مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:24056 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:15

- حدودا يكسال است كه صبر و تحمل من خيلي كم شده است چه كار كنم كه صبر وگذشت خودم را بدست آورم ؟
با عرض سلام خدمت شما دوست عزيز و تشكر از اينكه سؤالات خود را با ما مطرح نموديد در پاسخ به سؤال خوبتان عرض ميشود :
دوست عزيز : براي آنكه صبر و تحمل و گذشت خود را بدست آوريد راههاي مختلفي وجود دارد كه در اينجا به برخي از آنها اشاره مي كنيم :
يكي از راههايي كه انسان در برخورد با ديگران بتواند حوصله و صبوري خود را از دست ندهد و اهل گذشت باشد توجه به تفاوت مردم از نظر آفرينش جسم و جان و روحيات و عواطف محيط تربيتي است چنانچه در حديث معروفي نقل شده است؛{ لو علم الناس كيف خلق الله الخلق لم يلم احدا احدا }
يعني :« اگر مردم مي دانستند خداوند چگونه افراد را آفريده هرگز كسي، كس ديگر را ملامت نمي كرد.»
توجه به اين موضوع كه ساختمان روح و عواطف وتربيت و مقدار معلومات و سوابق ذهني افراد فوق العاده مختلف است بسياري از مشكلات معاشرتي و تضادها و بر خورد هاي اجتماعي را حل مي كند؛ مثلا بسيار ديده ايم كه پدران و مادران از يك عمل نا بجاي كودك مانند شكستن يك ظرف يا كثيف كردن لباس خود عصباني شده صبر و تحمل خود را از دست مي دهند و گاهي مجازاتهاي شديدي در برابر يك عمل كوچك روا ميدارند و كودك را بسيار ملامت مي كنند در حاليكه اگر درست موضوع را بررسي كنيم خواهيم ديد نه جاي عصبانيت است و نه چندان جاي ملامت و سرزنش دارد .
مسلم است نه معلومات كودك در باره چگونگي ظرفهاي شكستني و غير شكستني وطريق نگهداري آنها كه احتمال افتادن و شكستن را به حداقل برساند و از ليز خوردن و سنگيني كردن روي انگشتها بكاهد به اندازه كافي است و نه اگر همه اين مطالب را كاملا بداند تجربه علمي كافي روي آن دارد و به فرض اينكه هم علم و هم تجربه او كافي باشد ، قدرت جسمي او نا چيز است .
بنابر اين ما اگر فعلا در نگهداري اين ظروف از آن كودك واردتريم به خاطر تجربيات و آزمايشات فراوان دوران كودكي است، اين محاسبه را در باره افراد بزرگتر مي توانيم بكنيم بعضي عادات دوست من ممكن است در نظر من ناپسند آيد و به خاطر آن خود را آماده براي قطع دوستي كنم ولي هنگاميكه محيط تربيتي دوستم را در نظر مي گيرم ساختمان روحي او را به آن ضميمه مي كنم سابقه ذهني او را نيز مورد توجه قرار مي دهم مي بينم اگر من هم جاي او بودم ممكن بود چنان رفتار كنم كه او كرده است .
همسايه من بلند صحبت مي كند و مزاحم من است پايه معلومات و ساختمان حنجره ئ اعصاب و ميزان حساسيت پرده هاي گوش او و تربيت او را در نظر مي گيرم مي بينم اگر چه او مقصر است، اما تقصير او به آن بزرگي كه من فكر مي كردم نيست .
البته اشتباه نشود نمي خواهم با اين بيان مردم را درهمه اعمال خود بي تقصير معرفي كنيم و آنچنان كه جبريون معتقدند همه چيز را به گردن علل روحي و جسمي و خارجي بيندازيم . همچنين نمي خواهيم با اين بيان لزوم تربيت را انكار نمائيم بلكه منظور اينست كه اگر به اين واقعيتها توجه داشته باشيم براي حل اختلافات و رفع اعتراضات بر يگديگر آمادگي بيشتري پيدا خواهيم كرد و وجود يكديگر را به آساني تحمل خواهيم نمود .
اما براي اينكه بتوانيد روحيه عفو وگذشت را درخود تقويت كنيد بهتر است در ابتدا به عواقب شوم عدم گذشت و بر خوردهاي اجتماعي توجه كنيد .
كمتر كسي است كه از خطا و اشتباه و گاهي تعهد و تضييع حقوق ديگران مصون باشد و اگر نباشد هر كس طبق اصل نظام انتقام عمل كند ، بر خوردهاي اجتماعي به صورت يك رشته تسلسل وار و روز به روز تشديد ميگردد. زيرا اولا: حملات انتقامي از نظر كيفت وكميت قابل كنترل نيست و غالبا به صورت شديد تري در مي آيد .
ثانيا؛ به فرض اينكه قابل كنترل و اندازه گيري باشد هرگز تعيين ميزان جنايات نخستين از دريچه چشم «جاني» و كسيكه جنايت بر او وارد شد . يكسان و برابر نيست.
بنابراين فرض، اينكه طرف مقابل بخواهد در حمله انتقامي خود رعايت مساوات در كميت و كيفيت كند باز از دريچه چشم او رعايت عدالت نشده به همين دليل او را بر انتقام جديدي بر مي انگيزد و نزاع ادامه مي يابد و تنها چيزي كه مي تواند اين رشته تسلسل را قطع و آتش فتنه را خاموش كند روح گذشت و عفو واغماض است
ذكر اين نكته لازم است كه افرادي كه با گذشت و اغماض، رشته تنازع و كشمكش را قطع مي كند تنها خدمت به طرف مقابل نمي كند. بلكه، علاوه بر درك يك فضيلت اخلاقي بزرگ ، خود را از زيانهاي مسلمي كه در آينده بر اثر ادامه كشمكش دامنگير آنها ميگردد آسوده مي سازد و اگر درست بررسي و دقت كنيم خواهيم ديد كه انتقام هيچ اثر عقلاني براي شخص انتقام گيرنده ندارد و جز يك تسكين موقتي و گاهي يك برتري خيالي نتيجه اي نخواهد داشت و هر زمان انتظار انتقام طرف را مي كشد در حالي كه اثر تسكين گذشت به مراتب عميق تر و تفوق روحي واجتماعي حاصل از آن حقيقي است.
خداوند در قرآن كريم مي فرمايد :{ وليعفواو ليصفحوا الا تحبون ان يغفر الله لكم }(1)« پس بايد ببخشند و چشم بپوشند آيا دوست نداريد كه خداوند شما راببخشد »
در اين آيه شريفه اشاره به اين حقيقت شده كه هر يك از شما بالاخره گناهي داريد همانطور كه دوست مي داريد خداوند از گناه شما بگذرد ،شما نيز بايد از حق خود درمورد تضادهايي كه با برادران خود پيدا مي كنيد صرف نظر كنيد. البته «صفح» در وليصفحوا مرحله اي عاليتر از عفو است. زيرا؛ آن عبارت از عفو بدون ملامت وسرزنش و قهر است .در روايات نيز به اين مسأله بسيار توجه شده است.
پيامبر اكرم (صلي الله عليه و اله و سلم)مي فرمايند :«عفو و بخشش را فراموش نكنيد. زيرا، عفو بر عزت انسان مي افزايد پس يكديگر را عفو كنيد تا خدا به شما عزت دهد»(2)
امام باقر (عليه السلام) مي فرمايند :«پشيماني بر عفو بهتر و آسان تر از پشيماني بر عقوبت است.» (3)
وامام رضا( عليه السلام) در اين رابطه چنين مي فرمايند : «دو دسته كه رو در هم قرار مي گيرند آنكه عفوش بيشتر است ياري خواهد شد»(4)
انقام هيچگاه نتوانسته است حس احترام مردم را بر انگيزد ويا عواطف را به سوي انتقام جويان جلب كند در حالي كه عفو و گذشت اثر عميق درجلب افكار عمومي و بر انگيختن عواطف واحساسات به نفع عفو كننده خواهد داشت و اين خود از عوامل مؤثر پيروزي محسوب مي گردد.
6- آنكه دنيا و نعمتهاي دنيايي را بعنوان امانت و عاريه ميداند، اساسا هرگز سعي نمي كنند در حفظ آنها بناي كينه و عداوت با ديگران را كه نزد نعمت دهنده ئ او منفور و زشت است بگذارد.
پس يكي از مهمترين راههاي تقويت گذشت و صبر اصلاح نوع نگاه به زندگي است در منابع اسلامي اعم از قرآن و احاديث اشاره به مرحله مهمتر و بالاتري از عفو و گذشت شده و آن اينكه (بدي را با نيكي پاسخ گويند ) اين عمل بدون شك عاليترين تجلييات روح انساني است و نياز به پرورش اخلاقي و لطافت خاص روحي دارد و اثر معجزه آسايي در نرم كردن دلهاي مملو از عداوت دارد در قرآن مجيد مي خوانيم : {ادفع بالتي هي احسن فاذا الذي بينك و بينه عداوه كانه ولي حميم و ما يلقاها الا الذين صبروا و ما يلقاها الا ذو حظ عظيم }يعني « و به اين مقام بلند كسي نمي رسد جز آنانكه در مقام صبر و ثبات صاحب حظ بزرگ شدند.»
البته عفو و گذشت را نبايد با تسليم در برابر دشمن ستمگر اشتباه گرفت چه اينكه تسليم نشانه ناتواني و فقدان شخصيت و ذلت است.
اما گذشت نشانه بزرگواري و شخصيت مي باشد . عفو و گذشت هميشه در مسائل شخصي است در برابر كسيكه انسان قدرت بر انتقام از او دارد ،نه در مسائل اجتماعي و حقوقي جامعه ، حتي اگر گذشت در مسائل شخصي و حقوق فردي سبب جرأت طرف مقابل گردد در چنين موردي نيز گذشت صحيح نيست .(6)
راه ديگري كه براي استقرار روحيه صبر و شكيبايي و گذشت از طرف بزرگان دين پيشنهاد شده خود را به صبوري زدن ظاهر را شبيه انسانهاي صبور كردن است . حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند:« اگر بردبار نيستي خود را به بردباري بزن زيرا كسيكه خود را به گروهي شبيه كند به زودي از آنان مي شود .» (7)
اين حديث شريف مي گويد اگر خصلت حلم و بردباري در طبيعت شما وجود ندارد دليل بر آن نيست كه هرگز نمي توانيد حليم و بردبار شويد كافي است كه براي مدتي ، خود را به بردباري وادار سازيد.
يعني؛ در برابر مسائلي كه آرامش شما را بر هم ميزند سعي كنيد رفتارتان شبيه كسي باشد كه به طور طبيعي بردبار است و در برابر چنان مسئله يي،آرامش خود را با بردباري حفظ مي كند وقتي مدتي به اين كار ادامه داديد ورفتاري شبيه رفتار شخص بردبار پيش گرفتيد رفته رفته عادت مي كنيد كه هر وقت با چنان مسئله اي روبرو شديد ،همان رفتار را از خود نشان دهيد .
به اين ترتيب ،صفاتي كه در طبيعت شما وجود ندارد بر اثر تمرين به صورت يك عادت در شما ايجاد مي شود بطوريكه ديگران نمي توانند تشخيص دهند كه آن صفت خوب از آغاز در طبيعت شما وجود داشته است يا خود با تمرين و عادت ، آن را در وجودتان ايجادكرده ايد. (8)
شما دوست عزيز كه قبلا تا ميزاني به اين صفت پسنديده آراسته بوده ايد بسيار راحت تر است كه خود را به برد باري بزنيد و صبوري را پيشه سازيد اميد واريم كه در اين با كمك خداوند منان پيروز و موفق باشيد.
سؤال دوم:
چه كار كنيم كه در زندگي دچار عذاب وجدان نشويم و اينكه عذاب وجدان نداشته باشيم؟
جواب سؤال دوم:
ازجمله تمايلاتي كه به طور فطري با سرشت انسان آميخته شده وريشه اصلي آن در اعماق جان كليه ملل و اقوام بشري وجود داردمعرفت الهي و وجدان اخلاقي است
بشر به فطرت انساني خود بدون مربي ومعلم اصول اوليه خوبيها و بديها را درك مي كند وطبعاً مايل است به خوبيها بگرايد و از بديها اجتناب كند اين تشخيص فطري كه ناشي از هدايت تكويني خداوند است در قرآن شريف به الهام الهي تعبير شده است
{و نفس ما سويها فالهمها فجورها و تقويها}(1) «قسم به جان بشر و آن خدايي كه او موزون و معتدل آفريده و نيك و بدش را به وي الهام نموده است»
روانشناسان آن نيروي ادراك را كه با سرشت بشر آميخته و دراعماق جان تمام ملتها وجود دارد و به وسيله آن خوبيها وبديهاي اصلي را تشخيص مي دهند به نام وجدان اخلاقي مي خوانند. (2)
ژان ژاك رُسم مي گويد: به تمام ملل دنيا نظر بيندازيد تمام تاريخها را ورق بزنيد در بين تمام كيشهاي عجيب و غريب وظالمانه ودربين تمام اين آداب و رسومي نهايت متنوع همه جا همان اصول عدالت ودرستي همان قوانين اخلاقي همان مفاهيم نيكي و بدي را خواهيم يافت.
بنابراين در اعماق همه روحها يك اصل فطري عدالت وتقوي يافت مي شود كه ما عليرغم قوانين و عادات ،اعمال خود و ديگران را از روي آن قضاوت مي نماييم وخوب وبد آنرا معلوم مي كنيم اين اصل همان است كه من وجدان مي نامم (3) وجدان كه در قرآن شريف به الهام الهي تعبير شده است. يكي از پايه هاي محكم تربيت است وجدان اخلاقي مانند شعله اي فروزان است كه همواره از اعماق جان انسان زبانه مي كشد ودر هيچ حالت محو وخاموش نمي شود.
دوست عزيزم :همانطور كه عرض شد وجدان اخلاقي از پايه هاي مهم تربيت انساني است وخداوند حكيم ومهربان براي موفقيت انسان در راه رشدوصلاح وجدان اخلاقي را در نهاد انسان به وديعه نهاد، تا او را در راه رسيدن به خير و صلاح ياري دهد و اگر فردي دچار خطا و اشتباه و لغزش گناه شد براي آنكه دوباره به راه صلاح برگردد زشتي كارش را به او گوشزد مي كنند و به اين طريق انگيزه استغفار وباز گشت به راه درستي و پاكي را در او تقويت مي كند.
بنابراين تنها راه نجات از عذاب وجدان آن است كه ما طبق قوانين الهي حركت كنيم و طوري با هواهاي نفساني خود مبارزه كنيم كه انساني نيرومند شويم تا جايي كه انجام فضائل براي ما به صورت ملكه در آيد و كمتر دچار لغزش شويم در اين صورت به ميزاني كه ما كمتر دچار نقض قوانين الهي شويم از شدت عذاب وجدان ما نيز كاسته مي شود.
هانري باروك مي گويد:وجدان اخلاقي يك واكنش ساختگي نيست بلكه، عميق ترين عامل طبيعت بشري مي باشد و اشخاص با وجود تظاهرات گوناگون ،نمي توانند اين وجدان را خاموش و نابودكنند ، از آن گذشته ثبات و پايداري خارق العاده وجدان اخلاقي حتي در بيماري هاي شديد و در جريان جنون و تنزل روحي وبقاي وي پس از افسردگي پرتو خرد و هوش ،بر اهميت فراوان وم

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.