مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:22281 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:11

آيا مي شود يك دختر عارف و عاشق خدا شود؟
در رسيدن به كمالات عالي انساني بين زن و مرد فرقي نمي باشد، همان گونه كه مردان مي توانند عشق معنوي داشته باشند زنان هم مي توانند داراي عشق معنوي باشند. عشق در نهاد همه افراد بشر گذاشته شده است و تمام انسان ها عاشقند بدون هيچ فرقي بين زن و مرد. آيات و روايات زيادي تساوي سالكان وصول به عشق حقيقي و حيات روحاني را در زن و مرد به اثبات مي رساند {H{/Bمَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثي وَ هُوَ مُؤْمِنٌ، فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً{w1-13w}{I16:97I}/}...H}؛ {Mهر كس عمل صالحي انجام دهد مرد باشد يا زن در حالي كه مؤمن هم باشد حتماً او را با حيات پاكيزه احياء و زنده مي كنيم M}»، {V(نحل، آيه 97)V}. اولاً، اين آيه شريفه تصريح دارد كه در اين باب بين زن و مرد هيچ فرقي نيست. ثانياً، حيات طيبه متفرع بر عمل صالح و ايمان شده است و اين خود نكته اي است كه به ما مي فهماند اين حيات طيبه حيات معنوي و زندگي روحاني (و عشق ملكوتي) است وگرنه لزومي نداشت متفرع بر عمل صالح و ايمان شود زيرا بسياري از كفار و فساق بهترين حيات مادي و زندگي مرفه و به ظاهر پاكيزه را دارند. ثالثاً، فلنحيينه در ادبيات عرب متكلم مع الغير از باب افعال است مصدر آن احياء مي باشد يعني زنده كردن و حيات بخشيدن و اين خود دليل ديگري است كه اين حيات طيبه حيات مادي نيست زيرا انسان ها قبل از اين كه عمل صالح انجام دهند و ايمان آورند زنده بودند و حيات مادي داشتند و حيات مادي آنان متفرع بر عمل صالح و ايمان نبود پس اين احياء و زنده كردن به حيات طيبه كه متفرع بر عمل صالح و ايمان است قطعاً احياء به حيات معنوي است نه حيات مادي و در واصل گشتن به اين حيات معنوي هيچ فرقي بين مرد و زن گذاشته نشده است. خداوند تعالي در قسمتي از حديث معراج مي فرمايد: {Hفمن عمل برضاي الزمه ثلاث خصال... فاذا احبني احببته و حببته الي خلقي وافتح عين قلبه الي جلالي و عظمتي، فلا اخفي عليه علم خاصة خلقي H}؛ {Mهر كس به رضاي من عمل كند سه خصلت را برايش حتم مي شمرم... (تا اين كه در ادامه مي فرمايد) هرگاه به من محبت (و عشق) ورزد من هم به او محبت مي ورزم و محبوب مخلوقاتم قرارش مي دهم و چشم قلبش را به روي جلال و عظمت خود مي گشايم و علم ويژه خلق خود (و سر باطني مخلوقاتم) را از او پنهان نمي دارم (و به باطن افراد آگاهش مي سازم)M}، {V(حديث معراج، ارشاد القلوب ديلمي، به نقل از الوافي، ملا محسن فيض كاشاني)V}. كسي كه چنين مقامي را حائز گردد قطعاً عارف مي باشد و اين اثر بزرگ فقط متفرع بر اين است كه انسان محبت و عشق فطري دل را براي حضرت دوست بپروراند و آن عشق نهاني بالفعل را صرف معشوق حقيقي كند نه به دنبال معشوقكان سراب صفت بدود. در اين حديث شريف هم هيچ فرقي بين مرد و زن نمي گذارد، بنابراين هيچ تفاوتي بين عشق در زن و مرد نيست گوي و ميدان براي هر دو آماده است و زنان هم مثل مردان مي توانند با عشق و محبت خدا به مدارج و مراحل بالاي كمال برسند. براي آگاهي بيشتر ر.ك: 1- خودشناسي براي خودسازي محمد تقي مصباح يزدي 2- راه خودسازي جوانان سيد محمد تقي قادري 3- زن در آيينه جمال و جلال جوادي آملي «عشق» نام گياهي است كه در فارسي آن را «پيچك» خوانند (علفي كه اطراف بوته هاي انگور و... مي پيچد و چه بسا آن را از كار انداخته و خشك مي كند) و چون شوق موكد نيز شايق را چنان مجذوب معشوق مي گرداند كه ديگر خودي نمي بيند و فاني مي شود، آن را اصطلاحا «عشق» گويند. بنابراين در عشق دوگانگي نيست و عاشق جز معشوق و معبود نمي بيند و نمي شناسد و مانند پروانه اي است كه درپرتو شمع فروزان محبوب، خود را مي سوزاند. به تعبير امام راحل (ره): {Sعاشقان روي او را، خانه و كاشانه نيست # مرغ بال و پر شكسته، فكر باغ و لانه نيست S} {Sگر اسير روي اويي نيست شو، پروانه شو# پاي بند ملك هستي در خور پروانه نيست S} {Sمست شو، ديوانه شو، از خويشتن بيگانه شو# آشنا با دوست راهش غير اين بيگانه نيست S} فرق عشق حقيقي با عشق هاي مجازي آن است كه در دومي دلباخته را هوس جز كام برگرفتن نيست و در واقع او عاشق خويش و در بند نفس خود مي باشد، اما در عشق حقيقي خودي نيست و تنها ذات محبوب است و بس: {Sعاشق روي توأم اي گل بي مثل و مثال # به خدا غير تو هرگز هوسي نيست مراS} {V(امام خميني «ره»)V} اما اين كه چنين عشقي چگونه حاصل مي شود؟ بايد گفت: ريشه اين عشق در نهاد و فطرت هر كس نهفته است. زيرا انسان ذاتا عاشق كمال و جمال است و در هر جا جمال و كمالي تشخيص داد، به سمت آن مي گرود. ليكن غالبا كمالات ناقص را مي يابد و دلباختگي و سرسپردگي در برابر آن، حجاب رؤيت جمال و كمال مطلق مي شود. ولي آن كس كه ذات جميل علي الاطلاق و كمال مطلقه را بشناسد، به ديگري دل نخواهد سپرد و جز بدو نخواهد انديشيد. بنابراين اولين توشه اين راه معرفت است و معرفت پروردگار از سويي با مطالعه و تدبر و تفكر و از سوي ديگر با پالايش نفس از رذايل و عبوديت و اطاعت كامل از احكام شريعت ميسر است. ازاين رو بايد دانست كه راه دراز و پر خطري پيش روست. به قول حافظ: {Sالا يا ايها الساقي ادركأساً و ناولها# كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكل هاS} از طرف ديگر سالك سبيل حق، نيازمند توفيق و دستگيري و مراقبت است. ازاين رو بر چند نكته تاكيد مي شود: 1- التزام به احكام شريعت در همه مراحل، 2- همراهي با استاد، 3- پالايش نفس از رذايل، 4- استعانت از خدا و توسل به اهل بيت(ع)، 5- عزم و اراده قوي و پايدار. {Sجناب عشق را درگه بسي بالاتر از عقل است # كسي آن آستان بوسد كه جان در آستين داردS} {V(حافظ)V} رسيدن به مقام محبت و عشق الهي مراحل و منازلي را مي طلبد كه تا مراحل اوليه طي نشود و آثار آن ظاهر نگردد مراحل بعدي مؤثر و نتيجه بخش نيست ازاين رو بايد پله پله باشد و عجله در اين راه بسيار خطرناك است. {Sطريق عشق پرآشوب و فتنه است! عادل # بيفتد آن كه در اين راه با شتاب رودS} {V(حافظ)V} اولين و اساسي ترين راه كسب محبت و عشق الهي، طاعت و بندگي مي باشد. واجبات و عبادات شرعي وقتي خالصانه انجام گيرند به انسان صفا مي بخشند مشروط بر اين كه گناهان و معاصي به طور كلي ترك شوند هر اندازه انسان بيشتر مراقب خود باشد كه گناه نكند و آينه دل را با زنگار گناه تيره نسازد، بيشتر با عبادات خود به دل صفا مي بخشد. انجام واجبات و ترك محرمات قوام و ركن طاعت و بندگي و سرسپردگي به معشوق مي باشد، بنابراين راه عشق را بايد از راه عمل به دستورات شرع مقدس شروع كرد. شرع مقدس دوام و پايداري راه عشق را تأمين مي كند زيرا: {T«عشق نبود عاقبت ننگي بود» T} راه شريعت جدا شدن از رنگ هاي غيرخدايي است و سر پايداري آن هم همين است زيرا معشوقكان دروغين فقط چند صباحي فروغ دارند ولي دير يا زود افول و غروب مي كنند و اشباع گر عشق ژرف انسان نيستند. راه شريعت مصداق حقيقي معشوق دل را وامي نمايد ازاين رو به مرور زمان آتش عشق را شعله ورتر مي سازد به جايي ميرسد كه: {Sوعده وصل چون شود نزديك # آتش عشق تيزتر گرددS} و خلاصه عشق الهي يعني رها شدن از عشق اغيار و وقتي انسان رها مي شود كه شرايط بندگي را به جان بخرد. علي(ع) مي فرمايند: {Hمن قام بشرائط العبودية اهل للعتق H}؛ {Mهر كس شرايط بندگي را انجام دهد صلاحيت رهايي و آزادگي را داردM}، {V(ميزان الحكمه، ج 6، روايت 11319)V}. براي آگاهي بيشتر ر.ك: فطرت، شهيد مطهري و نيز عبادت عاشقانه، استاد كريم محمود حقيقي.

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.