مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:22309 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:2

درباره لذت حقيقي توضيح دهيد.
لذّت هاي حقيقي، لذّت هايي هستند كه ماندگار باشند، كمال انسان به شمار آيند و سعادت حقيقي بشر را تأمين كنند. براي باز كردن اين تعريف بايد بر اقسام لذّت گذري داشته باشيم. در بحث هاي فلسفي معمولاً اقسام لذّت را سه قسم مي دانند: 1. لذّت حسي، كه عبارتست از لذّتي كه نفس انسان از راه ابزارهاي جسمي و جسماني به آن مي رسد؛ مثل لذت شيريني از راه حس ذائقه يا لذت بوي خوش از راه حس بويايي. 2. لذّت خيالي، كه عبارتست از لذّتي كه نفس انسان از راه تصور صورت خيالي بعضي از لذّت هاي حسي به آن مي رسد. به عبارتي ديگر مستقيماً با ابزارهاي حسي كاري ندارد؛ مثل اين كه انسان از تصور و خيال فلان صحنه ي زيبا لذت مي برد. 3. لذت عقلي، كه عبارتست از لذّتي كه نفس انسان از طريق رسيدن به كمالات عقلي به آن مي رسد، {V(رجوع شود به نهايةالحكمه، علامه طباطبايي، ص 124)V} تفسير كمالات حقه عقليه مي تواند آنچه كه مشّائين - گروهي از فلاسفه - گفته اند، باشد يعني علم حصولي به حقايق اشياء؛ و مي تواند آنچه كه ملاصدرا فرموده باشد يعني مشاهده ي حقايق مجرده از دور، {V(مستفاد از تعليقة علي نهاية الحكمة، استاد محمدتقي مصباح، ص 181)V}. از ميان اين سه قسم لذّت، لذت حسي و خيالي كه قطعاً ماندگار نيستند از اين رو لذت حقيقي - طبق تعريف ما - نيستند. امّا قسم سوّم يعني لذّت عقلي به تصريح فلاسفه مجرد و ماندگار است از اين رو آن را نسبت به دو قسم قبلي شديدترين و قوي ترين لذت ها مي دانند، {V(رجوع شود به نهاية الحكمه، ص 124)V}. توضيح كلام مشائين و مخصوصاً ملا صدرا در حوصله ي اين نوشته نيست امّا به نحو اجمال قسم سوّم هم داخل در لذّت حقيقي نيست. زيرا لذت عقلي مجرد، ماندگار و از كمالات مخصوص انسان به شمار مي آيد، ولي سعادت حقيقي بشر را تأمين نمي كند بر خلاف نظر مشّائين كه غايت سعادت انساني را به سعه ي علم حصولي كلي و دوام لذّت عقلي مي دانند از اين رو استاد مصباح در مقام نقد اين نظريه مي فرمايند: «چه بسا بعضي از كفّار معاند و فجّار مفسد به دقايق فلسفي و علوم از برخي مؤمنين متعبد و مطيع و بندگان صالح خدا، عالم تر باشند.»، {V(تعليقة علي نهاية الحكمة، ص 181)V}. پس لذّت عقلي ربطي به سعادت بشر - كه در گرو ايمان و عمل است - ندارد. البته اگر مشاهده حقايق مجرده از دور كه جناب ملاصدرا فرموده بود به مشاهده ي حضوري مبدأهاي بالاي مراتب وجود بدانيم قطعاً چنين ادراك عقلي و لذّت عقلي، لذت حقيقي است زيرا مبدأ اعلي خودِ ذات حق تبارك و تعالي است و مشاهده ي حضوري حق تبارك و تعالي مصداق اكمل تعريف لذت هاي حقيقي مي باشد، {V(همان)V}. چون مشاهده ي حضوري حق تبارك و تعالي و عالم مجردات غذاي اصلي روح است. لذت هاي حسي و خيالي غالباً پاسخگويي به غرايز انسان مي باشند گر چه مي توانند پاره اي از فطريات انسان را هم كمي شكوفا سازند مثلاً لذت بردن از يك منظره ي زيباي طبيعي از راه حس باصره و بينايي يكي از لذت هاي حسي است، ولي مي تواند انسان را در برابر خالق اين زيبايي به كرنش و پرستش اندازد و محبّت به خوبي ها و خالق آن را در دل او برانگيزاند. اين يك لذّت حسي است ولي فطرياتي چون حس پرستش در برابر خالق زيبايي ها، حس كرنش در برابر كمال بخشي كه صاحب كمال است، حس محبّت و عشق در برابر خوبي ها و خالق آن را شكوفا مي سازد. بنابراين لذت حسي و خيالي هم مي تواند ارضاي غرايز انساني باشد و هم در راستاي ارضاي فطريات انساني قرار گيرد. ولي نبايد غفلت كرد كه لذت هاي حسي و خيالي به دليل ماندگار نبودنشان چون به محسوسات و مخيّلات تعلق مي گيرند، هرگز نمي توانند فطريات را در سر حد اشباع ارضا كنند زيرا فطرت انسان هرگز به محسوسات و مخيّلات قانع نمي باشد. {Sاحرام چه بنديم كه آن قبله نه اينجاست # در سعي چه كوشيم كه از مروه صفا رفت.S} فطرت انسان در گذر از ناماندگارانِ محسوسات و افول كنندگان مخيّلات فرياد {A{/Bلا أُحِبُّ اَلْآفِلِينَ {w13-15w}{I6:76I}/}A} ابراهيمي را سر مي دهد. بنابراين لذت هاي حسي و خيالي هم مي توانند پاره اي از فطريات را برانگيزانند ولي هرگز آنها را اشباع نمي كنند اگر بخواهيم دقيق تر بگوييم بايد بگوييم لذت هاي حسي و خيالي حتي در همان پاره اي كه مي تواند در راستاي فطريات قرار گيرد، سرگرم كردن فطرت به مجاز است. درست مثل اينكه به طفل شيرخواري كه خواهان پستان پر شير مادر است، پستانك بدهيم، طفل سرگرم مي شود ولي پستان پر شير آميخته با مهر مادر كجا و پستانك كجا! با اين بحث مختصر ملاك لذّت هاي حقيقي - كه در تعريف و توضيح آن گنجانده شده بود - نيز بيان شد. امّا منشأهاي لذّت در درون انسان چيست؟ جواب آن اين است كه در نهاد انسان يك سلسله فطريات و غرايزي وجود دارد كه منشأ تمامي لذت هاي بشر مي باشد. به عبارتي ديگر انسان هم داراي فطرت است و هم داراي غريزه، خواسته هايي كه برخاسته از فطرت باشد فطريات و خواسته هايي كه برخاسته از غريزه باشد غرايز يا غريزي ها ناميده مي شود و خواسته هاي بشر هم از اين دو حوزه بيرون نيست. از طرفي انسان از برآوردن خواسته ي خود لذّت مي برد و هر خواسته اي هم برخاسته از اين دو منشأ (فطرت و غريزه) است پس هر لذّتي براي پاسخگويي به فطرت يا غريزه مي باشد و ريشه در آن دو دارد. حال كاري نداريم كه آن پاسخگو حقيقتاً به خواسته ي فطرت و غريزه، پاسخ مي گويد و يا پاسخي دروغين و مجازي مي باشد. شرع مقدّس پاسخ هاي حقيقي و به عبارتي ديگر لذت هاي حقيقي و كمال بخش را بيان فرموده است. فطرت و غريزه دو منشأ اساسي و كلي براي توجيه تمامي لذت هاي انسان مي باشد تقسيم بندي هاي ديگر را مي توان به همين دو ركن اساسي برگردانيد. مثلاً در علم اخلاق بيان شده كه انسان داراي چهار قوه است و هر قوه اي هم لذّت و ألمي دارد آن چهار قوه عبارتست از قوه ي عقليه، خياليه، غضبيه و شهويه. بنابراين لذّت و درد هم به تبع اين چهار قوه - كه ريشه لذت و الم مي باشند - به چهار قسمِ لذت و الم عقليه، خياليه، غضبيه و شهويه تقسيم مي شوند، {V(رجوع شود به معراج السعاده، ملا احمد نراقي، بحث بيان لذت و ألم قواي اربعه، ص 22، چاپ جاويدان)V}. لذت عقليه آن در حيطه ي فطريات است مخصوصاً با همان بياني كه ملا احمد نراقي فرموده و نيز احتمالي كه در كلام جناب ملاصدرا بيان شد، ولي سه لذت ديگر در رديف غرايز مي باشد. چون دامنه ي اين بحث گسترده است به همين اندازه بسنده مي كنيم و شما را براي مطالعه ي بيشتر به منابع زير ارجاع مي دهيم: 1. «فطرت» اثر شهيد مطهري. 2. «اربعين حديث»، اثر امام خميني(ره)، با شرح سيد احمد فهري، شرح حديث اوّل. «الميزان» اثر علامه طباطبايي، ج 7، ص 315، تفسير آيه 108 سوره ي انعام. 4. «رشحات البحار» اثر عارف كامل شاه آبادي.

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.