مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:44957 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:8

ملاهادي سبزواري كه بود؟
وي بعد از ملاصدرا مشهورترين حكماي الهي سه چهار قرن اخير است. حاجي سبزواري در سال 1212 در سبزوار متولد شد. هفت ساله بود كه پدرش مرد. در ده سالگي براي تحصيل به مشهد مقدس رفت و ده سال اقامت كرد. شهرت حكماي اصفهان او را به اصفهان كشانيد. در حدود هفت سال از محضر ملااسماعيل در بكوشكي اصفهاني استفاده كرد و ضمناً در همان وقت دو سه سالي اواخر دورة حكيم نوري را درك كرد. سپس به مشهد مراجعت كرد و چند سالي در مشهد به تدريس پرداخت. آنگاه عازم بيتالله شد. در مراجعت، اجباراً دو سه سالي در كرمان اقامت كرد. در مدت اقامت كرمان براي اين كه نفس خود را تربيت كند و رياضت دهد، سعي كرد ناشناخته بماند و در همة مدت به كمك خادم مدرسه به خدمت طلاب قيام ميكرد. بعد دختر همان خادم را به زني گرفت و رهسپار سبزوار شد. قريب چهل سال بدون آنكه حتي يك نوبت از آن شهر خارج شود در آن شهر توقف كرد و به كار مطالعه و تحقيق و تدريس و تأليف و عبادت و رياضت نفس و تربيت شاگردان پرداخت تا عمرش به پايان رسيد.
از نظر تشكيل حوزة گرم فلسفي و جذب شاگرد از اطراف و اكناف و تربيت آنها و پراكندن آنها در بلاد مختلف، بعد از حكيم نوري كسي به پاية حكيم سبزواري نميرسد. صيت شهرتش در همة ايران و قسمتهاي خارج ايران پيچيد. طالبان حكمت از هر سو به محضرش ميشتافتند. شهر متروك سبزوار از پرتو وجود اين حكيم عاليقدر قبلة جويندگان حكمت الهي گشت و مركز يك حوزة علمي شد.
كنت گوبينو فيلسوف معروف فرانسوي كه نظر خاصش در فلسفة تاريخ معروف است، مقارن اوج شهرت حكيم سبزواري سه سال وزير مختار فرانسه در ايران بوده و كتابي هم به نام سه سال در ايران منتشر كرده است. او مينويسد:
«شهرت و صيت او به قدري عالمگير شده كه طلاب زيادي از ممالك هندوستان، تركيه و عربستان براي استفاده از محضر او به سبزوار رو آورده و در مدرسة او مشغول تحصيل هستند.»
حكيم سبزواري فوقالعاده خوشبيان و خوش تقرير بود؛ باشور و جذبه تدريس ميكرد. او گذشته از مقامات علمي و حكمي، از ذوق عرفاني سرشاري برخوردار بود. بعلاوه، مردي باانضباط، اهل مراقبه، متعبد، متشرع و بالاخره سالك الي الله بود. مجموع اينها سبب شده بود كه شاگردان او به او تا سرحد عشق ارادت بورزند. از نظر جاذبة استاد و شاگردي ، حكيم سبزواري بيمانند است. بعضي از شاگردان او بعد از او با اينكه چهل سال از او فاصله گرفته بودند، باز هم هنگام يادآوري او به هيجان ميآمدند و اشك ميريختند.
حكيم سبزواري به فارسي و به عربي شعر ميسروده و در اشعارش به «اسرار» تخلص ميكرده است. هرچند در هر دو قسمت، شعر دست پايين فراوان دارد، اما در هر دو قسمت برخي اشعار دارد كه در اوج زيبايي و كمال و شور و حال است.
حكيم سبزواري در سال 1289 در يك حالت جذبه مانندي درگذشت. يكي از شاگردانش در تاريخ وفاتش چنين سروده است:
اسرار چو از جهان بدر شد از فرش به عرش ناله بر شد
تاريخ وفاتش ار بجويي گويم: «كه نمرد، زندهتر شد»
شاگردان حاجي تا آنجا كه ما فعلاً اطلاع داريم عبارتند از:
ملاعبدالكريم خبوشاني (قوچاني) كه بر منظومة منطق حاشيه دارد.
ميرزا حسين سبزواري، مقيم تهران، استاد ملامحمد هيدجي و ميرزا علياكبر يزدي، مقيم قم (ريحانة الادب، 6/381).
حاج ميرزا حسين علوي سبزواري، مقيم سبزوار كه در جامعيت و تحقيق در عصر خود بينظير شناخته ميشد (نقباء البشر/569.)
حكيم عباس دارابي استاد معروف فلسفه در استان فارس (نقبا البشر/983).
شيخ ابراهيم سبزواري استاد شيخ الرئيس قاجار (نقباء البشر/3).
شيخ محمدابراهيم تهراني كه با حكيم سبزواري مراسلات داشته و علامة تهراني آنها را نزد شيخ محمدجواد جزايري ديده است (الكرام البررة/6).
سيد ابوالقاسم موسوي زنجاني (نقباء البشر/51).
سيد عبدالرحيم سبزواري (نقباء البشر/727).
ملامحمد صباغ (نقبا البشر/854).
شيخ محمدرضا بروغني استاد آقا شيخ هادي بيرجندي (نقباء البشر/727).
ميرزا عبدالغفور دارابي
ملاغلامحسين شيخالاسلام مشهدي، استاد حاج فاضل خراساني و آقابزرگ شهيدي مشهدي
ميرزا محمد سرو قدي، استاد حاج فاضل خراساني و آقابزرگ شهيدي مشهدي.
شيخ علي فاضل تبّتي.
ميرزا آقا حكيم دارابي.
ميرزا محمد يزدي.
حاج ميرزا ابوطالب زنجاني.
حاج ملااسماعيل عارف بجنوردي.
شيخ عبدالحسين شيخ العراقين.
ميرزا محمد حكيم الهي. (مقدمة آقاي سيد جلالالدين آشتياني بر مجموعة رسائل حكيم سبزواري، صفحات 67ـ82).
بزرگترين حسنة حكيم سبزواري، مرحوم حكيم رباني، عارف كامل الهي، فقيه نامدار ، آخوند ملاحسينقلي همداني در جزيني (قدس سره) است. اين مرد بزرگ و بزرگوار كه فرزند يك چوپان پاكسرشت بود، براي ادامة تحصيل از همدان به تهران آمد. صيت شهرت و جاذبة معنويت حكيم سبزواري او را به سبزوار كشانيد. مدتي در حوزة آن حكيم شركت كرد. پس از آن به عتبات شتافت و براي تكميل علوم منقول، جزء شاگردان استاد المتأخرين حاج شيخ مرتضي انصاري قرار گرفت.

مجموعه آثار شهيد مطهري ج14 ـ خدمات متقابل اسلام و ايران صفحه: 524 الي 527
شهيد مطهري

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.