-مقصود از اسوه بودن پيامبر اكرمبراي مسلمانان چيست؟

(7169)
-اولين كسي كه بر تربت امام حسين (ع) نماز خواند چه كسي بود(1351)
-آيت الله سيد نصر الله مستنبط كيست؟(1327)
-آيا گل محمدي بر اثر ريخته شدن عرق حضرت محمد(ص) به وجودآمده است؟

(1310)
-آيا نبي مكرّم اسلام ختنه شده به دنيا آمدند؟
(833)
-پيامبر اسلام(ص) چند سال بعد از حضرت عيسي(ع) به پيامبري [مبعوث شد؟

(812)
-آيات قرآن، تناسب با وقايع گوناگون كه در اصطلاح شأن نزول ناميده ميشده، نازل ميگشت; آيا اگر پيامبر اكرمبيشتر عمر ميكرد، وقايع بيشتري اتفاق ميافتاد، آيات بيشتري نازل ميشد و حجم قرآن بيشتر از الان بود؟ در اين صورت، قرآن نسبت به آن حالت فرضي، نقص دارد.

(805)
-مولوي كيست و جه مذهبي داشت؟(669)
-چرا در أذان اشهد أن لا اله الاّ الله را أشهد الّلا إله الاّ الله تلفظ مي كنيم؟ چرا در اشهد أنّ محمداً رسول الله أنّ به كار برده شده است؟

(653)
-اولين سورهاي كه بر پيامبر(ص) در غار حرا نازل شده است، سوره علق ميباشد، پس چرا سوره مدثر را اولين سوره نازل شده بر پيامبر ميدانند؟

(578)
-آخرين مراسم عبادي حج پيامبر اسلام را به طور مشروح بيان كنيد؟(0)
-آيا آدم ( ع ) و حوا را خداوند باهم آفريد ازدواج آنها چگونه بود؟(0)
-دين حضرت آدم ( ع ) و حوا ( ع ) چه بود؟(0)
-اينكه گفته مي شود ايمه قبل از حضرت آدم خلق شده اند درست است ؟(0)
-چرا از فرزندان حضرت آدم ( ع ) تنها از هابيل و قابيل در قرآن كريم نام برده شده است ؟(0)
-آيا اگر آدم و حوا از آن شجره ممنوعه نمي خوردند، همواره در بهشت مي ماندند؟
(0)
-چرا در قرآن كريم، خداوند به حضرت آدم و حوا مي گويد به درخت ممنوعه نزديك نشوند؟ آيا تعبير نزديك نشدن حكمتي دارد؟
(0)
-در برخي از احاديث آمده است كه حوا، حضرت آدم((عليه السلام)) را وسوسه كرد تا آدم و حوا به درخت ممنوعه نزديك شدند; در حالي كه در آيات قران آمده كه شيطان آن دو را وسوسه كرد; آيا اين دو مطلب با يكديگر منافات دارد؟
(0)
-درختي كه شيطان آدم را به خوردن آن واداشت، چه درختي بود؟
(0)
-چرا آدم و حوا از خوردن ميوه درخت مخصوص نهي شدند به عبارت ديگر علّت ممانعت چه بود؟
(0)
-آخرين مراسم عبادي حج پيامبر اسلام را به طور مشروح بيان كنيد؟(0)
-آيا آدم ( ع ) و حوا را خداوند باهم آفريد ازدواج آنها چگونه بود؟(0)
-دين حضرت آدم ( ع ) و حوا ( ع ) چه بود؟(0)
-اينكه گفته مي شود ايمه قبل از حضرت آدم خلق شده اند درست است ؟(0)
-چرا از فرزندان حضرت آدم ( ع ) تنها از هابيل و قابيل در قرآن كريم نام برده شده است ؟(0)
-آيا اگر آدم و حوا از آن شجره ممنوعه نمي خوردند، همواره در بهشت مي ماندند؟
(0)
-چرا در قرآن كريم، خداوند به حضرت آدم و حوا مي گويد به درخت ممنوعه نزديك نشوند؟ آيا تعبير نزديك نشدن حكمتي دارد؟
(0)
-در برخي از احاديث آمده است كه حوا، حضرت آدم((عليه السلام)) را وسوسه كرد تا آدم و حوا به درخت ممنوعه نزديك شدند; در حالي كه در آيات قران آمده كه شيطان آن دو را وسوسه كرد; آيا اين دو مطلب با يكديگر منافات دارد؟
(0)
-درختي كه شيطان آدم را به خوردن آن واداشت، چه درختي بود؟
(0)
-چرا آدم و حوا از خوردن ميوه درخت مخصوص نهي شدند به عبارت ديگر علّت ممانعت چه بود؟
(0)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:39896 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:3

محي الدين عربي چه كسي بود؟ تفسيري از كارهاي او را ارائه فرماييد. آيا همة انسان ها مي توانند به مقام و منزلت او برسند؟

دربارة ابن عربي، زندگي او، آثارش و نخبه افكارش سخن بسيار مي توان گفت كه هر يك مي تواند موضوع كتابي جداگانه باشد. در اين جا به اجمال به اين موضوع خواهيم پرداخت.

سال شمار زندگاني ابن عربي

نام: ابوعبدالله محي الدين محمد بن علي بن محمد بن العربي الطائي الحاتمي (از نوادگان حاتم طائي)

شهرت: ابن العربي ـ شيخ اكبر

56. هـ . ق ـ 1165م : در روز 27 رمضان (7 اوت) در شهر مُرسيه در جنوب شرقي اندلس تولد يافت.

568 هـ .ق : به مهاجرت از مرسيه به اشبيليه و تحصيل قرائت هاي هفتگانه، ادبيات حديث و ديگر دانش هاي زمان خود نزد بسياري از اساتيد و دريافت اجازه عام روايت كتب از ايشان از جمله: ابن عساكر (صاحب تاريخ دمشق) نويسنده نامدار ابوالفرج عبدالرحمن ابن جوزي (نويسنده صفوه الصفوه) و ... .

580 هـ .ق : به تصريح خود ابن عربي در اين سال وارد طريقت عرفان شده بود. او زندگاني خود را پيش از ورود به طريقت، زمان جاهلت مي نامد. (فتوحات، ج 2، ص 425 و ج 1، ص 185).

598 هـ . ق : ازدواج با زني به نام مريم بنت محمد بن عبدون كه او نيز اهل مسكوك بوده است.

: ديدار با عرفا و شيوخ نامدار عصر خود در طول مسافرت هايش. او در كتاب روح القدس اوصاف مشايخ و روابط خود با آنان را ذكر كرده و 54 تن از آنان را نام مي برد.

638 ـ 580 : دائماً در حال مسافرت به مناطق مختلفي چون تونس، بيت المقدس، مصر، حجاز، فاس، سوريه، دمشق و ... بوده است.

638 : وفات در 78 سالگي در دمشق در روز 28 ربيع الثاني.

مقبره او در دامنه جبل قاسيون اكنون زيارتگاه ارادتمندان است.

آثار و تأليفات: او بي شك پركارترين عارف و صوفي مسلمان و نيز يكي از پركارترين مؤلفان سراسر تاريخ جهان اسلام به شمار مي رود. دربارة شمار نوشته هاي او هنوز پس از تحقيقات فراوان جاي سخن هست. خود او طيّ اجازه روايت كتبش به الملك المظفر ايوبي در سال 632 هـ . ق از 290 نوشته خود نام برده است، اما عثمان يحيي نويسنده تاريخ و طبقه بندي آثار ابن العربي، نام بيش از 800 عنوان اثر را آورده است. كتبي كه از او چاپ و منتشر شده، زياد است كه به بعض آنان ها اشاره مي كنيم:

1. الاحاديث القدسيه

2. كتاب الامر المحكم المربوط فيما يلزم اهل طريق الله من الشروط

3. انشاء الدوائر

4. تاج الرسائل و منهاج الوسائل

5. تحفة السالكين (منسوب به وي)

6. التجليات الالهية

7. تحفة السفرة الي حضرة البدوة

8. التدبيرات الالهية في اصلاح المملكة الانسانية

9. تنزل الاملاك مِن عالم الأرواح إلي عالم الأفلاك (يا) لطائف الاسرار

10. التنزلات الليلية في أحكام الإلهية

11. التنزلات الموصلية في أسرار الطهارات و الصلوات و الأيّام الأصلية

12. توجهات الحروف

13. ديوان شيخ الاكبر (يا) الديوان الكبير

14. رحمة من الرحمن في تفسير و اشارات القرآن

15. رسالة في معرفة النفس و الروح

16. روح القدس في محاسبة النفس

17. شرح كليات الصوفية و الرد علي ابن تيميه

18. فتوحات المكية في معرفة الاسرار المالكية و الملكية (مهم ترين كتاب ابن عربي است)

19. فصوص الحكم و خصوص الكلم، دومين نوشته مهم ابن عربي است كه احتمالاً آخرين اثر او است.

گزيدة افكار و جهان بيني عرفاني او

ابن عربي را مي توان به حق بزرگ ترين و برجسته ترين بنيانگذار نظام عرفان فلسفي يا فلسفه عرفاني يا حكمت الهي عرفاني در تاريخ اسلام به شمار آورد. پس از ابن عربي، هيچ يك از عرفا يا فيلسوفان عارف را نمي توان يافت كه به گونه اي تحت تأثير وي قرار نگرفته باشند.

دربارة جهان بيني ابن عربي بايد گفت كه جهان بيني او بيش از هر چيز، عرفان زيسته و انديشيدة او است. او در جايي از فتوحات تصريح مي كند كه: علم الهي دانشي است كه خداوند از راه القا و الهام و فرود آوردن روح الامين در دل انسان آن را مي آموزاند و او در اين كتاب از آن بهره گرفته است.(فتوحات، ج 3، ص 456)

متأسفانه دريافت هاي اصلي و ويژه ابن عربي در مجموعة بزرگي از نوشته هايش پراكنده است. زبان سمبليك نوشته هاي او به علاوه قلم دشوار وي و پراكنده گويي هايش، فهم اثار و انديشه هاي ابن عربي را بسي مشكل و صعب نموده است. چنان كه مي توان داوري نيكلسون را دربارة او پذيرفت كه گفته است: ابن عربي اگر منظم تر، مختصرتر و روشن تر مي نوشت، بهتر شناخته مي شد.

همين دشواري سبب بد فهمي يا كج فهمي هاي زيادي دربارة انديشه هاي او شده است و به طبع مخالفت هاي زيادي را نيز با او در پي داشته است. در اين جا به اجمال گوشه اي از انديشه هاي او را مي آوريم.

انواع علم:

ابن عربي آگاهي را از نظر شيوه شناخت و محتواي آن ها به سه دسته تقسيم مي كند: 1ـ دانش يا آگاهي عقلي2ـ دانش احوال كه جز به ذوق راهي بدان نيست و با عقل نمي توان آن را تعريف كرد مانند آگاهي از شيريني عسل، لذت عشق و ... 3ـ دانش اسرار، يعني دانشي كه از راه دميدن روح القدس در دل و ذهن انسان دست مي دهد. او اين علم را علوم الهي مي خواند و آن را اصل و مرجع همه علم ها مي شناسد. اهل الله در آثار ابن عربي ناظر به كساني است كه دانش اسرار مي دانند، در برابر علماي رسوم كه از آن ناآگاهند و به همين لحاظ ميان اين دو طايفه آشتي ناپذيري دائم وجود دارد.

در نظر ابن عربي، علم عقلي و علم احوال كسبي است و علم الهي جزء علوم وَهْبي يا وَهِيئي است كه به واسطه فيض الهي دانسته مي شود.

وجود و عدم:

يكي از مباحث هستي شناسي در انديشه ابن عربي، سلسله مباحث او دربارة وجود و عدم و موجود و معدوم و رابطة ميان آن ها است. ابن عربي از تعلق علم و آگاهي به موجود يا وجود سخن مي گويد و شاخه هاي مختلفي از علوم را بر حسب موجوديت و معدوميت بنا مي نهد كه در آثار عرفاني پيش از او تقريباً وجود ندارد.

اعيان ثابته:

يكي از مهم ترين محصولات انديشه ابن عربي مفهوم و مبحث اعيان ثابته است. تعريف ساده اعيان ثابته عبارت است از چيز يا شيء بودن همه ممكنات، پيش از پوشيدن جامه هستي به فرمان خدا در علم او.

البته اين بحث ريشه در دو نظريه مخالف نزد اشعريان و معتزليان دارد كه ابن عربي آن را مورد بحث قرار داده است.

خداشناسي عرفاني:

خداشناسي ابن عربي با آن كه با خدا شناسي هاي عرفاني پيش از خود وجود مشتركي دارد، اما داراي ويژگي هاي كاملاً برجسته و منحصر به فردي است كه محور كل نظام عرفاني وي به شمار مي رود. در اين جا به صورت گزاره هايي كوتاه بعض انديشه هاي او را در اين باره مي آوريم:

• خدا از راه ها يا وسايلي كه انسان معمولاً براي شناخت چيزي يا امري در اختيار دارد، شناختني نيست.

• نخستين معلوم، حق تعالي است كه موصوف به وجود مطلق است، زيرا معلول چيزي و علتي نيست، بلكه به ذات موجود است و علم به او عبارت است از: آگاهي به وجود او و وجودش عين ذاتش مي باشد.

• دو راه براي رسيدن به آگاهي به خدا وجود دارد: 1ـ راه كشف دروني و دليل قلبي 2ـ راه انديشه و استدلال به برهان عقلي. البته خدا هرگز از راه دليل دانسته نمي شود اما از اين راه ها مي توان دانست كه او موجود است و جهان با نيازي ذاتي نيازمند او است.

• ابن عربي تنها برهان معتبر را در پيوند با هستي خدا برهان وجودي مي نامد كه از ابتكارات خود او است و از گونة شناختن هاي ما نيست، بلكه از نوع شناساندن است.

• اين نظريه مهم ابن عربي به نظريه شناخت معروف است كه در اطراف آن سخنان موافق و مخالف زياد گفته شده است.

• يكي ديگر از مباحث مهم انديشه ابن عربي، سخن او دربارة علم خدا است. او علم خداوند به موجودات را نه اجمالي بلكه تفصيلي مي داند و اين انديشه نيز در مباحث كلامي و عرفاني داراي مخالف ها و موافق هايي است.

• وحدت وجود: اعتقاد به وحدت وجود يكي از پرهياهوترين مباحث در عرفان اسلامي است. البته بايد گفت كه خود ابن عربي هرگز از اين عبارت استفاده نكرده، ولي اين نظريه به او منسوب است و از سخنان او نيز اين معنا فهميده مي شود، از اين رو عبدالرحمان حاجي او را از بنيان گذاران و معتقدان اساسي اين نظريه مي داند.

• يكي ديگر از نظريات مهم ابن عربي دربارة شناخت خدا و پيوند خدا با انسان اين است كه هر كس خداي ويژه خود و خداي باور داشته هاي خويش را دارد.

پيامد هاي اين بحث نيز مورد اختلاف است.

تجليات الهي:

مسأله بنيادي در عرفان ابن عربي هميشه و در همه جا پيرامون تجليات الهي است، تجلي در جهان بيروني و تجلي در جهان دروني عارف، يعني در قلب او ـ تصوير روشني كه سرانجام ابن عربي از خدا ساخته، در اعتقادات به دست مي دهد، در آن جاست كه به پيوند ميان تجليات الهي با قلب انسان عارف مي پردازد.

اين توشه اي از هزاران انديشه و اعتقاد ابن عربي است كه به طور خلاصه تقديم گرديد. پيشتر گفتيم كه افكار و آثار ابن عربي به آساني قابل فهم نيست، از اين رو انديشه هاي او موافقان و مخالفان بسيار دارد. بعضي او را عارفي كامل و واصل و ديگران كافري منكر خوانده اند، اما حق اين است كه بسياري از آثار و انديشه هاي ابن عربي قابل استفاده و از جمله گنجينه هاي ناب عرفان اسلامي محسوب مي شود.

توصيه امام راحل(ره) به گورباچف به مطالعة آثار ابن عربي نشان از آن دارد كه امام خميني آثار اين مرد را قابل استفاده دانسته است. ايشان فرموده اند: ريزه كاري توحيد را بايد از اين مرد بزرگ آموخت.

ملاصدرا نيز نهايت احترام را براي اين مرد قائل بوده و مقام او را از بوعلي و فارابي نيز برتر مي دانسته و از او به الشيخ الكامل المحقق تعبير كرده است.

شهيد مطهري نيز درباره ايشان فرموده است: نه پيش از او و نه پس از او كسي به پاية او نرسيده است.

اميدواريم اين كوتاه قابل استفاده شما قرار گيرد.

براي اطلاعات بيشتر رجوع كنيد به دائره المعارف بزرگ اسلامي، ج 4، ذيل عنوان ابن عربي، ص 284 ـ 218.

















مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.