمي هستند با پيروان شر كه اهل باطلند.


البته حق بر باطل پيروز نمي شود مگر با تلاش اهل حق، چنانكه باطل نيز تنها با كوشش رهروانش، بر حق چيرگي مي يابد. بنابراين خداوند نيست كه مردم را به پيروي از حق يا باطل وادار مي سازد، بلكه خداوند از دخالت در ميدان آزمايش آدمي پرهيز مي كند تا او اراده ي خود را به كار اندازد. بنابراين: هر گاه باطل مسلط شود، رهروان حق در انجام وظايف خود كوتاهي كرده اند، نه آنكه باطل از امتيازات طبيعي پيروزي بر حق برخودار است.


امام علي (ع) در گفتار زير از همين حقيقت پرده بر مي دارد:


ايها الناس: لولم تتخاذ لوا عن نصر الحق، و لم تهنوا عن توهين الباطل، لم يطمع فيكم من ليس مثلكم، و لم يقومن قوي عليكم، لكنكم تهتم متاه بني اسرائيل!! و لعمري ليضعفن لكم التيه من بعدي اضعافا بما خلفتم الحق وراء ظهوركم، و قطعتم الادني، و وصلتم الابعد!! و اعلموا انكم ان اتبعتم الداعي لكم سلك بكم منهاج الرسول، و كفيتم موونه الاعتساف، و نبذتم الثقل الفادح عن الاعناق.


«اي مردم...


اگر در ياري حق يكديگر را دلسرد نمي كرديد و در برانداختن باطل سستي نشان نميدايد، كسي كه مثل شما نيست، به هستي شما طمع نمي بست، و آنكه بر شما چيره شده است، نيرو نمي گرفت...


اما شما به همان سرگرداني بني اسرائيل (كه از رهبر خود حضرت


 


 


[صفحه 28]


 


موسي نافرماني كردند و در بيابان گمراه شدند) دچار گشته ايد و به جان خودم سوگند، كه پس از من سرگرداني تان چند برابر خواهد شد. چرا كه شما به حق پشت كرده ايد، از نزديك بريده ايد (كه همان اصول اعتقادي است) و به دور (كه هيچ پيوندي با ايمانتان ندارد) پيوسته ايد، (اين يك حقيقت زنده است چه، كساني كه حق را كنار مي گذارند، در نتيجه، گرفتار آشوب مي شوند و به قهقرا مي روند، و سرانجام به سلطه ي اهل باطل گردن مي نهند، زيرا كناره گيري از حق، لاجرم به سود دشمن آن يعني باطل تمام مي شود.)


و بدانيد: هرگاه از كسي كه شما را فرامي خواند پيروي كنيد، شما را به راه روشن پيامبر مي برد، و شما از رنج سرگرداني رها مي شويد و گردن خود را از زير بار گران بيهودگي آزاد مي سازيد.»[1].


 


 

صفحه 27، 28.


 

 







 

 



  1. نهج البلاغه، خطبه ي 165.