-در هنگام فاتحه خواندن حتماً بايد دعاي اللّهم اغفر للمؤمنين و المؤمنات و المسلمين و المسلمات را بگويند و بعد سوره حمد و توحيد را بخوانندّ آيا در غير اين صورت فاتحه خواندن درست نيست؟

(12757)
-نام پدر و مادر حضرت مريم چيست؟

(11190)
-پيامبري كه پدر داشت امّا مادر نداشت , چه كسي بود؟

(8484)
-خوش صداترين پيامبر چه نام داشته است؟

(4623)
-چرا خداوند به ابراهيم((عليه السلام)) لقب خليل الله را عطا كرد؟
(2445)
-چرا نام پيامبر قوم لوط، لوط بوده ، مگر نه اين كه نام انبياي الهي با مسمي بوده و كامل و زيبا؟توضيح دهيد معنا و مفهوم لوط چيست؟

(1502)
-بعضي مي گويند: حضرت ابراهيم در روز سيزده بدر كه مردم به بيرون شهر رفته بودند, بت هارا شكست و مي گويند: درست نيست در اين روز به بيرون شهر برويم ; آيا اين گفته درست است ؟

(1344)
-چرا حضرت داوود با اين كه از پيامبران اولوالعزم نبود، داراي كتاب زبور بوده است؟

(1147)
-علت حرام و گناه بودن غيبت چيست؟ چرا دين اسلام بر اين موضوع حساس ميباشد و به شدت از آن نهي ميكند؟

(952)
-آيا كتاب زبور داود به زبان فارسي موجود است ؟

(833)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:26170 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:2

چرا طرح معتدلي مي توان درباره ي جامعيت انديشه ي اسلامي ارايه نمود؟
جواب اجمالي:
اسلام دين خاتم و كامل ترين دين مُرسَل است. از اين رو، ما در هر حوزه از حيات انسان، خواه فردي و خواه اجتماعي، توقع داريم شاهد موضع گيري اين دين و ارايه ي رهنمود باشيم. نظريه انديشه مدون در اسلام يك تئوري معتدل درباره ي جامعيت دين اسلام است.

جواب تفصيلي:
«نظريه انديشه مدون در اسلام» يك تئوري معتدل براي ارايه ي نظام هاي اسلامي در زمينه هاي گوناگون است كه تا حال چند روايت از آن منتشر شده است:

أ. روايت اول: مقدمه مقاله ي «ساختار كلي نظام اقتصادي در قرآن» (مجموعه مقالات پنجمين كنفرانس تحقيقاتي علوم و مفاهيم قرآن كريم، قم، دارالقرآن الكريم، تابستان 1375، صص 330 ـ 426).

ب. روايت دوم: مقاله ي: «نظريه انديشه مدون در اسلام» (مجموعه آثار كنگره بررسي مباني فقهي حضرت امام حضرت امام خميني (س)، نقش زمان و مكان در اجتهاد، مجلد سوم: اجتهاد و زمان و مكان، زمستان 1374، صص 401 ـ 426).

ج. روايت سوم: بخش اول كتاب «ولايت فقيه» (دفتر انديشه جوان، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، 1377، تهران).

د. روايت چهارم: بخش آخر كتاب «مباني كلامي اجتهاد» (مؤسسه فرهنگي خانه خرد، 1377، قم) و بخش اول كتاب «مكتب و نظام اقتصادي اسلام) (مؤسسه فرهنگي خانه خرد، 1378، قم).

در اين مجال به شرح مختصري از اين نظريه مي پردازيم:

اسلام دين خاتم و كامل ترين دين مرسل است. از اين رو، ما در هر حوزه از حيات انسان، خواه فردي و خواه اجتماعي، توقع داريم شاهد موضع گيري اين دين و ارايه ي رهنمود باشيم. اين رهنمودها كه در واقع عناصر تشكيل دهنده دين مي باشند، به دو دسته قابل تقسيم هستند:

1 . عناصر ديني اي كه نُمُود جهان بيني اسلام در يك حوزه ي خاص، مانند سياست يا اقتصاد است و نسبت بين آنها و جهان بيني اسلامي، همان نسبت جزئي به كلي، يا صغرا به كبرا مي باشد. اين گونه عناصر از قبيل قضاياي «هست» مي باشند و رنگ كلامي ـ فلسفي دارند، مانند سلطه ي تكويني خداوند در حوزه ي مباحث سياسي، يا رازقيّت او در زمينه ي اقتصاد. ما از اين عناصر به عنوان «فلسفه» ياد مي كنيم. پس «فلسفه ي سياسي اسلام» مجموعه عناصري از اسلام در حوزه سياست است كه نُمُود جهان بيني و از جزئيات آن محسوب مي شود.

2 . عناصر ديني اي كه نتايج جهان بيني اسلامي و به خصوص فلسفه ي آن ـ يعني عناصر دسته اول ـ هستند. اين عناصر از قبيل قضاياي «بايد» مي باشند و جنبه اعتباري دارند و به نوبه ي خود به دو گروه تقسيم مي شوند:

أ. برخي از اين عناصر جنبه ي زير بنا براي بقيه دارند و به نحوي آنها را تبيين و تعيين مي كنند. اين عناصر يا به صورت اصول و امور مسلم در يك زمينه مي باشند كه از آن به «مباني» ياد مي كنيم. ويا اغراض و مقاصد دين را در يك حوزه مشخص مي نمايد كه به آن «اهداف»

مي گوييم. مجموعه ي اين مباني و اهداف، «مكتب» را تشكيل مي دهند. پس «مكتب سياسي اسلام» همان مجموعه ي مباني و اهداف سياسي ( )

اسلام مي باشد.

ب. بر اساس مباني موجود در يك زمينه، براي رسيدن به اهداف همان زمينه، مجموعه عناصري در دين ارايه شده است كه از آن به عنوان «نظام» ياد مي شود، كه در واقع دستگاه نهادهاي جهان شمول مي باشد. بنابراين، ما در هر ساحت از حيات بشر با سه گروه از عناصر جهان شمول: فلسفه، مكتب و نظام، مواجه هستيم،كه بين آنها ارتباط مستحكم و منطقي وجود دارد.

فلسفه

وقتي سخن از «فلسفه» در اين بحث به ميان مي آيد، مراد متافيزيك و ماوراء الطبيعة نيست كه در فلسفه ي رايج اسلامي به آن توجه مي شود. بلكه مقصود مفهومي نزديك به فلسفه هاي مضاف، مانند فلسفه ي رياضي، فلسفه ي هنر، و اموري از اين قبيل مي باشد. پس اگر در زمينه ي سياست به دنبال «فلسفه ي سياسي اسلام» هستيم، در واقع اموري را جستوجو مي كنيم كه نُمُود اعتقادات اسلامي در حوزه ي سياست محسوب مي شود و به عنوان مبنايي براي «مكتب سياسي اسلام» تلقي مي گردد. مطالبي مانند سلطه ي تكويني خداوند بر آدميان، انسان شناسي اسلامي،نسبت بين انتخاب مردم و مشيّت الهي، ربوبيّت الهي وسلطه ي سياسي، در اين محدوده مي گنجد.

مكتب

«مكتب» در يك زمينه مجموعه ي مباني و اهداف در آن حوزه است. و «مباني» همان امور مسلمي است كه در يك حوزه از سوي دين ارائه و به عنوان بستر و زير بناي نظام در آن زمينه تلقي شده است. «اهداف» غاياتي است كه دين در هر زمينه براي انسان ترسيم كرده است. بنابراين، «مكتب سياسي اسلام» شامل «مباني سياسي اسلام» و «اهداف سياسي اسلام» مي باشد. اموري مانند نفي سلطه ي انسان ها بر يكديگر، مگر در جايي كه خداوند چنين سلطه اي را پذيرفته باشد و اختصاص ولايت به معصومان(عليهم السلام) در زمان حضور آنها، در زمره ي «مباني سياسي اسلام» محسوب مي شود، و مباحثي مانند تحقق عدالت اجتماعي، صيانت از حقوق اساسي انسان ها، و فراهم آوردن بستري مناسب براي رشد و تعالي آدميان در عداد«اهداف سياسي اسلام» مي باشند.


نظام

اسلام در هر زمينه بر اساس مكتب خود مجموعه اي از نهادهاي جهان شمول را عرضه مي كند كه با يكديگر روابطي خاص دارند و دستگاهي هماهنگ راتشكيل مي دهند كه بر اساس «مباني» تحقق بخش «اهداف» خواهد بود. اين دستگاه نهادهاي جهان شمول در هر باب را «نظام» مي ناميم. بنابراين، «نظام سياسي اسلام» همان دستگاه نهادهاي جهان شمول سياسي اسلام مي باشد.

نهاد

نهاد در يك نظام يك الگوي تثبيت شده از روابط افراد، سازمان ها و عناصر دخيل در يك زمينه است، كه از چهار ويژگي اساسي برخودار مي باشد:

أ ـ جهان شمولي: نهادهاي نظام وابسته به موقعيت و شرايط خاصي نيستند.

( )

ب ـ قابليت تحقق عيني: نهادهاي نظام مي بايست بر اساس مباني مكتب،اهداف آن را در خارج محقق سازند. از اين رو، بدون شك بايد قابل تحقق عيني و وقوع خارجي باشد.

ج ـ بر پايه ي مباني، در راستاي اهداف: از آنجا كه «نظام» تحقق بخش اهداف مكتب بر اساس مباني آن مي باشد، نهادهاي آن از يك سو بر مباني مكتب استوار واز سوي ديگر، در راستاي اهداف مكتب مي باشند.

د ـ سامان دهي به حقوق جهان شمول: احكام جهان شمول ديني در هرزمينه از يك سو نهادهاي جهان شمول را در آن ساحت شكل مي دهند و از سوي ديگر، روابط آنها با يكديگر و با ساير نهادها را تعيين مي كنند. پس نهادهاي نظام سامان مند به حقوق جهان شمول هستند.

با اين وصف، مي توان نهاد در يك نظام را«برآيند عيني مباني و اهداف مكتب بدون وابستگي به موقعيت و سامان مند به حقوق جهان شمول» تعريف كرد. اين نهادها در قالب «يك رفتار تثبيت شده»، يا «يك سازمان انتزاعي» مي توانند تجلي كنند.

برخي از نهادهاي سياسي اسلام عبارتنداز: نهادقانون گذاري، نهاد اقتصادي، نهاد اجرايي، نهاد قضايي.

حقوق

در هنگام اجراي يك نظام با سازوكار خاص در جامعه اي مشخص، آنچه در مقام عمل راهنماي افراد قرار مي گيرد، قوانين يا احكام مي باشد. ما مجموعه ي اين قوانين و احكام را «حقوق» مي ناميم.

حقوق نيز در هر زمينه (سياسي، اقتصادي، تربيتي و...) به دو دسته تقسيم مي شوند:

1. حقوق ثابت: اين حقوق به قوانين و احكام جهان شمول گفته مي شود كه نهادهاي نظام را سامان داده و بر اساس مباني و اهداف مكتب وضع مي شوند.

2. حقوق متغير: به آن دسته از قوانين و احكام گفته مي شود كه براي موقعيت خاص، از نظر زمان و مكان، وضع شده اند و با آنچه كه سازوكار ناميديم، مرتبط مي باشند. در منابع ديني، گاهي حقوق ثابت و متغير جدا از يكديگر بيان شده اند، ولي در اكثر موارد حكم ثابت با توجّه به موقعيت خاص تبيين گشته است، به گونه اي كه بيان مزبور در بردارنده ي هر دو حكم به صورتي مخلوط و ممتزج مي باشد.

عناصر ديني و ساحت هاي حيات بشري

آنچه اسلام در يك ساحت از حيات آدمي با خود به ارمغان آورده، با آنچه در ساير زمينه ها مطرح كرده است، ترابطي وثيق دارد; زيرا فلسفه ي سياسي اسلام مانند فلسفه ي اقتصادي آن، از جهان بيني اسلامي سرچشمه مي گيرد و مكتب و نظام سياسي بر مبناي آن سامان مي يابند. بنابراين، بين فلسفه ي اقتصادي اسلام و فلسفه ي سياسي آن و همين طور بين مكتب سياسي اسلام و مكتب اقتصادي آن، يا نظام سياسي اسلام و نظام اقتصادي آن ارتباطي مستحكم وجود دارد، به گونه اي كه مجموعه ي اين امور از نوعي وحدت و سازگاري كامل برخودار مي باشد.

عناصر موقعيتي و جهان شمول

هر چند دين نفس الامري فاقد عناصر موقعيتي است، ولي دين مُرسَل به تناسب مخاطبان، چنين عناصري را در بر مي گيرد، و حتي دين

ـ33ـ

خاتم نيز فاقد اين گونه عناصر نيست.

( )

هر عنصر موقعيتي از تطبيق يك يا چند عنصر جهان شمول، يا بخشي از يك عنصر، پديد مي آيد. آنچه در اسلام به عنوان فلسفه يا مكتب وجود دارد، از تأثير عوامل موقعيتي مصون است. زيرا اين گونه عناصر ديني با توجه به جنبه ي ثابت عالم و آدم شكل گرفته اند. ولي نظام در هر موقعيتي به شكلي تجلي مي كند و در واقع دستگاه نهادهاي جهان شمول به تناسب موقعيت در قالب دستگاه نهادهاي موقعيتي، كه ما از آن به «ساز و كار» ياد مي كنيم، رخ مي نمايد. به عنوان مثال، دستگاه نهادهاي سياسي، يا اقتصادي كه ما در صدر اسلام مشاهده مي كنيم، در واقع سازوكار اقتصادي، يا سياسي اسلام در آن روزگار مي باشد، كه توسط شخص نبي اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) شكل گرفته و عينيّت يافته است. و در هر زمان بر اساس موقعيت بايد به طراحي اين سازوكار مبتني بر نظام اسلامي دست زد.

بنابراين، پس از استخراج نظام سياسي اسلام، مي بايست با توجه به مجموعه ي عوامل سياسي روزگار خود به شكل دادن «سازوكار سياسي اسلام» در اين زمان پرداخت، تا به روش مطلوب اداره ي امور سياسي دست يافت.




مهدي هادوي تهراني

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.