-مقصود از اسوه بودن پيامبر اكرمبراي مسلمانان چيست؟

(7481)
-اولين كسي كه بر تربت امام حسين (ع) نماز خواند چه كسي بود(1571)
-آيا گل محمدي بر اثر ريخته شدن عرق حضرت محمد(ص) به وجودآمده است؟

(1470)
-آيت الله سيد نصر الله مستنبط كيست؟(1438)
-پيامبر اسلام(ص) چند سال بعد از حضرت عيسي(ع) به پيامبري [مبعوث شد؟

(1141)
-آيا نبي مكرّم اسلام ختنه شده به دنيا آمدند؟
(1073)
-چرا در أذان اشهد أن لا اله الاّ الله را أشهد الّلا إله الاّ الله تلفظ مي كنيم؟ چرا در اشهد أنّ محمداً رسول الله أنّ به كار برده شده است؟

(903)
-اولين سورهاي كه بر پيامبر(ص) در غار حرا نازل شده است، سوره علق ميباشد، پس چرا سوره مدثر را اولين سوره نازل شده بر پيامبر ميدانند؟

(882)
-آيات قرآن، تناسب با وقايع گوناگون كه در اصطلاح شأن نزول ناميده ميشده، نازل ميگشت; آيا اگر پيامبر اكرمبيشتر عمر ميكرد، وقايع بيشتري اتفاق ميافتاد، آيات بيشتري نازل ميشد و حجم قرآن بيشتر از الان بود؟ در اين صورت، قرآن نسبت به آن حالت فرضي، نقص دارد.

(861)
-مولوي كيست و جه مذهبي داشت؟(751)
-آخرين مراسم عبادي حج پيامبر اسلام را به طور مشروح بيان كنيد؟(0)
-آيا آدم ( ع ) و حوا را خداوند باهم آفريد ازدواج آنها چگونه بود؟(0)
-دين حضرت آدم ( ع ) و حوا ( ع ) چه بود؟(0)
-اينكه گفته مي شود ايمه قبل از حضرت آدم خلق شده اند درست است ؟(0)
-چرا از فرزندان حضرت آدم ( ع ) تنها از هابيل و قابيل در قرآن كريم نام برده شده است ؟(0)
-آيا اگر آدم و حوا از آن شجره ممنوعه نمي خوردند، همواره در بهشت مي ماندند؟
(0)
-چرا در قرآن كريم، خداوند به حضرت آدم و حوا مي گويد به درخت ممنوعه نزديك نشوند؟ آيا تعبير نزديك نشدن حكمتي دارد؟
(0)
-در برخي از احاديث آمده است كه حوا، حضرت آدم((عليه السلام)) را وسوسه كرد تا آدم و حوا به درخت ممنوعه نزديك شدند; در حالي كه در آيات قران آمده كه شيطان آن دو را وسوسه كرد; آيا اين دو مطلب با يكديگر منافات دارد؟
(0)
-درختي كه شيطان آدم را به خوردن آن واداشت، چه درختي بود؟
(0)
-چرا آدم و حوا از خوردن ميوه درخت مخصوص نهي شدند به عبارت ديگر علّت ممانعت چه بود؟
(0)
-آخرين مراسم عبادي حج پيامبر اسلام را به طور مشروح بيان كنيد؟(0)
-آيا آدم ( ع ) و حوا را خداوند باهم آفريد ازدواج آنها چگونه بود؟(0)
-دين حضرت آدم ( ع ) و حوا ( ع ) چه بود؟(0)
-اينكه گفته مي شود ايمه قبل از حضرت آدم خلق شده اند درست است ؟(0)
-چرا از فرزندان حضرت آدم ( ع ) تنها از هابيل و قابيل در قرآن كريم نام برده شده است ؟(0)
-آيا اگر آدم و حوا از آن شجره ممنوعه نمي خوردند، همواره در بهشت مي ماندند؟
(0)
-چرا در قرآن كريم، خداوند به حضرت آدم و حوا مي گويد به درخت ممنوعه نزديك نشوند؟ آيا تعبير نزديك نشدن حكمتي دارد؟
(0)
-در برخي از احاديث آمده است كه حوا، حضرت آدم((عليه السلام)) را وسوسه كرد تا آدم و حوا به درخت ممنوعه نزديك شدند; در حالي كه در آيات قران آمده كه شيطان آن دو را وسوسه كرد; آيا اين دو مطلب با يكديگر منافات دارد؟
(0)
-درختي كه شيطان آدم را به خوردن آن واداشت، چه درختي بود؟
(0)
-چرا آدم و حوا از خوردن ميوه درخت مخصوص نهي شدند به عبارت ديگر علّت ممانعت چه بود؟
(0)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:42025 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:2

آيتالله شيخ محمد تقي شوشتري كه بود؟
آيه الله حاج شيخ محمد تقي شوشتري محقق و نويسندة معاصر، روز جمعه 29 اردبهشت 1374 برابر با 19 ذي الحجه الحرام (1415) در زادگاهش در شهرستان شوشتر به ملكوت اعلي پيوست. وي از احفاد مرحوم شيخ جعفر شوشتري ( متوفاي 1303) بود كه در سال 1320 هجري قمري، برابر با 1281 شمسي ديده به جهان گشود و پس از تحصيل در زادگاهش و نجف اشرف، در شوشتر رحل اقامت افكند و از طريق تدريس و بيشتر از طريق قلم، اصيل ترين خدمات علمي را به جامعه فرهنگي عرضه داشت.
تاريخ نام بي شماري از دانشمندان را كه با انديشه و خامة خويش، علوم اسلامي را بارور ساختهاند، ضبط كرده است. اين گروه از افتخار آفرينان، چشم از لذايذ دنيا پوشيده و در گوشه كتابخانه و زواياي مدارس و مراكز تحقيق، به پژوهش پرداخته و به زندگي جاودانه دست يافتهاند، و به گفتار والاي اميرمؤمنان: « الناس موتي و أهل العلم أحياء» تجسم بخشيدهاند و در حقيقت بسان شمع سوخته و آب شدهاند و اطراف خود را روشن كردهاند.
با ارج نهادن به تلاش تمام محققان و متفكران، يادآور ميشويم هر انديشه و نگارشي از خلود و جاودانگي برخوردار نيست و چه بسا انديشهها و نگارشها به مرور زمان از قلمرو علم بيرون ميروند و جزء تاريخ آن علم به شمار ميآيند و سرانجام راهي قفسه كتابخانه و يا ديار عدم ميشوند، گاهي از آنها جز نامي در فهارس باقي نميماند. و احياناً فهارس نيز به درج نام آنها موفق نميشود.
گروه كثيري از نويسندگان، ناقلان خوش ذوقي هستند كه با تغذيه از افكار گذشتگان و افزودن آراء و مناقشاتي از خود، دست به تأليف ميزنند و در رديف مؤلفان قرار ميگيرند، اين نوع از آثار علمي حيات موقت دارند، كوتاهي و فزوني عمر آنها به عوامل خاصي بستگي دارد.
در اين ميان گروه اندكي هستند كه با نيش خامه، موج عظيمي در علم و دانش پديد ميآورند و اصولي را ويران و اصول نوي را جايگزين آن ميسازند و افقهاي تازه را در علم كشف ميكنند اين نوع از آثار سهم بسزائي در جاودانگي دارند.
اثر جاودانه محقق بزرگ عصر حاضر، علامه بزرگوار شيخ محمد تقي شوشتري در فن رجال، از معدود آثار جاودانه اين قرن و از حسنات آن به شمار ميرود. مؤلف با عشق و علاقه فراوان و تتبع توان فرسا و ذوق سرشار در درياي پهناور تاريخ و رجال و حديث فرو رفته و در نتيجه به جواهرات گرانبهايي دست يافته است و سرانجام با غواصي خاصي موجي عظيم در اين بحر پديده آورده و به ركود علم رجال كه نشانه افسردگي است، پايان بخشيده و راه را براي آيندگان باز نموده است و با نگارش كتاب « قاموس الرجال» زبان تحقيق جديدي را در اين علم به آيندگان آموخته است.
اگر نگارنده مقام علمي او را در آينه رجال او ميبيند، اين نه به معني اين است كه دانش و تحقيق او را بر اين علم منحصر ميداند، بلكه براي اين است كه نگارنده به اين علم علاقة خاصي دارد و گمشده خود را در اين كتا ب يافته است، اگر اين عذر پذيرفته نيست و شايد هم پذيرفته نباشد، بايد يادآور شوم كه كليه آثار استاد محقق، از ابتكار و نوآوري برخوردار است و اثر ديگر و جاودانه او در تفسير موضوعي نهج البلاغه به نام «نهج الصباغه» نشانه ديگر از خلاقيت و بينش بزرگ و ديد عميق او است.
كتاب قاموس الرجال كه كليد تحقيق نو در رجال را در دست دارد، داراي سرگذشت و ويژگي است كه به آن اشاره ميكنيم:
علامه، شيخ عبدالله، فرزند مرجع بزرگ، شيخ محمد حسن مامقاني كه در سال 1289 هجري قمري در نجف ديده به جهان گشوده و در نيمه شوال 1351 هجري قمري ديده از آن بربسته، در اواخر عمر خود كتابي به نام تنقيح المقال في علم الرجال نگاشت.وي در اين كتاب كه در 3 جلد رحلي بزرگ و قطور چاپ شده است، ترجمه و شرح حال صحابه و تابعان و اصحاب امامان معصوم و راويان از آنان را تا قرن چهارم آورده است، تا آنجا كه توانسته، مجموع نصوص كتب رجالي قدما را درباره مشايخ حديث و راويان گردآورد، و انسان را از مراجعه به كتابهاي ديگر بينياز سازد.
از آنجا كه مامقاني در دوران تحليل قواي جسمي و در آستانه پيري دست به نگارش اين كتاب زده و تقريباً در مدت سه سال، نگارش و چاپ و نشر آن به پايان رسيده، طبعاً نگارش چنين كتابي در اين مدت كم خالي از اشتباه و لغزش نخواهد بود، از اين جهت گروهي تعليقاتي برآن زدهاند.
از جمله شخصيت هايي كه بر اين كتاب تعليقه نوشت و موارد لغزش آن را بيان ساخت، مؤلف محقق شيخ محمد شوشتري صاحب كتاب قاموس الرجال است.
اين كتاب بصورت تعليقه اي بر رجال علامه مامقاني نگارش يافت و در آغاز بنام تعليقات تنقيح المقال مشهور گشت ولي هنگام طبع به نام « قاموس الرجال في تحقيق رواه الشيعه و محدثيهم » ناميده شد.
در هر حال هر چند اين كتاب بصورت تعليقه بر رجال مامقاني نگاشته شده، ولي خود به صورت كتاب مستقلي است كه در عين بيان لغزشهاي اصل، مطالب مستقلي دارد كه براي هر فقيه علاقمند به رجال، مفيد و سودمند مي باشد مزاياي اين كتاب:
1.اعتماد بر اقوال قدما
اين كتاب در حالي كه كليه متون رجال قدما را در بردارد، و از نقل توثيقات متاخران خودداري مي كند، در مواردي كه رجاليهاي متاخر بر نكاتي دست يافته اند كه قدما از آنها غفلت داشته اند، آنها را نيز آورده است، مثلا” درباره يك راوي، اگر شخصيت هاي بزرگي مانند نجاشي و شيخ، بر وثاقت او تصريح مي كنند، هرگز بر توثيقات متاخران مانند علامه و ابن داود، اعتنا نمي كند، به همان توثيقات ديرينه اكتفا مي ورزد، زيرا توثيقات متناخران مستند به توثيق قدماست، آنگاه كه اصل نقل شد ديگر به ذكر نقل هاي دست دوم نيازي نيست ولي آنجا كه متاخران بر يك سلسله قرائن دست يافته اند كه وثاقت و يا ضعف راوي را در مواردي ثابت مي كند، به نقل توثيق و يا تضعيف متاخران مي پردازد و يا اگر رجاليون متقدم فردي را در ضمن ترجمه راوي ديگر ذكر كرده اند كه غالباً انسان بر چنين ذكر ضمني متوجه نمي شود، در حالي كه يك رجالي متاخر بر چنين توثيق ضمني دست يافته و آن را در عنوان مخصوص به آن راوي ياد آورد شده است، توثيق هر دو را نقل مي كند تا حق رجالي متاخر بعنوان نخستين فردي كه توثيق راوي را در كلمات قدما به دست آورده است، ادا گردد.
از اين جهت، با اين كه كتاب بر اساس خلاصله گويي و حذف مكررات نگارش يافته، مع الوصف از نظر فزوني تتبع به حدي است كه در 14 جلد به طبع رسيده است.
2.مراجعه به كتب تاريخي اصيل
مؤلف در اين كتاب علاوه بر مطالعه كتابهاي رجالي كه موضوع كتاب است، مطالعه را به يك رشته كتابهاي خارج از فن رجال كشيده كه ميتواند وضع راوي را از نظر زندگي و گرايشهاي مذهبي روشن سازد. و اين نقطه قوت بزرگ اين كتاب است كه در ديگر كتابهاي رجالي به چشم نمي خورد.
مؤلفان رجال، غالباً به كتب رجالي و حديثي اكتفاء مي ورزند، ولي اين شخصيت بزرگ و محقق عالي مقام كتابهايي را مورد مطالعه قرار داده است كه به طور ضمني ميتوانند خدمتگزار علم رجال شوند مانند:
الف: تاريخ بغداد، نگارش حافظ احمد بن علي معروف به خطيب بغدادي متوفاي سنه 463 اين كتاب در 14 جلد به چاپ رسيده و حاوي شرح حال شخصيت هاي بزرگي است كه در عراق نشو ونما داشته يا مدتي در آنجا سكني گزيده اند و ناگفته پيداست كه بسياري از راويان حديث ما عراقي بوده اند و از اين جهت اين كتاب ميتواند در رفع برخي از ابهامها مفيد باشد.
ب: كتاب المعارف، نگارش عبدالله بن مسلم بن قتيبه دينوري كه در سال 270 يا 271 و يا 276 درگذشته است. كتاب معارف از قديمي ترين كتابهاي تاريخ عمومي است كه در مصر چاپ شده است.

: آية الله جعفر سبحاني
سيماي فرزانگان ج 2

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.