مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:24143 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:3

وحدت وجود يعني چه و معتقد به آن چه حكمي دارد؟ اگر شخصي وجود را به معني وحدت مصداق وجود قبول داشته باشد آيا اين سخن مستلزم كفر است؟
تفكر در ذات مقدّس خداوند متعال منهي عنه است، و تعيين هويّت حق به اين كه وجود است ـ بنحوي كه قائلين به أصاله الوجود ميگويند ـ متحقّق حقيقي را وجود ميدانند و متحقّقات را بوجود و بالعرض واقعيّتدار و موجود و متحقّق ميگويند؛ هرچند وجود را صاحب مراتب بگويند، و وجود هر چه را كه غير از خداست، غير وجود او بگويند و يا اصلاً آنها را مصداق وجود ندانند و وجود را صاحب مصداق واحد بدانند؛ كه آن وجود خداست و اين مطلب برميگردد به اين كه خداوند تمام كلّ وجود است و وجود كل، خدا و حقيقت خداست ـ هر طور بگويند ـ با مشرب عرفان قرآني كه از كتاب و سنّت اخذ ميشود، سازگار نيست؛ زيرا:
اولاً، اين قول متضمّن تعيين هويّت براي حقّ متعال است؛ خواه وجود، مقول به تشكيك باشد كه در اين صورت، ساير موجودات نيز در حقيقت با خداوند متعال مشترك ميشوند وبا «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَئٌ» منافات دارد؛ يا مصداق وجود را واحد و وجود خداوند متعال بدانند. بالاخره تعيين هويّت براي حق است كُلَّما بِاَوْهامِكُمْ مَيَزْتُموهُ تأوهامك في أدقّ معانيه فهو مخلوق مصنوع مثلكم مردود اليكم».
ثانياً، قول به وحدت مصداق، اگر به اين معني باشد كه خداوند وجود است و حقيقت و كنه وجود هم غير قابل درك است و ساير اشياء، اشياي ديگرند، معناي اين حرف، تعيين اسم براي خدا است؛ به ملاحظة اين كه ذاتش جايز الدّرك نيست؛ اين اشكال ندارد؛ جز اين كه بگوييم اسماء الحسني توقيفي است.
و اگر معناي آن نفي واقعيت اشياي ديگر، و تحقّق خارجي آنها باشد، شرك منافي با توحيد نيست؛ امّا گذشته از اين كه خلاف وجدان و بديهه است، منافي با بسياري از اسماء الحسني و مستلزم نفي آنها است؛ كه همه برواقعيّت اشياء، مخلوقات، مرزوقات، مصنوعات و معلومات دلالت دارند وبا «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَئٌ»، «عالِمُ الغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ»، «اَلرَّحمنُ الرَّحيم»، «الخالِق»، «الباري»، «الباسِط»، «المالِك» و … منافات دارد.
بنابراين، معرفت صحيح آن است كه خدا را به همان اوصافي كه خودش و پيغمبران و حججش معرّفي كردهاند، بشناسيم؛ و بيشتر از آنچه مكلّف به معرفت آن هستيم، خود را مكلّف ندانيم؛ خدا را خدا بدانيم و او را، «او» و «يا هو» و «يا مَنْ لَيْسَ هُوَ اِلّا هُو» بگوييم.
برحسب بعضي روايات، چون در آخرالزّمان مردماني ميآيند كه بر خلاف اين كه نبايد تعمّق در ذات خدا و اوصاف ذاتيّه او بنمايند، متعمّق ميشوند:
سورة مباركة توحيد نازل شد كه در خداشناسي و معرفت به آن بسنده نمايند و اين تعمّقات را كه خطر گمراهي و ضلالت دارد، كنار بگذارند. راجع به ساير معاني وحدت وجود نيز قابل توجّه است؛ كه از بعضي از آنها بوي كفر، استشمام ميشود

معارف دين
آيةالله لطف الله صافي گلپايگاني

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.