مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:22610 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:2

چگونه مي توان با چشم دل به حقايق و مسائل زندگي نگريست؟
از زماني كه حيات بشري در اين كره خاكي شكل گرفته، هميشه سؤال مهمي ذهن او را مشغول ساخته كه هدف از خلقت انسان و مجتمع بشري چيست؟ آيا زندگي همين جلوه صوري و ظاهري آن يعني خوردن و خوابيدن و شهوتراني كردن است؟ يا در پشت اين حركات، غايت رفيع و هدف بلندي خوابيده است، در ادامه همين تفكرات و تاملات است كه مي توان دريافت كه ارسال پيامبران الهي آنهم در تمام عصرها به چه جهت و هدفي بوده است، آيا پس از اين عالم خاكي، جهان ديگري كه در آن به حساب اعمال مردم رسيدگي مي شود، نخواهد بود، در اين صورت هر لحظه با تصور مرگ و نابودي، زندگي در كام انسان تلخ شده و با هر تأملي در عاقبت كار خود پشتش خواهد لرزيد و دستش به هيچ كاري پيش نخواهد رفت، واقعيت اين است كه خداوند راز خلقت انسان را در هنگام خلق آدم(ع) به ملائكه بيان نمود: «{/Bإِنِّي جاعِلٌ فِي اَلْأَرْضِ خَلِيفَةً{w6-10w}{I2:30I}/}» فلك ها؛ اين كه پيش از وي آدمي را نديده و از كارها و اعمال وي اطلاعي نداشتند (البته مطابق يكي از اقوال) ولي از تركيب ساخت وي كه تلفيقي از خاك و ماده و روح الهي بود توانستند حدس بزنند كه انسان كارش فساد در روي زمين و خونريزي خواهد بود، ولي سجده آنها در برابر آدم(ع) نشان داد كه در پشت اين اعمال احتمالي ظاهري رازي بزرگ نهفته و آن مقام عبوديت انسان در مقابل خداوند، با وجود دارا بودن بُعد مُلكي و طبيعي وي است، چندان كه هر لحظه او را به فساد، گناه و غفلت مي كشاند، از همان ابتداي خلقت دو نيروي ظاهري و باطني در درون انسان صف آرايي كرده و هر كدام سعي كرده قلب انسان را كه مطابق برخي روايات عرش خداوند و حرم الهي است تسخير نمايند: شيطان و نفس اماره در مقابل پيامبران الهي و عقل كه هر كدام بنا به تناسب حقيقت ظلماني و نوراني خود انسان را در اين مرحله از وجودش - حيات ملكي و طبيعي - به تسخير خود در مي آورد، حال اگر اين انسان در مقابل خداوند متعال خاضع و خاشع شده و تنها او را پرستش كند به جهت دارا بودن قوه شهواني و شيطاني و تحت تأثير آنها واقع نشده بر ملائكه (كه تنها بُعد روحاني و الهي بر وجود آنها سيطره دارد و كاري جز خير و نور نمي توانند انجام دهند) برتري دارد، ولي چون اين انسان هر لحظه در حال نسيان و غفلت قرار دارد و عقلش به تنهايي در مقابل شيطان و نفس سركش دروني ياراي مقابله ندارد، خداوند متعال با ارسال انبياي بي شمار و ابلاغ احكام و فرامين الهي و تشويق وي در انجام آنها و رسيدگي به مقام بندگي وي را در مقابل شيطان ياري نمود. و با اين ديدگاه مي توان دريافت كه ارسال پيامبران الهي يكي از الطاف عظيم خداوند متعال بر ايشان است، از همين روي بدست آوردن معرفت و بصيرت در منابع روايي ما از اهميت بسيار زيادي برخوردار است، يك ساعت تفكر در صنع خداوند، عاقبت انسان و آينده جهان كه مي تواند فكر انسان را تصحيح كرده و او را براه راست رهنمون سازد از هفتاد سال عبادت برتر شناخته شده است. در مقابل، شيطان بزرگترين دشمن انسان معرفي شده است {H{/Bإِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ {w15-18w}{I2:168I}*/}H} و مخالفت با وي راه نجات دانسته شده است و كشاكش و تضاد اين دو مقوله (اطاعت - معصيت) است كه انسان را مي تواند به هدايت و رهنمون و يا در وادي ضلالت سرگردان سازد، براي استحكام در امر طاعت و بندگي خداوند قبل از هر عمل بايد بصيرت و معرفت بدست آورد، همانند عمارت رفيعي كه تمام زينتها، زيبائيها و ظرافتها در آن بكار رفته و بچشم بسيار زيبا مي آيد در نگاه افراد عادي زيبائيهاي اين عمارت به تزئينات داخلي، دكوراسيون، گچ بريها و نماهايش ديده مي شود ولي از نظر گاه يك مهندس و معمار حرفه اي ارزش اين ساختمان به اسكلت بندي و مواد استفاده شده در پي ريزي آن است و اگر چارچوب و اسكلت بندي عمارت سست و ضعيف باشد اين ساختمان با تمام زيبائيهايش به هيچ نمي ارزد، چون؛ اولين باد سخت بنيانش در هم فرو خواهد ريخت، در ايمان و اعتقاد افراد هم كه اعمال خير و صلاح آن را زينت مي دهند اگر بر روي بنياني اساسي و پايه اي راسخ يعني عقل و استدلال مبتني شده باشد، اعمال او هر چند كم و جلوه اش اندك باشد او را در نجات اين دنيا و دنياي پسين كافي است، معرفت مستحكم و متين او را به هدف خواهد رسانيد، اين معرفت همان «چشم دل» است كه در سؤال به آن اشاره شده است، يعني شخص؛ چشم حقيقت بين و نظري باطني به طبيعت و اطرافيان خود نگاه مي كند، نعمتي كه در نهان همه انسانها بوديعت گزارده شده و تنها غفلت و توجه به جنبه هاي فلكي و طبيعي آن را كند و ضعيف و ديد آن را كم سو ساخته است و با اعتقاد راسخ و عمل صالح و اقبال به خداوند آن دوباره فعال و احياء شده و باعث نجات وي خواهد شد در روايات منقول از علي(ع) از معرفت و بصيرت به عنوان «نور قلب»، «غايت فضايل»، «اصل هر خير»، «گنج عظيم فناناپذير»، {V(غررالحكم و درر الكلم، عبدالواحد آمدي (چاپ دفتر تبليغات)، ص 41 - 42 و 52 - 55)V} ياد شده است. نكته قابل تأمل اين كه در روايات ما از عقل طوري تعبير و تعريف شده كه با تعريف عرفي بسيار متفاوت است، در عرف مردم هر كس زيرك و زرنگ در كارهاي مادي و امور دنيوي باشد عاقل شمرده مي شود هر چند در كارهاي اخروي و الهي ضعيف و ناتوان باشد، در حالي كه از نظر قرآن و روايات كسي كه بتواند آخرت خود را تضمين و خود را بخدا نزديك سازد عاقل و زيرك است هر چند در امور دنيايي و مادي ضعيف و ناتوان بوده باشد، {Hالعقل فاعبد به الرحمن و اكتسب به الجنان H} عقل آن است كه به واسطه آن خداوند پرستش و بهشت عدن بدست آورده شود، از نظر گاه علي(ع) «كم سخني و گزيده گويي»، «ملازمت با حق»، «استقامت در دين»، «همنشيني با نيكان»، «انجام عمل صالح»، «مدارا با مردم»، «صدق و دوستي»، «ادب ورزيدين»، «عفت ورزيدن»، «عفو و گذشت كردن از مردم»، «تجاهل كردن به خطاهاي مردم»، «غيبت كردن»، «زهد ورزيدن در دنيا»، «موقع سكوت ذكر گفتن»، «اخلاص در عمل داشتن» و «جدال و مراء نكردن»، {V(همان) V}نشانه هاي عقل و بصيرت شمرده شده است، قرآن مي فرمايد: {A{/Bإِنْ تَتَّقُوا اَللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً{w5-10w}{I8:29I}/}A}؛ {Mهر كس تقوا پيشه كند خداوند به او فرقان «قدرت تميز بين حق و باطل» عطا مي كندM}» اين فرقان كه همان چشم دل و چشم حقيقت بين است مومن را از مهلكه هاي گوناگون نجات داده و بسوي رستگاري رهنمون مي نمايد. پس معلوم شد كه چشم دل در اثر عادت و انس به طبيعت و عالم ملكي كم سو شده و توان ديدن حقايق را ندارد، تنها راه چاره روشن نمودن آن از طريق اطاعت خداوند (انجام واجبات و ترك محرمات) مي باشد كه آنهم بمرور زمان و بتدريج به دست مي آيد، چنانكه كند شدنش نيز بتدريج و در طول زمان متمادي بوده است، از طرفي حقايق زندگي نيز همان حقايق هستي و خلقت است كه براي كشف آن حقايق پيامبران الهي مبعوث شده و عقل ما را به آن راهنمايي و دلالت مي كند، از جمله حقايق زندگي فاني بودن حيات دنيوي و كوتاه بودن مدت آن و دل نبستن بدان است كه هر شخص عاقلي با اندك تامل و دقتي آن را تائيد و تصديق مي نمايد، شخص عاقل اين دنياي كوتاه مدت را بسان مزرعه و كشتزاري مي داند كه بايد محصول مورد نياز را در آن كاشته تا پس از كمال آن را در دنياي ديگر....، چنين شخصي در سايه فرقان و بصيرت معنوي آن ديدگاه و برداشت عرفي از زندگي و هدفهاي آن را از ذهن خود دور ساخته و خود را بخاطر افكار و عقايد است و بي پايه در وادي هلاكت نمي اندازد، چرا كه تمام عمرش را - كه از مدت دقيق آن هم بي اطلاع است - براي رسيدن به هدف بلند باز هم كوتاه مي داند، او از تمام ساعات و...... عمرش براي ذخيره ثواب و بالا بردن درجاتش در بهشت تلاش مي كند و اين است معني زيرك بودن مؤمن: {Hالمؤمن كيّسٌ H}.

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.