مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:24695 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:1

«معرفت» كه از جمله شناختهاي عالي است به چه معناست؟
اين كلمه در علوم و فلسفه‎ها مفهومي بسيار وسيع و گسترده دارد كه شامل انواعي از شناختهاي علمي و ادبي و هنري و جهان‎بيني مي‎باشد. هريك از انواع آن شناختها اصطلاحات مناسبي براي خود دارد كه مي‎تواند بازگو كنندة هويت آن شناخت بوده باشد و به كار بردن كلمة معرفت در آن موارد، براي استفاده از يك مفهوم آشنا با اذهان مردم است.
ما غير از آن انواع شناختها، نوعي شناخت بالخصوص داريم كه مخلوطي است از دانش و شناخت همه جانبة واقعيت، با يك روشنائي دروني از ارتباط با آن واقعيت. اين شناخت را مي‎توان معرفت ناميد: بنابراين وقتي كه مي‎گوئيم: فلان متفكر داراي معرفت دربارة انسان است، منظور اينست كه شناختي كه آن متفكر دربارة انسان دارد، يك شناخت محض و يك جانبه نيست، بلكه متفكر مفروض انسان را از ابعاد مختلف با روشنائي دروني كه حاصل از ارتباط با هويت و ابعاد و مختصات انساني است، مي‎شناسد روشنائي دروني كه از ارتباط با واقعيت به وجود مي‎آيد، در نتيجة تلاش اختياري براي كسب چنان شناختي مي‎باشد. لذا شناختهائي كه با جبر حسي و ذهني و سودجوئي و خودخواهي به وجود مي‎آيد، به مرحلة معرفت نمي‎رسد. البته چنانكه گفتيم بحث ما در تعريف لفظ معرفت نيست، بلكه مقصود ما بيان نوعي از شناخت عالي است. اين شناخت عالي با تلاشهاي پيگير و آزادانه به وجود مي‎آيد، هر اصطلاحي كه براي اين معني مناسب باشد. مي‎توان بكار برد.

ترجمه و تفسير نهج‎البلاغه ج 7
آية الله محمدتقي جعفري

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.