-نام پدر و مادر حضرت مريم چيست؟

(31079)
-در هنگام فاتحه خواندن حتماً بايد دعاي اللّهم اغفر للمؤمنين و المؤمنات و المسلمين و المسلمات را بگويند و بعد سوره حمد و توحيد را بخوانندّ آيا در غير اين صورت فاتحه خواندن درست نيست؟

(13358)
-پيامبري كه پدر داشت امّا مادر نداشت , چه كسي بود؟

(12330)
-خوش صداترين پيامبر چه نام داشته است؟

(6946)
-چرا خداوند به ابراهيم((عليه السلام)) لقب خليل الله را عطا كرد؟
(2705)
-بعضي مي گويند: حضرت ابراهيم در روز سيزده بدر كه مردم به بيرون شهر رفته بودند, بت هارا شكست و مي گويند: درست نيست در اين روز به بيرون شهر برويم ; آيا اين گفته درست است ؟

(2032)
-چرا نام پيامبر قوم لوط، لوط بوده ، مگر نه اين كه نام انبياي الهي با مسمي بوده و كامل و زيبا؟توضيح دهيد معنا و مفهوم لوط چيست؟

(1971)
-چرا حضرت داوود با اين كه از پيامبران اولوالعزم نبود، داراي كتاب زبور بوده است؟

(1716)
-علت حرام و گناه بودن غيبت چيست؟ چرا دين اسلام بر اين موضوع حساس ميباشد و به شدت از آن نهي ميكند؟

(1432)
-آيا كتاب زبور داود به زبان فارسي موجود است ؟

(1196)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:29089 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:4

اهميت توحيد از نظر عقلي چيست؟
توحيد اعتقاد به يكتايي خداوند عزوجل و نفي شريك براي او در آفرينش و تدبير و ديگر صفات خاصه پروردگار است. از نظر عقلي در نظام هستي هر آنچه اثر و كمال وجودي است و اصل وجود داراي درجات و مراتبي است. همچون نور كه قسمي از آن ضعيف است و قسمي ديگر شديد و قوي وجود نيز داراي شدت و ضعف است و اين مراتب وجودي بواسطه شدت و ضعف در يك سلسله طولي واقع مي گردند به طوري كه هر چه رو به بالا برويم (منظور ارتقاء وجودي است نه بالا رفتن جسماني و فيزيكي) وجود قوي تر و شديدتر و وسيعتر مي گردد و بالعكس هر چه رو به پائين برويم وجود ضعيف تر و سنگ تر مي شود. و هر مرتبه از مراتب بالا واجد كمال مراتب پائيين است. اما مراتب پائين كمالات مراتب مافوق را دارا نمي باشند. از اينرو همچون حقيقت و مراتب نور كه مثلاً نور با صد درجه قوّت. واجد كمال نوريت درجه 90 مي باشد بعلاوه كمالي افزون اما نور درجه 90 داراي همه كمال نوريت درجه صد نمي باشد چون مادون آن رتبه است. و همينطور تفاوت دو مرتبه نور و اشتراك آندو به نور است يعني اختلاف دو منبع نوراني به نور است (در نور با هم اختلاف دارند) و همچنين اشتراك آنها نيز به نور است. در باب حقيقت وجود نيز ماجرا از همين قرار است تفاوت مراتب وجود به خود وجود است يعني شدت و ضعف وجودي بين آنها تمايز ايجاد كرده. در عين اينكه اشتراك آنها نيز به وجود است. حال با تبيين اين مقدمه يك سر اين سلسله طولي وجود منتهي مي گردد به ضعيف ترين مراتب وجود كه در مرز عدم و نيستي است. و طرف ديگر اين سلسله وجود مطلق و شديد و بي نهايت و بي كرانه اي است كه آنرا واجب الوجود يا خداي متعال مي ناميم و چون در رأس سلسله است و اين سلسله طولي است كمالات همه موجودات پائين تر را داراست بعلاوه كمالاتي كه اختصاص به وجود واجب حضرتش دارد. و اين شدت وجود و بي حدّي را وجوب وجود و محدوديت موجودات غير حق تعالي را امكان مي ناميم. نتايج اين بحث (متناسب با مقدمات) اينست كه اولاً هيچ كمالي در موجودات امكاني نيست كه وجود حق تعالي آنرا فاقد باشد. ثانياً همه كمالات موجودات امكاني برگفته از وجوب واجب حق تعالي است. ثالثاً عدم نهايت و بي كرانگي وجود حضرت حق فرض شريك برايش باقي نمي گذارد و همين است معناي توحيد. {Tاما آثار توحيد به نحو اجمال T} انسان موحّد در مي يابد كه همه كمالات از آن خداست. و هر كمالي را در وجود خويش مي بيند آنرا معلول خداوند و لطف پروردگار مي شمارد جز به درگاه حق به هيچكس نظر استقلالي نمي نمايد. چرا كه همه در وجود و آثار وجوديشان معلول خدايند. همه موجودات امكاني را محتاج و نيازمند مي يابد و فقط حضرت حق را غني و بي نياز و همين امر تثبيت ماجراي بندگي است. در مي يابد كه بنده است و بايد مولاي حقيقي را بندگي كند و اين هدف خلقت است. {Tاقسام توحيد T} توحيد اقسام فراواني دارد كه مهمترين آن ها عبارتست از توحيد خالقي، توحيد ربوبي، توحيد عبادي. وقتي انسان معتقد شد نظام آفرينش را اللّه آفريده و اوست كه اين نظام را مي پروراند فقط در برابر فرمان الله اطاعت مي كند و بس اين قسم توحيد را در اصطلاح توحيد عبادي گويند. در توحيد عبادي معبود و آنچه ستايش مي كنيم يكي است. توحيد خالقي يعني خالق و آفريدگار يكي است و توحيد ربوبي به معناي يگانگي رب و پروردگار است. موحد كسي است كه در مقام توحيد ربوبي معتقد باشد كه تمام جهان امكان آفريده خداي واحد و در تحت تدبير و پرورش اوست. رب يكي است (رب يعني مالك و مدبر و پرورنده. خالق يعني آفريننده)، {V(تفسير سوره ابراهيم، آيةالله جوادي آملي، ص 15)V}. {Tآثار توحيد به نحو تفصيل T} خاصيت توحيد آن است كه انسان از خداوند بترسد و از احدي غير از او هراس نداشته باشد انبياء چنين بودند كه از خدا مي ترسيدند و از احدي هراسناك نبودند وارثان انبياء هم اينچنين هستند. اما آنها كه هم از خدا مي ترسند و هم از آبروي خود حساب مي برند هرگز راهي كوي نبوّت و رسالت نيستند. اگر آبروست چه بهتر كه در راه دين ريخته شود و اگر خون است چه بهتر كه به پاي نهال مذهب ريخته شود. اگر كسي متاع گرانقدري دارد چه بهتر كه نثار دين كند. آنكه مي گويد من از آبرويم مي ترسم يعني اين سرمايه را در راه دين صرف نمي كنم. او هم از خدا مي ترسد و هم از خلق خدا. او در ترس ثنوي (مشرك) است و موحد نيست چرا كه بت ها بر دو قسم است بت غليظ و بت لطيف. غليظترين و ستبرترين بت ها همين سنگ و چوب هاي تراشيده شده و لطيف ترين بتها هوي و هوس هاي دروني است بت بتكده دل به قدري ظريف و لطيف است كه خود بت تراش و بت فروش و بت پرست هم آنرا نمي شناسند. انسان چه در مورد بت برون و چه در مورد بت درون مشمول نفرين ابراهيم خليل است كه فرمود: {A{/Bأُفٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اَللَّهِ {w1-8w}{I21:67I}/}A}، {V(سوره انبياء، آيه 67)V}. سخن خليل حق سلام الله عليه تنها درباره بت هاي بروني و ساخته از چوب و سنگ نبود. فرمود اُف بر شما و چيزي كه غير خداست آنرا مي پرستيد و اين سخن همه انبياي ابراهيمي است و همچنان زنده است و اگر كسي در ترس و اميد اهل توحيد باشد يقيناً از جهت اعتقاد دروني و بينش دل هم موحد است ابتدا موحّدانه جهان و جهان آفرينش را مي شناسد و سپس موحدانه از چيزي مي ترسد يا به چيزي دل مي سپارد. (خَشْيَت) وصف موحدان است اما يك وقت انسان از خداي غايب مي ترسد و يك وقت از خداي شاهد حاضر. ترس هميشه يكسان نيست خصوصيت آن بينش دروني است كه مايه خصوصيت ترس است ما اگر خدا را غايب بپنداريم و بگوئيم خدايي را كه از او مي ترسيم بعدها او را خواهيم ديد و در محكمه اش حاضر مي شويم اين ترس از غايب است و ترس از غايب آنچنان موثر نيست لكن اگر خدا را حاضر و شاهد و ناظر بدانيم و بدانيم كه در محضر او هستيم و بدانيم فردا داور است و امروز شاهد و بدانيم كه در محكمه عدل خدا گذشته از شهادت دست و پا فرشته ها، خود خداوند نيز شاهد است بهتر او را عبادت مي كنيم در اين حال اگر از او بترسيم اين ترس از شاهد است. امام علي(ع) فرمود: {Hاتّقوا المعاصي في الخلوات فان الشاهد هو الحاكم H}، {Mاز گناهان پنهاني بترسير زيرا آنكس كه امروز مي بيند، فردا قاضي و داور خود اوست M}»، {V(نهج البلاغه، حكمت رقم 324 - عرفان و حماسه آيةالله جوادي آملي، گفتار سوم، ص 82 - 80)V}. {Tوصف ديگر موحد T} عمل توحيدي آن است كه كار را نه به خودت واگذار كن و نه به غير خودت كار را تنها از آن خدا بدان و بدان كه تنها او عالم را تدبير مي كند هيچ نعمتي بالاتر از نعمت توحيد نيست و هيچ گناهي هم بدتر از شرك نخواهد بود ({A{/Bإِنَّ اَلشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ {w14-17w}{I31:13I}/}A})، {V(سوره لقمان، آيه 13)V}. حال آيا رواست كه انسان در تمام حالات هستي در كنار سفره خداي واحد بنشيند و غير خدا را به عنوان رب مبدأ اثر بداند؟! اين شرك، رسوايي در جهان را به دنبال خواهد داشت، {V(عبادات، آيةالله جوادي آملي، بخش اول، ص 59) V} {Tمقام توحيد T} در اين مرحله كه مرحله {A{/Bلا تَجْعَلْ مَعَ اَللَّهِ إِلهاً آخَرَ{w1-6w}{I17:22I}*/}A}، {V(سوره اسراء، آيه 22)V}. است شخص مي گويد غير از ذات اقدس خداوند احدي مالك و تملك چيزي نيست {A{/Bقُلِ اَللَّهُمَّ مالِكَ اَلْمُلْكِ تُؤْتِي اَلْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ اَلْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ اَلْخَيْرُ إِنَّكَ عَلي كُلِّ شَيْ ءٍ قَدِيرٌ{w1-28w}{I3:26I}/}A}، {V(سوره آل عمران، آيه 26)V}. انسان مي يابد كه هر گونه قدرتي ملك خداست او نه تنها مالك سماوات و ارض است مَلِك هم هست و نه تنها مالك انسان است بلكه مالك ملك و سلطنت و نفوذ هم هست و به هر كس كه بخواهد اين نفوذ را عطا مي كند و از هر كس كه بخواهد آنرا مي گيرد. آنگاه اشياء و اشخاص در برابر خداوند جنبه مظهريّت مي يابند. {Tمراحل توحيد T} توحيد دو مرحله دارد در ابتدا توحيد يكي گفتن است يعني مؤمن ({Hلا اله الاّ اللّه H}) مي گويد و به آن ايمان دارد و غير الله موجودي را شايسته عبادت نمي داند. اما از اين مرحله بالاتر يكي كردن است و آن اينست كه بداند جز خدا هيچ موجودي مالك چيزي نيست، {V(مراحل اخلاق در قرآن، آيةالله جوادي آملي، ص 387 - 385)V}. خلاصه سخن آنكه اگر توحيد در انسان رسوخ يابد در تمام اعتقادات و اعمال او تأثير مي گذارد لذا انبياء ابتدا به اصلاح اين عقيده اهتمام مي ورزيدند و مراتب ايمان شخص به مراتب توحيد اوست پس توحيد اساس و پايه تمام اعتقادات و اعمال انسان مي باشد. براي اطلاعات بيشتر مراجعه شود به: 1. بيست گفتار استاد شهيد مرتضي مطهري گفتار هفدهم، جهان بيني توحيدي استاد شهيد مرتضي مطهري - مبدء و معاد، آيةالله جوادي آملي 2. ولايت در قرآن آيت الله جوادي آملي، ص 119، تأثير توحيد در رفتار انسان.

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.