-در هنگام فاتحه خواندن حتماً بايد دعاي اللّهم اغفر للمؤمنين و المؤمنات و المسلمين و المسلمات را بگويند و بعد سوره حمد و توحيد را بخوانندّ آيا در غير اين صورت فاتحه خواندن درست نيست؟

(12761)
-نام پدر و مادر حضرت مريم چيست؟

(11211)
-پيامبري كه پدر داشت امّا مادر نداشت , چه كسي بود؟

(8490)
-خوش صداترين پيامبر چه نام داشته است؟

(4624)
-چرا خداوند به ابراهيم((عليه السلام)) لقب خليل الله را عطا كرد؟
(2446)
-چرا نام پيامبر قوم لوط، لوط بوده ، مگر نه اين كه نام انبياي الهي با مسمي بوده و كامل و زيبا؟توضيح دهيد معنا و مفهوم لوط چيست؟

(1503)
-بعضي مي گويند: حضرت ابراهيم در روز سيزده بدر كه مردم به بيرون شهر رفته بودند, بت هارا شكست و مي گويند: درست نيست در اين روز به بيرون شهر برويم ; آيا اين گفته درست است ؟

(1347)
-چرا حضرت داوود با اين كه از پيامبران اولوالعزم نبود، داراي كتاب زبور بوده است؟

(1148)
-علت حرام و گناه بودن غيبت چيست؟ چرا دين اسلام بر اين موضوع حساس ميباشد و به شدت از آن نهي ميكند؟

(953)
-آيا كتاب زبور داود به زبان فارسي موجود است ؟

(834)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:29168 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:1

عوالم چهارگانه كدامند و آيا در مجردبودن خدا وملائكه مشتركند؟ وچه فرقي بين روح خدا روح انسان و ساير حيوانا تفاوت مجرد بودن خداوند و فرشتگان و نيز رابطه روح خداوند و و فرشتگان وانسان وحيوانات است؟
والم چهارگانه كدامند و آيا در مجردبودن خدا وملائكه مشتركند؟ و چه فرقي بين روح خدا روح انسان و ساير حيوانا تفاوت مجرد بودن خداوند و فرشتگان و نيز رابطه روح خداوند و و فرشتگان وانسان وحيوانات است؟Q}پاسخ بخش اول سؤال اين است كه در عالم هستي چهار عالم كلي تحقق دارد كه به تناسب شدت وجود، ترتيب يافته اند: اوّل: عالم اسماء و صفات كه عالم لاهوت ناميده مي شود. اين عالم خبر از كمال و كمالات بي حد حضرت ذات حق مي دهند چنانكه از تنزه حضرت ذات و قدس و طهارت از هر نقص و عيب و شائبه ي حد و عدم ها و نيستي ها و نداشتن ها و فقدانها حكايت مي كنند، به بيان ديگر اين عالم، عالم ظهور اسم و صفتي خاص و تعيين خاصي از حضرت ذات است و جلوه اي از جلوات آن. دوّم: عالم تجرد تام كه عالم عقل و روح و جبروت نام دارد، اين عالم ازماده و احكامي كه با ماده است، مجرد و مبرّاست. سوّم: عالم مثال كه به آن عالم خيال و مثل معلقة و برزخ و ملكوت گويند. اين عالم از ماده مبراست ولي از احكامي كه با ماده است پيراسته نيست. چهارم: عالم طبيعت و به آن عالم ناسوت نيز مي گويند. اين عالم نه از ماده مبرّاست و نه از احكام ماده، {V(در اين باب نگا: رسائل توحيدي، علامه طباطبايي، ترجمه و تحقيق علي شيرواني، صص 141 - 143 و معاد يا بازگشت به سوي خدا، استاد محمد شجاعي، ج اوّل، صص 212 - 225) V} امّا در جواب بخش دوم سؤال بايد گفت اين كه خداوند مجرد است و با ملائكه كه از موجودات عالم تجرد است در سنخ وجود مشترك مي باشد، چنين نيست، بلكه او فوق عالم تجرد، بلكه فوق عالم اسماء و صفات است. ذات حق كه از آن به «هويت غيبيه»، «غيب ذات»، «مقام ذات»، «مرتبه ذات» و گاهي هم به الفاظ ديگر مانند «عنقاء» و «غيب الغيوب» تعبير آورده مي شود، وجودِ صرف و صرفِ وجود است؛ هيچ گونه حدّي ندارد و غيرمحدود است؛ از جميع تعينات - چه مفهومي و چه مصداقي - مبرّا است. نه نامي دارد و نه نشاني؛ نه اسمي دارد، نه رسم و صفتي؛ نه با اسم يا صفتي مقيّد است و نه با عدم آن اسم يا صفت؛ نه با تعيين خاصي متعين است و نه با عدم همان تعيّن. حتي با «اطلاق» و «عدم تعين» هم مقيّد نيست. زيرا «اطلاق» و «عدم تعيين» نيز به جاي خود نوعي تعيين، و نوعي قيد است، و مقام ذات از آن هم منزّه و مبرّاست. تعيّنات الهي و وصفي، و به تعبيري اسما و صفات حق، همه از مقام ذات متأخراند، و همه در مقام تجلّي به ظهور مي رسند. در تجلي ذات غيبي است كه اين اسم و آن اسم، و اين صفت و آن صفت مطرح مي گردد. البته اين بدان معنا نيست كه در ذات، كمالات صفات و اسما وجود نداشته باشد؛ بلكه به اين معنا كه در مقام ذات، اسما و صفات به نحوي كه تعين داشته باشند و اسمي متمايز از اسم ديگري و صفتي متمايز از صفت ديگر و يا اسم و صفتي متمايز از ذات باشد، وجود ندارد؛ مثلاً كمال علم بي حد و حدود در ذات هست؛ ولي نه به نحوي كه تعين داشته باشد و «علم» باشد و نه مثلاً «قدرت» و هم چنين كمال قدرت نا محدود در مقام ذات هست ولي نه به نحوي كه تعين داشته باشد و «قدرت» باشد و نه علم. به فرموده علامه طباطبايي(ره) «و چون وجود واجبي، صرف و خالص است، نا محدود مي باشد و در نتيجه از هر نوع تعين اسمي و وصفي و هر نحوه تقييد مفهومي، منزّه خواهد بود؛ بلكه از همين حكم (كه ذات او و وجود او را هيچ گونه تعين و قيدي نيست) نيز مبرّا مي باشد»، {V(رسائل توحيدي، علامه طباطبايي، ترجمه و تحقيقي علي شيرواني، ص 20 - 21)V}. ازاين رو، نه فكر به مقام ذات خداوند راه دارد، نه عقل، نه وهم و نه كشف ارباب كشف و شهود. همه اينها از اين مقام قاصرند و در اين ميدان كاملاً عاجز و اگر قدم پيش گذارند، همه حيران گشته و يا به ضلالت افتاده، به خطا رفته و به حقيقت نرسند و بلكه از آن دورتر شوند. به كنه ذات او به هيچ وجه راهي نيست. {A{/Bيَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً{w1-12w}{I20:110I}/}A}، {V(طه، آيه 110)V}. {Sدر آلا فكر كردن شرط راه است # ولي در ذات حق محض گناه است S} {Sبود در ذات حق انديشه باطل # محال محض دان تحصيل حاصل S} {V(شبستري/گلشن راز)V} امام رضا(ع) در كلماتي اين حقيقت را چنين بازگو مي كنند: {H... فليس الله عرف من عرف بالتشبيه ذاته، و لا ايّاه و حدّ من اكتنهه، و لا حقيقته اصاب من مثلّه، و لابد صدّق من نّهاه، و لا صمد صمده من اشاره اليه...H}؛ {M... پس، خدا را نشناخته است آن كس كه ذات او را به چيزي تشبيه كرده است، و به توحيد او نايل نگشته است آن كس كه خواسته است به كنه ذات او برسد و به حقيقت او نرسيده است آن كس كه ذات او را تصوير ذهني نموده است، و به او تصديق نكرده است آن كس كه ذات او را حدّي قائل شده است، و به جانب او روي نياورده است آن كس كه به ذات او اشاره نموده است...M}»، {V(توحيد، صدوق، به نقل از مقالات، استاد محمد شجاعي، ج 3، ص 190)V}. امّا جواب بخش سوّم پرسش شما اين است كه اوّلاً: روح بر موجودي اطلاق مي شود كه داراي حيات و شعور و اراده است و موجودي است مخلوق و بر اين اساس بر موجود بي شعور و نيز بر خداوند و خالق روح اطلاق نمي گردد. اين مطلب را مي توانيم با آنچه از عرف خود مي فهميم نيز، تأييد كنيم. در استعمال مال خودمان نيز، روح را در موردي بكار مي بريم كه منشاء حيات و شعور باشد؛ بنابراين، اگر كسي بگويد معناي روح يعني مخلوقات شعورمندي كه از سنخ مادّيات نيستند گزاف نگفته است، {V(نگا: معارف قرآن (خداشناسي، كيهان شناسي، انسان شناسي - استاد محمدتقي مصباح يزدي، ج اوّل، صص 355 - 356)V}. ثانياً: در جاي خود ثابت و مبرهن شده است كه حيوانات داراي شعور و اراده اند و اين شعور و اراده نيز ريشه در اعمال غريزي آنان ندارد بلكه مطالعه در برخي از حالات و اعمال حيوانات حكايتگر اين حقيقت است كه آنان از اراده و شعوري برتر از آن چه كه در غريزه آن ها وجود دارد، برخوردارند و اين حقيقتي است كه قرآن نيز آن را تاييد مي كند، (معاد يا بازگشت به سوي خدا، {V(استاد محمدشجاعي، ج اوّل، صص 52 - 64) V} ثالثاً: بنابر دلايل متقن فلسفي و عقلي با توجه به شعور و اراده، اين روح امري مجرد بوده و مادي مي باشد. در واقع به دليل فعاليت هاي خاص روح نمي توان آن را موجودي مادي قلمداد كرد، {V(در اين باب نگا: همان، صص 178 - 192)V}. هر چند دلايل مطرح شده بر تجرد روح در فلسفه و آيات قرآني ناظر به تجرد روح انساني است ولي برخي از دلايل آن همچون وجود اراده، شعور و ديدن مي تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه روح در حيوانات نيز امري مجرد و غير مادي است. رابعاً، هر چند كه تمامي عوالم هستي مخلوق خداوند هستند و ازاين رو به آن ذات حق منتسبند ولي از انتساب روح انساني به روح خدا به طور ويژه سخن رفته است، {V(حجر/29، انبياء/91، سجده/9)V} و به همين جهت از ميان همه ي موجودات تنها انسان را شايسته خلافت الهي مي داند، {V(بقره/30 - 33)V} امّا در اين رابطه كه روح حيوانات نيز از روح خدا نشأت گرفته باشد، در آيات و روايات سخني به ميان نيامده است. براي آگاهي بيش تر نگا: بازگشت به هستي، استاد محمد شجاعي، صص 57 - 70 معاد يا بازگشت به سوي خدا، همان، ج اوّل، صص 20 - 40

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.