-مقصود از اسوه بودن پيامبر اكرمبراي مسلمانان چيست؟

(7896)
-آيا نبي مكرّم اسلام ختنه شده به دنيا آمدند؟
(2029)
-اولين كسي كه بر تربت امام حسين (ع) نماز خواند چه كسي بود(1793)
-آيا گل محمدي بر اثر ريخته شدن عرق حضرت محمد(ص) به وجودآمده است؟

(1670)
-اولين سورهاي كه بر پيامبر(ص) در غار حرا نازل شده است، سوره علق ميباشد، پس چرا سوره مدثر را اولين سوره نازل شده بر پيامبر ميدانند؟

(1593)
-آيت الله سيد نصر الله مستنبط كيست؟(1508)
-پيامبر اسلام(ص) چند سال بعد از حضرت عيسي(ع) به پيامبري [مبعوث شد؟

(1374)
-چرا در أذان اشهد أن لا اله الاّ الله را أشهد الّلا إله الاّ الله تلفظ مي كنيم؟ چرا در اشهد أنّ محمداً رسول الله أنّ به كار برده شده است؟

(1098)
-آيات قرآن، تناسب با وقايع گوناگون كه در اصطلاح شأن نزول ناميده ميشده، نازل ميگشت; آيا اگر پيامبر اكرمبيشتر عمر ميكرد، وقايع بيشتري اتفاق ميافتاد، آيات بيشتري نازل ميشد و حجم قرآن بيشتر از الان بود؟ در اين صورت، قرآن نسبت به آن حالت فرضي، نقص دارد.

(912)
-مولوي كيست و جه مذهبي داشت؟(837)
-آخرين مراسم عبادي حج پيامبر اسلام را به طور مشروح بيان كنيد؟(0)
-آيا آدم ( ع ) و حوا را خداوند باهم آفريد ازدواج آنها چگونه بود؟(0)
-دين حضرت آدم ( ع ) و حوا ( ع ) چه بود؟(0)
-اينكه گفته مي شود ايمه قبل از حضرت آدم خلق شده اند درست است ؟(0)
-چرا از فرزندان حضرت آدم ( ع ) تنها از هابيل و قابيل در قرآن كريم نام برده شده است ؟(0)
-آيا اگر آدم و حوا از آن شجره ممنوعه نمي خوردند، همواره در بهشت مي ماندند؟
(0)
-چرا در قرآن كريم، خداوند به حضرت آدم و حوا مي گويد به درخت ممنوعه نزديك نشوند؟ آيا تعبير نزديك نشدن حكمتي دارد؟
(0)
-در برخي از احاديث آمده است كه حوا، حضرت آدم((عليه السلام)) را وسوسه كرد تا آدم و حوا به درخت ممنوعه نزديك شدند; در حالي كه در آيات قران آمده كه شيطان آن دو را وسوسه كرد; آيا اين دو مطلب با يكديگر منافات دارد؟
(0)
-درختي كه شيطان آدم را به خوردن آن واداشت، چه درختي بود؟
(0)
-چرا آدم و حوا از خوردن ميوه درخت مخصوص نهي شدند به عبارت ديگر علّت ممانعت چه بود؟
(0)
-آخرين مراسم عبادي حج پيامبر اسلام را به طور مشروح بيان كنيد؟(0)
-آيا آدم ( ع ) و حوا را خداوند باهم آفريد ازدواج آنها چگونه بود؟(0)
-دين حضرت آدم ( ع ) و حوا ( ع ) چه بود؟(0)
-اينكه گفته مي شود ايمه قبل از حضرت آدم خلق شده اند درست است ؟(0)
-چرا از فرزندان حضرت آدم ( ع ) تنها از هابيل و قابيل در قرآن كريم نام برده شده است ؟(0)
-آيا اگر آدم و حوا از آن شجره ممنوعه نمي خوردند، همواره در بهشت مي ماندند؟
(0)
-چرا در قرآن كريم، خداوند به حضرت آدم و حوا مي گويد به درخت ممنوعه نزديك نشوند؟ آيا تعبير نزديك نشدن حكمتي دارد؟
(0)
-در برخي از احاديث آمده است كه حوا، حضرت آدم((عليه السلام)) را وسوسه كرد تا آدم و حوا به درخت ممنوعه نزديك شدند; در حالي كه در آيات قران آمده كه شيطان آن دو را وسوسه كرد; آيا اين دو مطلب با يكديگر منافات دارد؟
(0)
-درختي كه شيطان آدم را به خوردن آن واداشت، چه درختي بود؟
(0)
-چرا آدم و حوا از خوردن ميوه درخت مخصوص نهي شدند به عبارت ديگر علّت ممانعت چه بود؟
(0)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:40105 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:3

آيا تورات از پيامبر اسلام خبر داده است ؟
و خـداونـد در تـورات مـثـنـي ( 18 : 18 ) فرمود :نابي آقيم لاهم ميقرب احيهم كاموخاپيغمبري بـرمـيخيزانم براي ايشان از ميان برادران ايشان مانند توو ناتتي دباري بفيو و ديبر اليهم كال اشرو مي گذارم كلامم را بدهنش تا بگويد بايشان هر چيز كه اصونوافرمودم آنراو پس از اين آيه گويد : و اگـر شـخصي كلمات مرا كه او باسم من بگويد نشنود من از او تفتيش مي كنم , اما پيغمبري كه مـتكبرانه در اسم من سخني كه به گفتنش امرنكردم بگويد و يا باسم خدايان غير تلفظ نمايد آن پـيـغـمـبـر البته بايد بميرد و اگردر دلت بگوئي : كلامي كه خداوند نگفته است چگونه بدانيم ؟ چـنـانچه پيغمبري چيزي بنام خداوند بگويد و آن چيز واقع نشود و بانجام نرسد اين امري است كه خداوندنفرموده است بلكه آن پيغمبر آنرا از روي غرور گفته است از او مترس . انتهي . بعض يهود گويند مقصود از اين پيغمبر حضرت يوشع است , و نصاري گويند مراد حضرت مسيح است و هر دو قول باطل است . مـقصود از اين پيغمبر يوشع (ع ) نيست بچند دليل :اول : اينكه عبارت تورات مستقبل است نابي آقـيم لاهم يعني بعد از پيغمبري برميخزانم و يوشع خودش آنوقت بود و مي شناختندش و اگر مقصود او بود مي فرمود :يوشع را به پيغمبري مبعوث كردم . دوم : ايـنـكـه يـوشع مانند موسي نبود چون موسي عليه السلام پيغمبر اولوالعزم صاحب شريعت و تورات بود و با خدا تكلم كرد و يوشع تابع او بود . و در مـثـنـي ( 34 : 10 ) گويد : در بني اسرائيل پيغمبري مانند موسي برنخاست كه روبرو باخدا سخن گويد . سـوم : اينكه خداوند براي تشخيص صدق و كذب پيغمبر علامت معين فرمود كه بني اسرائيل او را بـه آن علامت بشناسند كه اگر خبري داد واقع نشد دروغگو است و اگر واقع شدراستگو ; و اگر مـقـصـود يـوشـع بـود علامت و امتحان لازم نبود و خدا مي فرمود اين يوشع پيغمبر است , و همه مي دانستند و علامت معين كردن براي كسي است كه او رانمي شناسند . چهارم : اينكه علماي سابق آنها اين پيغمبر را غير يوشع مي دانستند و منتظر اوبودند . در منقول الرضا ص 240 از كتاب گماراي سنهدرين فصل 53 نقل كرده است كه ربي اباهواز ربي يـوحـنان روايت كرده كه او گفت : آن پيغمبر موعودي كه مي آيد هرگاه بتوبگويد كه از جميع احـكـام تـورات دسـت بردار بايد دست برداشت بجز آنكه آن پيغمبرموعود ما را امر به بت پرستي فـرمـايـد اطاعتش نبايد كرد اگرچه في المثل شق القمرهم بنمايد يا رد شمس كند و اين كتاب گمارا از كتب احاديث يهود است كه دربيت المقدس ثاني نوشته شده است و سالهاي بسياري پس از يوشع . و يـهـوديـان عـهـدپـيغمبر و پيش از آن در مدينه منتظر او بودند چنانكه در قرآن سوره بقره آيه 83است : و كانوا من قبل يستفتحون علي الذين كفروا فلما جاءهم ما عرفوا كفروا به . پـيـش از آنـكه پيغمبر مبعوث شود با بت پرستان مي گفتند اينجا پيغمبري مبعوث مي شودو حق بـودن مـا و بـاطـل بودن دين شما را ثابت مي كند چون آن پيغمبري كه مي شناختندآمد باو كافر گشتند . *( آن پيغمبر موعود عيسي (ع ) نبود بچند دليل )*اول : آنكه در انجيل يوحنا ( 1 : 20 000 ) گويد علماي يهود نزد يحيي آمدند وپرسيدند تو مسيحي ؟ گفت نه گفتند ايليا هستي ؟ گفت نه پرسيدند آن پيغمبري ؟گفت نه . از اينجا دانسته مي شود آن پيغمبري كه موسي عليه السلام فرموده بود ديگري بود غيرمسيح و اهل آن زمان معترف بودند . دوم : آنـكه پيغمبر موعود بايد مانند موسي عليه السلام باشد و حضرت عيسي ازبني اسرائيل بود و ممكن نبود مانند موسي باشد . چون در سفر مثني ( 34 : 10 )گويد : برنميخيزد ديگر در بني اسرائيل پيغمبري مانند موسي . و در مـنـقول الرضا گويد : برنخاست بلفظ ماضي كه در ترجمه ها آورده اند غلط است چون در عبارت عبري گويد و لوقام - بكسر واو اول - و هرگاه واو مكسوره بر فعل ماضي درآيد معني آن را مستقبل مي سازد , و شواهدي آورده است . مولف گويد : قطع نظر از اين مي دانيم كه حضرت موسي از هيچ جهت مانند موسي نبودتا بتوان مـطـلـق شـبـاهت را حمل بر آن كرد چون صاحب شريعت و احكام و حلال و حرام نبود و حدود و سـيـاست و تعزيرات و طهارت و نجاست نداشت و بشمشير مبعوث نشد برخلاف پيغمبر صلي اللّه عليه و آله و سلم كه در معني و مقصود پيغمبري شباهت تام به حضرت موسي داشت . و نيز نصاري گويند عيسي عليه السلام خدا بود و موسي عليه السلام خدا نبود , وعيسي كشته شد و سبب نجات بشر گشت و موسي سبب نجات بشر نگشت و دو چيز را بهم وقتي تشبيه مي كنند كه در صفات ظاهره مشترك باشند . سـوم : حـضـرت مـوسـي خبر داد كه اگر آن نبي بدروغ ادعا كند كشته شود و پيغمبرمسلمانان دعـوي نـبـوت كرد و گفت من همانم كه موسي عليه السلام در تورات خبر داد ,و كشته نشد اما حضرت عيسي عليه السلام بگمان نصاري كشته شد . چـهـارم : ايـنكه موسي عليه السلام خبر داد كه اگر مي خواهيد راستي يا دروغگوئي آن پيغمبر را بـدانـيد نظر كنيد اگر خبر از غيب داد و واقع نشد پيغمبر نيست و اگردرست آمد راست گفته است و پيغمبر است , و پيغمبر اسلام صلي اللّه عليه و آله وسلم هر چه خبر داد مانند غلبت الروم درسـت آمد و واقع شد اما حضرت مسيح عليه السلام ( نعوذ باللّه ) بگمان عيسويان خبر داد و واقع نـشـد مثلا فرمود من ازآسمان فرود مي آيم پيش از اينكه شما حواريان همه شهرهاي فلسطين را طي كـنـيـد و دراين طبقه كسي هست كه بازگشتن فرزند آدم را از آسمان ببيند و اكنون هزار سـال گذشته است و آنحضرت بازنگشت (1)پنجم : از كتاب اعمال رسولان ( 3 : 19-23 ) معلوم مي شود كه پس از صعود حضرت عيسي عليه السلام به آسمان و پيش از برگشتن او از آسمان بايد آن پيغمبر موعود بيايدبا چند علامت ديگر و گويد : توبه نمائيد و بازگشت كنيد تا گناهان شما مـحـو شـود كـه زمـان تازگي و خوشي را ازحضور خداوند دريابيد و يسوع مسيح را كه بشما ندا مـي شـود بـاز فـرستد آن عيسي كه بايد آسمان او را نگهدارد تا همه آنچه خداوند بزبان پيغمبران مـقـدس خـود از قديم فرمود واقع شود , موسي بپدران ما گفت خداي شما پيغمبر را مثل من از بـراي شـمـااسـت كـه اطاعت او كنيد و چنين است كه هر كس سخن آن پيغمبر را نشنود از قوم بريده خواهد شد . انـتـهـي بنابراين عبارت آمدن آن پيغمبر بايد پيش از فرود آمدن مسيح از آسمان و پس ازعروج او واقع شود و آمدن او از جمله اموري است كه پيغمبران خبر دادند تا زمان تازگي و خوشي و نشاط رسـد و آن مـوعد نزول حضرت عيسي عليه السلام از آسمان است *( رفع شبهه )*چنانكه گفتيم يـهود و نصاري اين بشارت را حمل بر غير معني صحيح مي كنند چنانكه خداوند در قرآن فرمود : يحرفون الكلم عن مواضعه يعني بر مي گردانند لفظ رااز معني هاي خود . و مواضع معاني است . و يهود مي گويند مراد از آن يوشع است ونصاري مي گويند مراد حضرت عيسي است و چند شبهه بـر مسلمانان كرده اند :1 - اينكه موسي فرمود كه پيغمبري از ميان تو از ميان برادران تو و مقصود آن است كه پيغمبر موعود بايد از بني اسرائيل باشد و برادران بر خود بني اسرائيل اطلاق شده است . جـواب گـوئيـم : ما ادله آورديم كه مراد از اين پيغمبر يوشع و عيسي نمي تواند بود وقرائن بسيار دلالـت بر نبوت پيغمبر صلي اللّه عليه و آله و سلم دارد , اما لفظبرادران همچنانكه ممكن است بر بني اسرائيل اطلاق شود ممكن است بر اولاد اسماعيل نيز گفته شود چون دو طائفه بودند از نسل دو برادر و اينگونه اطلاق در تورات بسيار است نسبت به بني اسماعيل و بني عيصو و ساير قبائل كه از نـسـل ابـراهـيم بودندچنانكه در تكوين ( 16 : 12 ) و ( 25 : 18 ) درباره اسماعيل فرمود او در مقابل برادران ممكن گزيند يعني عربها و اولاد اسماعيل در مقابل بني اسرائيل و بني عيص منزل مي كنند . و در سـفـر عـدد ( 20 : 14 ) گويد : موسي عليه السلام فرستادگان از قادس بسوي پادشاه ادوم فرستاد كه برادر تو اسرائيل مي گويد تو مي داني همه آن بلا كه بمارسيد . در سفر مثني ( 2 : 3 0000 ) پروردگار بمن گفت اين قوم را وصيت كن كه شمابزودي در زمين بـرادران خـود بـني عيصو خواهيد گذشت كه در ساعيرند و از شما خواهندترسيد 0000 و چون از مـيان برادران خود بني عيسو كه در ساعير ساكنند گذشتيم 000 و در مثني ( 73 : 7 ) گويد : از ادومي متنفر مشو زيرا كه او برادر تو است وادوميان اولاد عيص اند كه برادر يعقوب بود . و در تكوين ( 22 : 29 ) است : اسحاق پسرش يعقوب را دعا كرد كه مولاي برادرانت باش و پسران مادرت ترا كرنش نمايند . و رجوع به اشعيا ( 66 : 20 ) و هوشيع ( 2 : 1 ) شود . اما كلمه ميان تو كه ترجمه : ميقر بخا است زائد است براي آنكه خدا به موسي فرمود پيغمبري مـبـعوث مي كنم از ميان برادران تو و نفرمود از ميان تو ازميان برادران تو ; و البته حضرت موسي اين كلمه از ميان تو را در ميان عبارت وحي زياد نكرده است , ديگران افزوده اند . و گفتيم امثال اين در تورات بسيار است و كلماتي افزوده يا كاسته اند . و نيز دركتاب اعمال رسولان ( باب سوم : 22/7 : 37 ) اين كلمه را نقل كرده است و كلمه از ميان تـو در آن نـيـسـت و گويد موسي گفت : پروردگار شما پيغمبري از ميان برادران شما مبعوث مي كند . و از قول پطرس و استفانوس بي اين كلمه نقل شده است . و اگـر فـرض كنيم اين كلمه صحيح باشد باز منافي مقصود ما نيست زيرا كه برادرانسان با انسان يكي است . و در تلمود گويد : هر كس خدا را بيگانگي بپرستد اودر حقيقت از تو است . و در اظـهـار الـحـق گـويـد : پـيـغمبر ما از ميان يهوديان برخاست چون مردم مدينه و خيبر و بني قينقاع و بني نضير و بني قريظه در اطراف مدينه همه يهودي بودند . شـبـهـه ديـگـر :ايـنـكـه در انـجـيـل يـوحـنا ( 5 : 46 ) اين بشارت را منطبق با حضرت عيسي عليه السلام كرده است . در جـواب گـوئيم : بسياري از آيات تورات را در انجيل منطبق بر عيسي كرده اند كه چون در آنها نظر كني بيني غلط كرده اند اين هم يكي از آنها است و ما در باب اغلاطانجيل چند غلط آنها را در تطبيق بر مسيح ذكر كرديم . و نـيز گوئيم عيسي عليه السلام در آيه فوق نفرمود آن پيغمبر موعود منم بلكه به اجمال فرمود موسي درباره من خبر داده شايد مقصودش شيلو در سفر تكوين (49)است .

اثبات نبوت
شعراني - ميرزا ابوالحسن 1 - رجوع شود به ( لوقا 21 : 32 ) . ( مرقس 9 : 1 ) . ( متي 10 : 23 ) و( 16 : 28 ) و ( 24 : 34 ) .

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.