-نام پدر و مادر حضرت مريم چيست؟

(23858)
-در هنگام فاتحه خواندن حتماً بايد دعاي اللّهم اغفر للمؤمنين و المؤمنات و المسلمين و المسلمات را بگويند و بعد سوره حمد و توحيد را بخوانندّ آيا در غير اين صورت فاتحه خواندن درست نيست؟

(13189)
-پيامبري كه پدر داشت امّا مادر نداشت , چه كسي بود؟

(10890)
-خوش صداترين پيامبر چه نام داشته است؟

(5658)
-چرا خداوند به ابراهيم((عليه السلام)) لقب خليل الله را عطا كرد؟
(2600)
-بعضي مي گويند: حضرت ابراهيم در روز سيزده بدر كه مردم به بيرون شهر رفته بودند, بت هارا شكست و مي گويند: درست نيست در اين روز به بيرون شهر برويم ; آيا اين گفته درست است ؟

(1831)
-چرا نام پيامبر قوم لوط، لوط بوده ، مگر نه اين كه نام انبياي الهي با مسمي بوده و كامل و زيبا؟توضيح دهيد معنا و مفهوم لوط چيست؟

(1792)
-چرا حضرت داوود با اين كه از پيامبران اولوالعزم نبود، داراي كتاب زبور بوده است؟

(1436)
-علت حرام و گناه بودن غيبت چيست؟ چرا دين اسلام بر اين موضوع حساس ميباشد و به شدت از آن نهي ميكند؟

(1250)
-آيا كتاب زبور داود به زبان فارسي موجود است ؟

(1066)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:26226 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:2

مگر خداوند در قرآن كريم نفرمودهاند: «لا اكراه في الدين» پس چرا، مجازات شخص مرتد، قتل است؟ مگر اظهار پشيماني يك فرد از دين، ضرري دارد كه اسلام از آن جلوگيري كرده است؟

خواهر عزيز، آنچه موجب ايجاد چنين شبههاي در ذهن ميشود، خلط و عدم تفكيك دو مقوله آزادي بيان و آزادي عقيده است. بايد دقت كنيد كه بين عقيده و بيان و طبعاً آزادي عقيده و آزادي بيان تفاوتهاي زيادي وجود دارد:

«عقيده» امري «قلبي»، «دروني» و «شخصي» است. امري قلبي است زيرا تا قلب آدمي به آن ايمان نياورد هيچ قدرت و عامل خارجي نميتواند آن را در انسان ايجاد كند و هيچگاه با زور و اجبار، كسي به چيزي ايمان نميآورد و بدان معتقد نميشود.

همچنين عقيده، امري دروني است به آن دليل كه در نهانخانه دل مأوا ميگزيند و تا هنگامي كه اظهار نشده است هيچ كس جز خداوند متعال از آن خبر ندارد.

و نيز امري «شخصي» است، زيرا هرگونه تغيير و تحول در آن، در حوزه استحفاظي خود شخص اتفاق ميافتد. آية «لا اكراه في الدين» مربوط به عالم عقيده و اعتقاد است. در حقيقت خداوند متعال بدين وسيله مؤمنان را از يك كار لغو و بيهوده كه هيچ فايدهاي جز خراب كردن چهره دين ندارد، بازداشته است و به مؤمنان ميفرمايد: دين و عقيده اصولاً و تكويناً اكراهبردار نيست و با زور به وجود نميآيد. بنابراين، تمسك به زور براي تبليغ اسلام نه تنها لغو و بيهوده است، بلكه موجب تنفر و گريختن از دين ميشود.

اما مقولة بيان، و همچنين آزادي بيان ـ به خلاف عقيده و آزادي عقيده ـ امري شخصي نيست، بلكه مقولهاي اجتماعي است. به بيان ديگر، بيان و آزادي بيان، پديدهاي است كه تنها در جمع و اجتماع مفهوم و معنا پيدا ميكند. لذا چون مانند همه مقولات و پديدههاي اجتماعي، به سرنوشت ديگران مربوط ميشود، بايد احساسها، نيازها و مصالح ديگران نيز در نظر گرفته شود. به همين علت، هيچكدام از پديدهها و مقولات اجتماعي ـ از جمله بيان و اظهار عقيده ـ در هيچ جامعهاي يله و رها نيستند، بلكه قانونمند و محدود به حدودي هستند كه در آن، نفع اكثريت جامعه لحاظ شده است.

اكنون اين سؤال پيش ميآيد كه: آيا در جوامع غربي كه خود را مروّج آزادي بيان، ميدانند، واقعاً بيان هر عقيده و اعتقاد آزاد است؟ مسلّماً خير، نه در آنجا و نه در هيچ جاي ديگر، آزاديِ مطلقِ بيان، نه ممكن است و نه سودمند. آيا كارشناسان نظامي اين كشورها ميتوانند به بهانة آزاديِ بيان، اسرار مهم نظامي پيرامون سلاحهاي هستهاي يا پروژههاي فضايي را فاش كنند؟ همه جوامع (از خانه و خانواده گرفته تا جوامع بزرگ و كلان) به منظور حفظ منافع جمعي و گروهي، خطوط قرمزي دارند كه اجازه ورود و افشاي آن را به هيچ كس نميدهند. محدوديت بيان و تابعيت آن از مصالح فردي و گروهي، همان حقيقتي است كه در فرهنگ عاميانه نيز مورد تصديق همگان قرار گرفته است. نظير اين ضربالمثل حكيمانه كه ميگويد: «هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد.» اسلام نيز، همگام با اين حكم عقلايي، بيان هر عقيده و مطلبي را در جامعه مفيد ندانسته، از آزادي مطلق اطلاعات و بيان در جامعه اسلامي برحذر داشته است. يكي از مواردي كه آزادي بيان، در آنجا ممنوع است، اعلام نااميدي و پشيماني از دين است.

از اينجا روشن ميشود، كه مقولة ارتداد به بحث آزادي بيان مربوط ميشود، نه آزادي عقيده. از نظر اسلام، تغيير و انتخاب عقيده آزاد است و اصولاً محدوديت و حصر آن، تكويناً ممكن نيست. اما از آنجا كه بيان و اظهار اين تغيير عقيده، امري اجتماعي است و به سرنوشت ديگر انسانها مربوط ميشود، محدوديتهايي دارد. اين كه نوشتهايد، مگر اظهار پشيماني يك فرد از دين، براي ديگران ضرري دارد؟ در پاسخ بايد بگوييم: آري. بدنة اصلي همة جوامع را علوم تشكيل ميدهند. يعني كساني كه به دليل مشاغل روزمره، فرصت مطالعه، تحقيق دقيق و مفصل را ندارند و براي ايمان و اعتقاد بيآلايش خود به حداقل ادله و براهين بسنده ميكنند، براي اين دسته از مردم، گرويدن ديگران به دين بيش از هر دليل ديگري، موجب تحكيم اعتقاد و ايمان آنان است; چنان كه دينگريزي و اعلام پشيماني از دين، آثار مخربي بر بنيان اعتقادي و ايمان آنان دارد و موجب شك و ترديد آنها ميشود. دقيقاً به همين دليل، اهل كتاب با اطلاع از چنين ويژگي روانشناختي، به جنگ رواني و مبارزه منفي عليه گسترش روزافزون اسلام به منظور ايجاد شك و دودلي در دل مسلمانان دست زدند و قرار گذاشتند، صبحها ايمان آورده و شامگاهان از اسلام، اعلام برائت كنند. خداوند در قرآن مجيد در آية 72 سورة آل عمران به اين ماجرا اشاره ميكند. صدور حكم ارتداد و اعدام مرتدين از سوي خداوند متعال ريشة اين فتنه را تا ابد سوزاند و تمام طرحها و نقشههاي آنان را بر باد داد. بيشك اگر دين از حكم ارتداد خالي بود، امروز نيز كساني يافت ميشدند كه جهانگستري اسلام را برنتابند و براي ايجاد شك و شبهه در حقانيت دين، ارتدادهاي دستهجمعي و شيطنتآميز را پيشه كنند. بنابراين روشن ميشود كه يكي از علل تشريع حكم ارتداد، مصالح عمومي جامعه اسلامي و جلوگيري از جنگ رواني پيرامون ديگر اديان و مسلمانان است. اگرچه در اين ميان، فرصت ابراز عقيده از معدود افرادي كه شايد قصد و غرضي نداشته باشند و از روي خطا و اشتباه در محاسبه از اسلام روي برگردانده باشند، گرفته شود; اما اين حداقل هزينهاي است كه بايد براي مصالح عمومي انسانها پرداخت شود.













مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.