مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:24694 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:1

نظر علوم جديد در مورد امكان معرفت، از راه الهام و اشراق چيست؟
اين راه يك نوع واقعيت شناسي خاصٌي است كه امكان آن از نظر علم و دانش قابل انكار نيست، البتٌه نظام جهان بيني محدود مادي، نميتواند يك چنين ادراك غير حسي و تعقلي را بپذيرد. امٌا از نظر اصول علمي راهي براي انكار آن وجود ندارد.
به گفته يكي از روان شناسان، «جنبههاي تجربي به وسيله حواس شناخته ميشود، و جنبههاي عقلاني به واسطه انديشه منطقي و رياضي به مرحله ادراك ميرسد و سرانجام بر اثر اشراق و الهام، جلوههايي از جنبه‎هاي ماوراء حسي و استدلال روشن بيني‎هاي برق‎آسا و جرقه‎هاي روشنگر كه ذهن حساس نوابغ از آنها برخوردار است به مقام رؤيت ميرسند».
پرفسور «سوروكين» روانشناس معروف يكي از آن افرادي است كه وجود سه شاهراه حقيقت شناسي را به روشني تصديق كرده و براي ادراك عرفاني و به اصطلاح الهام، مقام و منزلتي ويژه قائل است و صريحاً ميگويد:
«نميتوان اين راه را تخطئه و تحقير نمود، مگر ميتوان آموزش گسترده اديان بزرگ را يكسره به تقليد كوته بينان نظام مادي، ناچيز و بيحكمت شمرد و براي آن ارزشي قائل نگشت؟!»
بنابراين ميتوان معرفتهاي سهگانه را به شرح زير نام گذاري كرد:
1ـ راه حس يا حس آگاهي.
2ـ راه عقل يا خرد آگاهي.
3ـ راه الهام يا دل آگاهي.
امروز علم روانشناسي، الهام را به صورت يك واقعيت رواني پذيرفته و آن را چنين توصيف ميكند: «ادراك ناگهاني، آگاهي بخش و توضيح دهنده، يكباره و بدون مقدمه چون برقي لامع در صفحه ذهن ميدرخشد بي آنكه حتي غالباً پيشاپيش درباره آن انديشيده باشد».
اهميت و نفوذ الهام در اكتشافات علمي مورد تأييد دانشمندان قرار گرفته است «آلبرت اينيشتين» (1879 ـ 1955م)، با بسياري از فلاسفه و عرفا هم آهنگ گشته و بسان برخي از دانشمندان اسلامي كه الهام را كليد معارف ميدانند، وي الهام را عامل پر ارج در اكتشافات علمي ميداند.
در سال 1931م دو دانشمند شيميدان آمريكايي به نام «يلات» و «پيكر» پرسش نامه اي براي تحقيق درباره اهميت الهام در كشف و حلٌ مشكلات علمي، ميان گروهي از دانشمندان شيمي پخش كردند و نتايج بسيار ارزنده آن را منتشر كردند.
يكي از دانشمندان، مورد سؤال را اين طور پاسخ داده است: «درباره حلٌ مسئلهاي كار و فكر ميكردم ولي در اثر اشكالات و ابهامات فراوان آن، تصميم گرفتم كه ديگر به كلي آن كار و تمام افكار مربوط به آن را كنار بگذارم، فرداي آن روز در حالي كه سخت مشغول كاري ديگر بودم يك باره فكري ناگهاني مانند جهش برق، در خاطرم خطور كرد و آن همان حلٌ مسئلهاي بود كه مرا به كلي مأيوس كرده بود!».
نظير اين گزارش از هانري يوانكاره (1912 ـ 1854م) رياضيدان نامي فرانسه و بسياري ديگر از دانشمندان طبيعي، رياضي و فيزيك نقل شده است.
جالب توجه اين است كه بسياري از الهامهاي علمي كه سبب كشف واقعيتي پر ارج شده است نه تنها با اشتغال و تمركز فكري دانشمندان در زمان فعاليتشان ارتباط نداشته است، بلكه حتي با رشته تخصصي آنان نيز داراي رابطه نزديك نبوده است، شاهد گوياي اين مطلب اين است كه مثلاً لوئي پاستور (1822 ـ 1895م) با اينكه متخصص در علم شيمي بوده، بيشتر اكتشافات و خدمات ارزنده او به جامعه بشريٌت، در زمينه علم زيستشناسي و پزشكي بوده است!.
از ميان دانشمندان معاصر آقاي «الكسيس كارل» از جمله افرادي است كه براي الهام، ارزش خاص قائل شده است و معتقد است كه روشن بينان، بدون استفاده از حواسٌ خود، افكار ديگران را درك ميكنند و حوادث دور، از لحاظ مكان و زمان را كم و بيش ميبينند و آن را يك موهبت استثنايي ميداند كه جز افراد معدودي از آن برخوردار نيستند. اين دانشمند روانكاو كوشيده است كه در اين بحث مطالب علمي و يقيني را از احتمالات جدا كند و انسان را مجموعهاي از مطالعات و تجربياتي كه در تمام اعصار و در همه كشورها انجام شده، در نظر بياورد و از اين طريق توانسته است بسياري از شكلهاي فعاليٌت انساني را مطالعه كند. در اينجا براي اين كه خوانندگان گرامي با نظريه اين دانشمند درباره الهام بيشتر آشنا شوند خلاصه گفتار او را ميآوريم:
«به يقين اكتشافات علمي تنها محصول و اثر فكر آدمي نيست و نوابغ علاوه بر نيروي مطالعه و درك قضايا، از خصايص ديگري چون اشراق برخوردارند؛ با اشراق چيزهايي را كه بر ديگران پوشيده است مييابند و روابط مجهول را بين قضايايي كه ظاهراً با هم ارتباط ندارند، مي‎بينند و وجود گنجينه‎هاي مجهول را به فراست درمييابند، تمام مردان بزرگ الهي از موهبت اشراق برخوردارند و بدون دليل و تحليل، آنچه را كه دانستنش اهميت دارد ميدانند، يك مدير واقعي احتياجي به محكهاي هوش و اوراق اطلاعاتي براي انتخاب مرئوسين خود ندارد، يك قاضي خوب بدون توجه به جزئيات مواد و تبصرههاي قانون، و حتي گاهي به گفته «كاردوزو» با در دست داشتن ادعا نامه غلط ميتواند حكم صحيح بدهد، يك دانشمند بزرگ، خود به خود به سوي راهي كه منجر به كشف تازهاي خواهد شد كشانده ميشود، اين همان كيفيتي است كه پيشتر، الهام ناميده ميشد».
«دانشمندان را ميتوان به دو دسته تقسيم كرد: يكي منطقي و ديگري اشراقي، ترقي علوم مرهون اين هر دو دسته است، در علوم رياضي كه اساس و پايه كاملاً منطقي دارد. نيز اشراق سهم بسزايي دارد، ميان رياضي دانان، هم اشراقي ميتوان يافت و هم منطقي «هرميت» و «ايرشتراس» اشراقي، «برتران» و «ريمان» منطقي، بودند.
روشنبينان بدون استفاده از اعضاي حس خود، افكار ديگران را درك ميكنند و حوادث دور از لحاظ زمان و مكان را كم و بيش ميبينند و از بعضي اشيا و قضايا اطلاعات مطمئنتري ـ از آنچه با اعضاي حس درك ميشود ـ ميدهند، براي فرد روشنبين، خواندن افكار شخصي ديگران، به اندازه توصيف چهره وي آسان است، ولي كلمات «ديدن» و «حس كردن» براي بيان آنچه در شعور وي ميگذرد كافي نيست، چون چيزي را نميبيند در جايي جستجو نميكند، بلكه فقط ميداند».
«در بسياري از موارد هنگام مرگ يا هنگام مواجه شدن با يك خطر بزرگ، بين فرد يا فرد ديگر ارتباطي برقرار ميشود و كسي كه در بستر مرگ افتاده و يا قرباني حادثهاي شده است براي يك لحظه، به شكل عادي خود، به نظر يكي از دوستان نزديكش ميرسد، اغلب اين شبح خيالي، خاموش و ساكت ميماند و گاهي نيز سخن ميگويد و مرگ خود را خبر ميدهد، و نيز گاهي روشنبين از فاصله بعيد ميتواند منظره يا شخص يا صحنه را ببيند و آن را با دقت ترسيم و توصيف كند و چه بسيار كساني كه در حال عادي روشنبين نيستند ولي در طول عمر خود يكي دوبار اين قبيل ارتباطات را تجربه كردهاند».
«به اين ترتيب گاهي شناسايي دنياي خارج، از راههاي ديگري به جز اعضاي حسي، براي ما ميسر ميشود. شكي نيست كه فكر ميتواند حتي از فواصل دور، دو فرد انساني را مستقيماً با هم مربوط كند. اين قضايا كه مطالعه آنها به عهده علم جديد «متاپسيشيك» است بايد همان طوري كه هست پذيرفته شود، زيرا حقايقي در بردارد و جنبهاي از وجود انساني را كه هنوز خوب شناخته نشده است معرفي ميكند و شايد بتواند علت روشنبيني فوقالعاده برخيها را براي ما روشن سازد». (انسان موجود ناشناخته/135 ـ 137)
بنابراين، ادراك حسي و تعقلي دو وسيله است براي روح انساني كه تسلط او را بر قسمتي از جهان خارج تأمين ميكند ولي در عين حال براي روح انسان وسيله توصيف نشدني ديگري وجود دارد كه ارتباط او را با جهان خارج برقرار مينمايد و نتيجه آن امور زير است كه مورد تصديق همه دانشمندان ميباشد:
1ـ اكتشافات علمي محصول و اثر تنها فكر آدمي نيست و نوابغ علاوه بر نيروي مطالعه و درك قضايا از نيروي الهام نيز برخوردارند.
2ـ روشنبينان بدون استفاده از اعضاي حسي خود افكار ديگران را درك ميكنند تا آنچه كه براي فرد روشنبين خواندن افكار شخص ديگر، به اندازه وصف چهره وي آسان است.
3ـ هنگام مرگ يا پيش آمدن خطر، ما بين فرد و فرد ديگر، ارتباطي برقرار ميشود و كسي كه در بستر مرگ افتاده، براي يك لحظه به شكل عادي خود به نظر يكي از دوستانش ميرسد.
4ـ روشنبين ميتواند از فاصله بعيد، منظره يا شخص يا صحنهاي را ببيند و آن را با دقت ترسيم و توصيف كند.

منشور جاويد ج 7
آية الله جعفر سبحاني

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.