مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:24514 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:1

ما چقدر در انجام كارها و تقويت اعتماد به نفس از خود اختيار داريم كه منافاتي با مشيت الهي پيدا نكند؟
دانشجوي گرامي، قبل از پاسخ به سؤال هاي شما، لازم است كلمه «اعتماد به نفس» را بررسي كنيم، تا مفهوم آن به صورت صحيح، باز شناخته گردد. براي «اعتماد به نفس»، تعاريف زيادي ارائه شده است كه ما به يك تعريف جامعه از آن اكتفا مي كنيم. در اين تعريف آمده است كه: اعتماد به نفس يعني اطمينان به توانايي خود در دنبال كردن فعاليت ها و ثابت قدم بودن؛ باور به توانايي خود در عبور از موانع؛ باور به توانايي خود براي درخواست كمك از ديگران در موقع لزوم؛ باور به توانايي خود در ايجاد ارتباط معني دار و محبّت آميز با ديگر انسان ها؛ باور به توانايي خود در يافتن عشق، تفاهم، مهر و شفقت در هر موقعيتي، به خصوص در مواقع دشوار؛ باور به وجود نظمي هدف دار در جهان و بالأخره باور به وجود خود به عنوان اشرف مخلوقات كه روحي الهي در او دميده شده است و او خليفه و جانشين خدا در روي زمين مي باشد. انسان بايد براي تأمين نيازهاي خود - چه مادي و چه معنوي - تمام سعي و تلاش خود را به كار گيرد و بر توانمندي و استعداد خود اعتماد كند. خداوند در سوره نجم آيه 39 مي فرمايد: {A{/Bوَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعي {w1-7w}{I53:39I}/}A}؛ {Mو اين كه براي انسان بهره اي جز سعي و كوشش او نيست M}. اين كه خداوند در سن معيّني انسان را مكلّف مي كند و او را نسبت به رفتار فردي و اجتماعي خود مسؤول مي داند، همه حاكي از اين است كه خداوند مي خواهد حسّ اعتماد به نفس، احساس خودكفايي و خود ارزنده سازي را در انسان تقويت كند. امّا نبايد غفلت كرد كه انسان هر چقدر نيرومند و خود كفا و داراي اعتماد به نفس باشد، نبايد نسبت به خداوند - كه همه نيروها و نعمت ها از آن او است - احساس بي نيازي كند؛ بلكه بايد بداند كه ما و همه جهان آفرينش، عين ربط هستيم نسبت به او؛ يعني يك وجود ربطي داريم و اصل وجودمان وابسته به اوست، چنان كه شعاع نور در اصل وجود وابسته به منبع نور است و اگر نور نباشد يا مانعي باعث قطع ارتباط با منبع نور شود، ديگر خبري از شعاع آن نيست؛ بنابراين، انسان آنگاه مي تواند به معناي و اقعي به نيروها و توانايي هاي خود اعتماد كند كه با منشأ نيروها و توانايي ها، يعني خداوند، ارتباط داشته باشد و هر چه اين ارتباط مستحكم تر باشد، اعتماد به نفس و احساس آرامش و اميد او در زندگي بيش تر تقويت مي شود. نمونه بارز چنين انساني، حضرت علي(ع) و در زمان ما، امام خميني(ع) مي باشد. با توجّه به مقدمه اي كه ذكر شد، مي توان گفت همه سؤالات شما، به يك سؤال فلسفي اساسي و قديمي به نام «جبر و اختيار» بر مي گردد. دغدغه خاطر شما اين است كه ما چقدر در انجام كارها از خود اختيار داريم كه منافاتي با مشيّت و اراده و اذن الهي پيدا نكند و يا سؤال اساسي تر اين كه: آيا آدمي، در پاره اي از اعمال خود، مختار است، يا هيچ گونه رفتار اختياري از او سر نمي زند و هر چه انجام مي دهد از سر جبر است. در پاسخ به اين پرسش ها، دو ديدگاه كلّي وجود داشته است: 1. گروهي طرفدار جبرند و هيچ يك از اعمال انسان را اختياري نمي دانند. 2. گروهي ديگر، از اختيار انسان جانبداري كرده و او را در انجام رفتارهاي خود، مختار مي دانند. يكي از اشكالاتي كه جبر گرايان مطرح كرده اند و تا حدودي به سؤالات شما شبيه است، اين است كه پاره اي از اصول اعتقادي اسلامي در باب خداشناسي، با اعتقاد به اختيار ناسازگار است؛ از جمله اصل توحيد در خالقيّت. توحيد در خالقيّت به اين معنا است كه يگانه خالق و آفريدگار همه چيز خدا است و از آن جا كه افعال آدمي نيز يكي از پديده هاي جهان خلقت است، عموميّت خالقيّت خداوند، كارهاي انسان را نيز شامل مي شود؛ بنابراين، تنها خداست كه خالق اعمال انسان است و معناي اين انحصار، آن است كه آدمي خود هيچ نقشي در ايجاد فعل خويش ندارد؛ از اين رو، جايي براي اختيار انسان وجود ندارد. در پاسخ به اين اشكال، طرفداران اختيار، معتقدند كه معناي دقيق توحيد در خالقيّت چيزي جز اين نيست كه تنها آفريدگار مستقلّ خداوند است؛ از اين رو، توحيد در خالقيّت، منافاتي با اين ندارد كه ديگر موجودات، با اذن الهي و در حوزه قوانين و سنّت هايي كه خداوند مقرّر كرده است، منشأ خلق و ايجاد باشند. توحيد در خالقيّت بر پايه تفسير صحيح آن - با نقش آفريني انسان در اعمال خويش سازگار است و هرگز به جبر گرايي نمي انجامد. معناي ديگر حرف ما اين است كه اراده و اذن خدا و انسان، در عرض هم نيستند و اراده خدا، جانشين اراده انسان نمي گردد و در طول يكديگرند؛ يعني كاري كه با اراده انسان صورت مي گيرد، با مبادي مقدّمات و آثارش، يك جا تحت اراده خدا است. كار ما، با اراده خود ما، رابطه علّت و معلولي دارد؛ يعني ما بايد اراده كنيم تا كاري انجام گيرد. تا اراده نكنيم، كار تحقّق نمي يابد؛ امّا همين علّت و معلول و نيز مبادي ديگر، همه، متعلَّق اراده الهي است. در اين جا علّت بي واسطه اين كار، اراده ي انسان است و علّت العلل، اراده خداوند مي باشد؛ بنابراين، تمام سؤالات شما در چهارچوب همين پاسخ كلّي قرار مي گيرد؛ به اين معنا كه ايمان به خويش و اعتماد به نفس، منافاتي با خدا محوري ندارد؛ زيرا، ما با اذن الهي و در حوزه قوانين و سنّت هايي كه خداوند مقرّر كرده است، منشأ خلق و ايجاد و اثريم و اين هيچ بي ادبي و بي احترامي نسبت به حضرت حقّ نمي باشد. همچنين {Hلا مؤثّر في الوجود الاّ اللّه H}مؤثّر در به وجود آوردن اشياء و خلايق، به طور استقلالي و بدون نياز به اجازه موجود ديگر، تنها خداوند است و ما انسان ها هم با اذن الهي و در چهارچوبي كه خداوند تعيين كرده است، مي توانيم منشأ ايجاد و خلق باشيم. به عنوان سايه و شعاعي از نور الهي هستيم و سايه بودن نور، هيچ است؛ پس ما انسان ها هم بدون وجود نور الهي، هيچ هستيم و وجود مستقلي نداريم؛ يعني وجود ما طُفيلي وجود خداوند است، پس «من» وجود ندارد هر چه هست، خداوند است و اين بالاترين مرتبه اي است كه يك عارف به آن مي رسد؛ يعني «فناء في اللّه». براي مطالعه بيشتر، مي توانيد به كتاب «معارف قرآن» نوشته استاد مصباح يزدي، ص 374، بحث اختيار انسان، مراجعه نماييد.

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.