مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:45845 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:28

برهان صديقين در شناخت خدا به چه معناي مي باشد؟
اين برهان را اولين بار شيخ الرئيس ابو علي سينا در نمط چهارم از كتاب اشارات ، مطرح نمود و آن را ( ( برهان صديقين ) ) ناميد.از بيانات ابن سينا در ذيل اين برهان معلوم مي شود كه جرقه هاي اوليه چنين برهاني به وسيله آيات نوراني قرآن در ذهن و اند يشه اودرخشيده است . ( شرح اشارات ، ج 3، ص 66 ) . مرحوم محقق طوسي شارح بزرگ كلمات و آرا ابن سينا دليل آنكه اين برهان را به صديقين نام نهاده اند چنين گزارش مي كند : ( ( از آنجا كه روش قوم از [ الهيون ] راست ترين از دو راه [ طبيعيون و متكلمان ] بود اين قوم راصد يقين نام نهاده ) ) ( شرحي الاشارات ، ص 214 ) . به دليل آنكه در اين برهان با كمترين پيش فرض و كمترين مباني وجود خدا اثبات مي شود پس از ابن سينا، حكما بزرگ اسلامي رويكرد جدي به آن كرده و هريك با تقرير و بيان خاصي به تشريح اين برهان پرداختند .( حكيم الهي مرحوم ميرزاي مهدي آشتياني نوزده تقرير مختلف از برهان صد يقين را مطرح نموده اند .) ( رحوع كنيد به : تعليقه بر شرح حكمت ، ص 97 -488 ) به هر حال اين برهان صرفاً با نظر در حقيقت وجود، خداوند وواجب را اثبات مي كند .از همين رو با برهان متكلمان - كه از راه حدوث زماني وجود خدا را اثبات مي كنند - و با برهان طبيعيون - كه از طريق حركت وجود خداوند را اثبات مي كنند - و با برهان حكماالهي - كه از طريق امكان ذاتي وجود خداوند را ثابت مي نمايند - و بابرهان عرفا - كه از راه كشف و شهود به خداوند مي رسند - متفاوت ، وتنها راهي است براي صديقين ( صد يق مبالغه صادق است و آن كسي است كه در اقوال ، افعال ، نيت ها و عهدهايش با خدا و خلق خداملازم صدق است [ تعليق حكيم سبزواري ، اسفار، ج 6، ص 13 ] ) . دراين مجال نمي توان به همه تقريرهاي برهان صد يقين يا مهم ترين آن هااشاره كرد [ براي آشنايي با برخي از اين تقريرها، نك : عليزماني ،اميرعباس ، برهان صديقين از ديدگاه حكماي مسلمان ، در كتاب حكيم سبزواري ( كنگره بزرگداشت دويستمين سال تولد ) مجموعه مقالات ، انتشارات دانشگاه تربيت معلم سبزوار، چاپ اول ، 1374،صص 231 تا249 ] ولي به دليل آنكه تقرير مرحوم علامه طباطبايي رادر كتاب وزين اصول فلسفه و روش رياليزم ، ج 5، صص 86 - 76 ازتقريرات ديگر روان تر و جامع تر مي دانيم ، بيان ايشان را مطرحمي كنيم : ( ( واقعيت هستي كه در ثبوت وي هيچ شك نداريم هرگز نفي نمي پذيرد و نابودي برنمي دارد؛ به عبارت ديگر، واقعيت هستي بي هيچ قيد و شرط واقعيت هستي است و با هيچ قيد و شرطي لاواقعيت نمي شود و چون جهان گذران و هر جز از جهان نفي رامي پذيرد، پس عين همان واقعيت نفي ناپذير نيست بلكه با آن واقعيت ، واقعيت دارد و بي آن از هستي بهره اي نداشته و منتفي است و البته نه به اين معنا كه واقعيت با اشيا يكي شود و يا در آنهانفوذ يا حلول كند و يا پاره هايي از واقعيت جدا شده و به اشيابپيوند د [ بلكه مانند نور كه اجسام تاريك با وي روشن و بي وي تاريك مي باشند و در عين حال همين مثال نور در بيان مقصود خالي از قصورنيست ] به عبارت ديگر، او خودش عين واقعيت است و جهان واجزاي جهان با او واقعيت دارد و بي او هيچ و پوچ مي باشند .نتيجه : جهان و اجزاي جهان در استقلال وجودي خود و واقعيت داربودن خود تكيه به يك واقعيتي دارند كه عين واقعيت و به خودي خودواقعيت است ؛ [ و او همان خداوند و ذات لايزال حق است ]. ;

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.