-نام پدر و مادر حضرت مريم چيست؟

(20448)
-در هنگام فاتحه خواندن حتماً بايد دعاي اللّهم اغفر للمؤمنين و المؤمنات و المسلمين و المسلمات را بگويند و بعد سوره حمد و توحيد را بخوانندّ آيا در غير اين صورت فاتحه خواندن درست نيست؟

(13085)
-پيامبري كه پدر داشت امّا مادر نداشت , چه كسي بود؟

(9767)
-خوش صداترين پيامبر چه نام داشته است؟

(5308)
-چرا خداوند به ابراهيم((عليه السلام)) لقب خليل الله را عطا كرد؟
(2542)
-چرا نام پيامبر قوم لوط، لوط بوده ، مگر نه اين كه نام انبياي الهي با مسمي بوده و كامل و زيبا؟توضيح دهيد معنا و مفهوم لوط چيست؟

(1664)
-بعضي مي گويند: حضرت ابراهيم در روز سيزده بدر كه مردم به بيرون شهر رفته بودند, بت هارا شكست و مي گويند: درست نيست در اين روز به بيرون شهر برويم ; آيا اين گفته درست است ؟

(1558)
-چرا حضرت داوود با اين كه از پيامبران اولوالعزم نبود، داراي كتاب زبور بوده است؟

(1340)
-علت حرام و گناه بودن غيبت چيست؟ چرا دين اسلام بر اين موضوع حساس ميباشد و به شدت از آن نهي ميكند؟

(1091)
-آيا كتاب زبور داود به زبان فارسي موجود است ؟

(947)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:29087 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:1

آيا ولايت فقيه يك مسئله اعتقادي است يا تقليدي؟
اين مسأله را مي توان در دو بُعد انديشه اي و عملي مورد بررسي قرار دارد: {T1- انديشه و تئوري:T} اولين پرسش درباره ولايت فقيه، اين است كه آيا ولايت فقيه جزء مسائل اعتقادي است و در حوزه علم كلام و عقايد اسلامي بايد مطرح شود؟ يا از مسائل فقهي و فرعي ديني است كه در حوزه فقه، بايد از آن سخن گفت؟ در اين زمينه دو ديدگاه وجود دارد: گروهي برآنند كه مسأله ولايت فقيه، جزء مسائل فقهي و فرعي است و بايد در فقه مطرح شود. گروه ديگري (اكثريت) بر اين باورند كه مسأله ولايت فقيه، از سنخ مسأله امامت و ولايت ائمه معصومين(ع) است و در زمره مسائل كلامي - اعتقادي به شمار مي رود. اگر مسأله ياد شده فقهي باشد، در اين صورت از وظيفه فقيه و اقدام براي تصدي ولايت و نيز وظيفه مردم در قبول ولايت و اطاعت و فرمانبرداري از ولي فقيه سخن مي رود. اما اگر آن را كلامي بدانيم، از نصب خداوند يا معصومين(ع) بحث خواهيم كرد. بدين بيان كه ائمه(ع) از سوي خداوند، در عصر غيبت، فقها را جانشين خود در امر ولايت و سرپرستي دين و دنياي مردم قرار داده اند. به بيان روشن تر امام وظيفه شرعي دارد كه رهبري جامعه اسلامي را بر عهده بگيرد بر مردم نيز واجب است كه به رهبري او گردن نهند و از وي پيروي كنند. اين از منظر فقهي مسأله است. در اين نگاه امامت و ولايت، تكليف مردمي مي شود و خداوند امر تعيين و انتخاب حاكم را به خودشان واگذار كرده است و آنان اختيار دارند هر كس را بخواهند انتخاب كنند و يا هر كس كه خود بدين وظيفه قيام واقدام كرد، از او تمكين و اطاعت كنند ولي گاهي گفته مي شود كه «ولايت فقيه» - با حفظ جنبه هاي فقهي آن - از جايگاه بلندي برخوردار است و از مسائل كلامي و اعتقادي محسوب مي شود. توضيح آن كه علم «كلام» در معناي خاص آن، علمي است كه به مباحث مربوط به اصول دين (توحيد، نبوت، معاد و امامت) ميپردازد. پس از اثبات نبوت در علم كلام، اين سؤال پيش مي آيد كه بعد از پيامبر اسلام، مسأله رهبري و جامعه اسلامي چه مي شود؟ به دنبال اين سؤال، بحث امامت مطرح مي گردد و شيعه بر طبق ادله اي كه دارد حق رهبري جامعه را پس از پيامبر اسلام(ص) با امامان معصوم(ع) مي داند. پس از اثبات امامت پيشواي معصوم، اين سؤال مطرح مي شود كه در زماني مثل عصر ما - كه عملاً دسترسي به امام معصوم وجود ندارد - تكليف مردم و رهبري جامعه اسلامي چيست؟ به دنبال اين سؤال، بحث ولايت فقيه مطرح مي شود؛ بدين معنا كه خداوند براساس ضرورت حفظ نظام اجتماعي بشر و وجوب هدايت جوامع بشري در عصر غيبت، همان منصب امامت ولايت معصومين(ع) را براي فقهاي واجد شرايط قرار داده و آنان را به جانشيني امامان معصوم نصب عام كرده است و مردم علاوه بر التزام عملي بر فرمان هاي او، بايد اعتقاد قلبي هم به ولايت آنان داشته باشند. از آن جا كه مشهور است «تقليد در اصول دين جايز نيست» برخي تصور كرده اند كه چون مسأله ولايت فقيه از مباحث اصول دين و علم كلام است، بنابراين - مانند بحث اثبات وجود خدا و يا نبوت پيامبر(ص) - هر كس خودش بايد درباره آن تحقيق كند و تقليدي نيست. اما واقعيت اين است كه چنين تصوري درست نيست و در اين رابطه بايد بگوييم : اولاً، اين گونه نيست كه هر مسأله اي كه از مسائل علم كلام و از فرع هاي مربوط به اصول دين باشد، تقليد در آن جايز نيست و هر شخص خودش بايد با دليل و برهان معتبر آن را اثبات كند؛ بلكه بعضي از مسائل كلامي وجوددارد كه مردم بايد در آن تقليد كنند و ببينند كه افراد صاحب نظر در آن زمينه چه مي گويند؛ مثل سؤال شب اول قبر، درجات بهشت، دركات جهنم و... بسياري از ما تاكنون در اين باره تحقيق نكرده ايم و تخصص لازم هم براي تحقيق در مورد آنها نداريم، بلكه با خواندن كتاب ها و يا شنيدن سخنان بزرگان دين، مطالبي آموخته ايم و به آنها اعتقاد داريم. مسأله «ولايت فقيه» گرچه از جهتي يك مسأله كلامي و از فروع بحث نبوت و امامت است، اما به لحاظ ماهيتي، از آن دسته مسائلي است كه هر شخص خودش توانايي و تخصص لازم براي تحقيق در آن مورد را ندارد؛ ازاين رو بايد به گفته اشخاص متخصص و مورد اعتماد، تكيه كند. ثانياً، مسأله ولايت فقيه - هر چند يك مسأله كلامي و از فروع مربوط به مباحث اصول دين است - اما از اين نظر كه رعايت حكم ولي فقيه بر مردم واجب است و يا اين كه وظيفه ولي فقيه حدود اختيارات او و... يك بحث فقهي به شمار مي رود و به همين دليل، فقها در نوشته ها و مباحث فقهي خود، از آن بحث كرده اند. شكي نيست كه در مسائل مربوط به فقه (يا همان فروع دين) تقليد نه تنها جايز است؛ بلكه نسبت به بسياري از افراد واجب مي باشد. براي آگاهي بيشتر ر.ك: 1- آيت الله جوادي آملي، ولايت فقيه، ص 351 تا 359 2- محمد مهدي نادري قمي، نگاهي گذرا به نظريه ولايت فقيه (برگرفته از مباحث استاد مصباح يزدي)، ص 82 و 83). {T2- بررسي بعد عملي مسأله:T} احكام و مسايل اسلامي را مي توان به دو دسته احكام شرعي فردي و احكام اجتماعي و سياسي تقسيم نمود. در احكام شرعي فردي هر شخصي براي تعيين وظيفه و تكليف خود به مجتهد اعلم كه در كشف و استنباط احكام از ديگران تواناتر است و او را به عنوان مرجع تقليد خود برگزيده، مراجعه مي كند. در چنين احكامي از آنجا كه به فرد تعلق دارد نه به جامعه، تعدد مراجع و فتاواي مختلف هيچ گونه مشكلي به بار نمي آورد، هر شخص موظف به تقليد از مرجع تقليد خود مي باشد. اما مسايل اجتماعي به دو دسته تقسيم مي شوند: اول - مسائل اجتماعي كه به سياست كل نظام اسلامي برمي گردد و در آن موضوع حكم حكومتي، قوانين و مقررات الزامي از طرف دولت اسلامي وجود دارد كه تك تك افراد را موظف به اطاعت و اجراي آن مي سازد. در اين قبيل موارد حال مي خواهد سياسي باشد مانند قطع رابطه با آمريكا يا اقتصادي باشد مانند پرداخت ماليات و يا اجتماعي باشد مثلاً قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي در اين قبيل مسائل تمامي افراد جامعه اعم از ولي فقيه، مراجع تقليد و مقلدان آنها هم موظف به اجراي فرامين و مقررات حكومت بوده، هر چند نظر مرجع تقليدشان مغاير با آن باشد، زيرا از آنجا كه چندگانگي ديدگاه ها، خصوصاً در مسائل كلان، سرنوشت ساز و مشكل آفرين خواهد بود و چه بسا باعث هرج و مرج و حتي اختلال نظام زندگي اجتماعي مي شود، ضرورت دارد در عرصه اجتماعي يك ديدگاه در كشور حاكم گردد كه اولاً از سوي فقيه آگاه به مسائل سياسي و اجتماعي ارائه شده باشد و ثانياً داراي رسميت باشد و ثالثاً صاحب آن ديدگاه از سوي تعداد قابل توجهي از مجتهدان خبره به عنوان اعلم در مسائل اجتماعي معرفي گرديده باشد كه همان ولي فقيه جامع الشرايط مي باشد، لذا مبناي تصميم گيري در مسائل كشور و حل معضلات و اجراي احكام اسلامي همين ديدگاه رسمي قرار مي گيرد. خلاصه در چنين مواردي اگر بين فتواي مراجع تقليد با نظر حكومت تعارض و اختلاف پيش بيايد، نظر حكومت و ولي فقيه هميشه مقدم است، چنان كه فقها در مورد قضاوت تصريح كرده اند و حتي در رساله هاي عمليه هم آمده است كه اگر يك قاضي شرع در موردي قضاوت كرد قضاوت او براي ديگران حجت است و نقض حكم او حتي از طرف قاضي ديگري كه اعلم از او باشد حرام است، (كتاب نقد، شماره 7، ص 73). حضرت امام در اين باره مي فرمايند: «قيام براي تشكيل حكومت و اساس دولت اسلامي از قبيل واجب كفايي است. بر فقهاي عدول پس اگر يكي از آنان موفق به تشكيل حكومت شود ديگران بايد از او تبعيت كند»، {V(امام خميني، كتاب البيع، ج 2، ص 465 و 466)V}. در اين مسأله هيچ گونه اختلافي بين فقهاء نيست و آيت الله فاضل نيز همين نظر را دارند، {V(استفتا از دفتر معظم له)V}. دوم - اما در مسائل اجتماعي كه در عين اجتماعي بودن كاري به امور حكومتي و قوانين و مقررات دولتي ندارد و از طرف حكومت دولت امر و نهي در آن زمينه وجود ندارد در اينجا اگر مرجع تقليد نظر خاصي داشته باشد بايد نظر مرجع تقليد اجرا گردد. مثلاً در برخي عمليات هاي بانكي مراجع تقليد نظرات خاصي دارند و از آن جا كه حكومت اسلامي مردم را موظف به انجام آنها نكرده و مردم مخيرند، لذا بايد نظر مرجع تقليد را اطاعت نمود. براي آگاهي بيشتر ر.ك: 1- آيت الله جوادي آملي، ولايت فقيه، ص 47 2- كاظم قاضي زاده، انديشه هاي فقهي سياسي امام خميني، ص 2 3- حسنعلي نوروزي، نظام سياسي اسلام، ص 93

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.