-در هنگام فاتحه خواندن حتماً بايد دعاي اللّهم اغفر للمؤمنين و المؤمنات و المسلمين و المسلمات را بگويند و بعد سوره حمد و توحيد را بخوانندّ آيا در غير اين صورت فاتحه خواندن درست نيست؟

(12752)
-نام پدر و مادر حضرت مريم چيست؟

(11167)
-پيامبري كه پدر داشت امّا مادر نداشت , چه كسي بود؟

(8467)
-خوش صداترين پيامبر چه نام داشته است؟

(4620)
-چرا خداوند به ابراهيم((عليه السلام)) لقب خليل الله را عطا كرد؟
(2443)
-چرا نام پيامبر قوم لوط، لوط بوده ، مگر نه اين كه نام انبياي الهي با مسمي بوده و كامل و زيبا؟توضيح دهيد معنا و مفهوم لوط چيست؟

(1498)
-بعضي مي گويند: حضرت ابراهيم در روز سيزده بدر كه مردم به بيرون شهر رفته بودند, بت هارا شكست و مي گويند: درست نيست در اين روز به بيرون شهر برويم ; آيا اين گفته درست است ؟

(1343)
-چرا حضرت داوود با اين كه از پيامبران اولوالعزم نبود، داراي كتاب زبور بوده است؟

(1147)
-علت حرام و گناه بودن غيبت چيست؟ چرا دين اسلام بر اين موضوع حساس ميباشد و به شدت از آن نهي ميكند؟

(950)
-آيا كتاب زبور داود به زبان فارسي موجود است ؟

(833)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:25853 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:10

الف ـ به چه دليلي قرآن كريم رهبانيت را نفي كرده است؟ ب ـ آيا رهبانيت در اديان پيشين وجود داشته است؟ ج) آيا عبارت لا ضرر و لا ضرار في الدين يا لا اكراه في الدين رهبانيت را شامل ميشود؟ د) مصداق و موارد اكراه چيست؟

الف ـ رهبانيت در لغت به معناي ترك دنيا و اعراض از لذايذ آن است; اما در اصطلاح، همان گوشهنشيني و انزواطلبي همراه با سختيها و مجاهدات بسيار مانند; ازدواج نكردن، انزواي اجتماعي و...است.

اسلام، برگزيدهترين دين و بهترين نمونه آيينهاي دستيابي به كمال، رهبانيت تحريف شده را منع كرده است; چرا كه انحراف از قوانين آفرينش واكنشهاي منفي به دنبال دارد. رهبانيت و كنارهگيري از زندگي اجتماعي نيز مخالف نهاد و فطرت انسان بوده و مفاسد زيادي به همراه دارد از جمله:

1. رهبانيت با روح مدنيت انسان ناهمگون بوده، جوامع انساني را به انحطاط و عقبگرد كشانده و باعث خرابي دنيا و انقطاع نسل ميشود.

2. رهبانيت نه تنها سبب كمال نفس و تهذيب روح و اخلاق نيست بلكه منجر به انحرافات اخلاقي، مانند: عجب، بدبيني، تنبلي ميشود.

3. ترك ازدواج كه از اصول رهبانيت است علاوه بر انقراض نسل بشر موجب پيدايش عقدهها، بيماريهاي رواني و مفاسد اخلاقي مانند همجنس بازي و... ميشود; هم چنان كه در اخبار ميخوانيم يا ميشنويم كه رهبران كليساها با اين انحرافات درگيرند.

4. رهبانيت افراطي باعث از كار افتادن برخي از نيروهاي بدن شده و گاهي منجر به اختلالات فكري و عقلي ميشود.(ر.ك: تفسير نمونه، آيت اللّه مكارم شيرازي و ديگران، ج 23، ص 389، دارالكتب الاسلامية / تفسير كبير، فخر رازي، ج 4، ص 416، داراحيأ التراث العربي / دايرة المعارف تشيع، مدخل رهبانيت.)

ب) تاريخ موجود مسيحيت نشان ميدهد كه تارك دنيا شدن و رهبانيت به صورت فعلي در دين مسيحيت نبوده گرچه در ميان پيروان حضرت مسيحغ و برخي ديگر از اوليأ الهي، مانند حضرت مريمو... نوعي گوشهنشيني و ترك لذايذ دنيا بوده است ولي چنين روشي در آيين حقيقي و واقعي مسيحيت به صورت فعلي نبوده; بلكه اين روش كنوني ساخته و پرداختة پيروان حضرت عيسيغ ميباشد. چنان كه خداوند دربارة پيروان حضرت مسيح ميفرمايد: ...عيسي بن مريم را مبعوث كرديم، و به او انجيل عطا نموديم، در دل كساني كه از او پيروي كردند رأفت و رحمت قرار داديم، و رهبانيتي را كه ابداع كرده بودند، ما بر آنها مقرر نداشته بوديم; گرچه هدفشان جلب خشنودي خدا بود; ولي حق آن را رعايت نكردند; از اين رو ما به كساني از آنها كه ايمان آوردند پاداششان را داديم و بسياري از آنها فاسقند. (حديد، 27)

در روايات اسلامي نيز همين معنا به صورت دقيقتري از پيامبر اكرمنقل شده كه روزي آن حضرت به ابن مسعود فرمود: ميداني رهبانيت از كجا پيدا شد؟ عرض كرد: خدا و پيامبرش آگاهترند، فرمود: بعد از عيسيغ جمعي از جباران ظهور كردند و مؤمنان سه مرتبه با آنها پيكار نموده و شكست خوردند، لذا به بيابانها متواري شدند، و به انتظار ظهور پيامبر موعود عيسيَ (حضرت محمّد9) در غارهاي كوهها به عبادت مشغول گشتند، بعضي از آنها بر دين خود باقي ماندند و برخي راه كفر پيش گرفتند. سپس فرمود: آيا ميداني رهبانيت امت من چيست؟ ابن مسعود عرض كرد: خدا و رسولش آگاهترند، فرمود: الهجرة، و الجهاد، و الصلاة، والصوم، والحج، و العمرة; رهبانيت امت من هجرت، جهاد، نماز،روزه، حج و عمره است.(ر.ك: بحار الانوار، علامه مجلسي، ج 14، ص 277، نشر مؤسسة الوفأ، بيروت.)

مورخ مشهور مسيحي ويل دورانت ميگويد: پيوستن راهبهها (زنان تارك دنيا) به راهبان از قرن چهارم ميلادي شروع شد و روز به روز كار رهبانيت بالا گرفت تا در قرن دهم ميلادي به اوج خود رسيد.( ر.ك: تاريخ تمدن، ويل دورانت، ج 3، ص 767 ـ 770، ترجمه حميد عنايت و... شركت انتشارات علمي و فرهنگي / ر.ك: دعائم الاسلام، نعمان بن محمد تميمي مغربي، ج 2، ص 193، نشر دارالمعارف، مصر / ر.ك: تفسير نمونه، آية الله مكارم شيرازي وديگران، ج 23، ص 384 ـ 391، دارالكتب الاسلامية. ) دين مقدس اسلام با دلبستگي به دنيا مخالف و همواره هر نوع وابستگي و دل بستگي به دنيا را مذمت ميكند و تأكيد دارد كه از دنيا به عنوان يك وسيله و ابزار براي آباد كردن آخرت بهره بگيرند، از طرفي با هر گونه رهبانيت و ترك دنيا و گوشهنشيني نيز مخالف است; پيامبراكرمميفرمايد: لارهبانية في الاسلام; در اسلام رهبانيت وجود ندارد.(ر.ك: دعائم الاسلام، نعمان بن محمد تميمي مغربي، ج 2، ص 193، نشر دارالمعارف، مصر.)

ج) برخي ميگويند: محدودة قاعده فقهي لا ضرر و لا ضرار كه متخذ از حديثي از رسول خداست و آثار مهمي بر آن مترتب ميشود، ضرر زدن به غير است و اغلب موارد اقتصادي را شامل ميشود. اين قاعده، طبق اين قاعده ضرر زدن به خود را شامل نيست. حرمت اضرار به خود از دلايل و روايات ديگر استفاده ميشود.

براي نمونه، غسل نكردن و وضو نگرفتن هنگام ضرر و تبديل آن به تيمم از اين قاعده استفاده نميشود; بلكه روايات ويژهاي به آن دلالت دارند. امّا برخي ديگر معتقداند اين قاعده ضرر به خود را نيز شامل ميشود.(ر.ك: القواعد الفقهيه، محمد حسن البجنوردي، ج اول، ص 208، دفتر نشر الهادي.)

نفي رهبانيت با اين قاعده، وابسته به تعريف ما از رهبانيت و عقيده ما درباره محدوده قاعده لا ضرر است.

طبق تحريفي كه از رهبانيت شده ـ چنان كه گذشت ـ رهبانيت به مشقت انداختن خود است نه اضرار به خود; بنابراين، قاعده لا ضرر، بنابر هيچ ديدگاهي، رهبانيت را شامل نيست.

آري! در صورتي كه رهبانيت را به معناي افراطي آن تفسير كنيم ـ چنان كه برخي آن را به معناي قطع عضو خاصي از بدن يا... دانستهاند ـ(دايرة المعارف تشيّع، مدخل رهبانيت.)طبق عقيدهاي كه محدوده قاعده لا ضرر را افزون بر غير خود، نيز ميدانند، با اين قاعده در صورت نبود روايت يا آيه خاصي ميتوان رهبانيت را نفي كرد; اما با وجود روايات و آيه كه در بخش ب به آنها اشاره شد نياز به قاعده نفي ضرر نيست.

با عبارت لا اكراه في الدين رهبانيت را نميتوان نفي كرد. لا اكراه في الدين، از نظر تكوين ميفهماند كه اجباري بر دين و اعتقاد نيست; چرا كه اعتقادات، از امور قلبي هستند و آنها اجبار بردار نيستند. اين عبارت، از نظر تشريع و قانونگذاري ميفهماند كه ديگران را ـ البته پيش از پذيرش دين ـ وادار به اعتقاد و ايمان نكنيد.(ر.ك: تفسير الميزان، علامه طباطبايي، ذيل آيه 256.)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.